English Version
This Site Is Available In English

درمان نتیجه صبر و حرکت در مسیر درست

درمان نتیجه صبر و حرکت در مسیر درست

جلسه نهم از دوره نهم کارگاه های آموزشی خصوصی کنگره ۶۰ به استادی  راهنما مسافر مجتبی، نگهبانی مسافر داوود و دبیری مسافرسعید با دستور جلسه * بزرگداشت آقای مهندس ودستاوردهای ایشان ومقالات تخصصی درمان سیگار وکاهش وزن * چهارشنبه 13 آبان ماه رأس ساعت ۱۷ آغاز به کار نمود.

خلاصه سخنان استاد:
امروز یکی از دوستان و همکارانم با من تماس گرفت و گفت: مجتبی، خیلی حالم بد است. پرسیدم: چرا؟ گفت: خسته شده‌ام، دوباره مصرف می‌کنم و حالم خوب نیست. به او گفتم: مگر به کنگره نیامدی؟ چرا به حرف راهنمایت گوش نکردی؟
گفت:  نمی‌دانم چرا این‌طوری شده‌ام. به او یادآوری کردم که قبلاً هم به او گفته بودم این‌ها همه حقه‌های شیطان هستند. تو همان زندگی و شرایط قبلی را داری و دوباره به دنبال همان خواسته‌های گذشته می‌روی. یک بار گفتی می‌خواهم مغازه بزنم، زندگی‌ام را تغییر بدهم و به موفقیت برسم. رفتی و دوباره برگشتی. بار دوم هم که آمدی، دوباره گفتی می‌خواهم کار دیگری انجام بدهم و به دنبال خواسته‌های دیگری رفتی. به او گفتم: نرو مصطفی، نرو! من در این زمینه تجربه دارم. اگر می‌خواهی با من مشورت کنی، به تو می‌گویم که نروی؛ چون این‌ها حقه‌های شیطان هستند. اما او دوباره به مصرف ادامه داد. وقتی پرسیدم روزی چقدر مصرف می‌کنی، گفت روزانه سه گرم مواد مصرف می‌کنم و در کنار آن یک پاکت سیگار هم می‌کشم.
این موضوع را گفتم تا به سفر اولی‌های عزیز یادآوری کنم که ما امروز با چه مجموعه و چه مسیری روبه‌رو هستیم. شاید بسیاری از شما آقای مهندس را فقط در تصاویر دیده باشید، اما ما حضور ایشان را از نزدیک لمس کرده‌ایم و امروز نیز مسیری را که از خودشان به یادگار گذاشته‌اند، مشاهده می‌کنیم.
مسیر درمان اعتیاد، درمان چاقی، درمان سیگار، آموزش کسب درآمد و درست زندگی کردن؛ ایشان در تمام این زمینه‌ها برای ما مسیر و نشانه‌هایی مشخص کردند. مطالب و آموزش‌های بسیار زیادی در سی‌دی‌های کنگره وجود دارد که حاصل سال‌ها تلاش، مطالعه و تجربه ایشان است. خاطره‌ای را به یاد دارم. روزی در جایی مشغول کار بودم و از پله‌ها پایین می‌آمدم. همسرم همراه دخترش از خانه بیرون آمدند. برای رعایت احترام ایستادم تا آن‌ها زودتر پایین بروند. همسرم گفت دخترم بیمار است و شما پایین بروید تا معطل نشوید. وقتی پایین آمدم، خانمی را دیدم که دخترش را به‌سختی از پله‌ها پایین می‌آورد. از او پرسیدم: حاج‌خانم، دخترتان چه مشکلی دارد؟ گفت: بیماری ام‌اس دارد.
آن روز من اصلاً نمی‌دانستم ام‌اس چیست و شناختی از این بیماری نداشتم. در آن زمان هنوز درمان نشده بودم و به کنگره می‌آمدم، آموزش می‌گرفتم و دوباره مصرف می‌کردم. از آن خانم درباره وضعیت دخترش پرسیدم. توضیح داد که بیماری‌اش به‌مرور بدتر شده و همسرش نیز او را رها کرده است. دختر روی دست خانواده مانده بود و باید از او مراقبت می‌کردند. با شنیدن این حرف‌ها دلم گرفت. با خودم گفتم: خدایا، یعنی این بنده خدا باید تا پایان عمر با این شرایط زندگی کند؟ یعنی هیچ درمانی برای این بیماری وجود ندارد؟ سال‌ها گذشت و امروز در کنگره درباره درمان بیماری ام‌اس نیز صحبت می‌شود. این موضوع برای من بسیار ارزشمند است. باید به این دستاوردها فکر کنیم و بدانیم اتفاقی که در کنگره می‌افتد، موضوع کوچکی نیست. من آن خانواده را از نزدیک دیده بودم و شرایطشان را لمس کرده بودم. با خودم فکر می‌کردم اگر راهی برای درمان وجود داشته باشد، شاید بسیاری از آن مشکلات و رنج‌ها برای آن خانواده به وجود نیاید. این فقط یک نمونه از اتفاقات و دستاوردهایی است که می‌توان درباره آن صحبت کرد. از دیدگاه من، مصرف‌کننده‌ای که زندگی‌اش از هم پاشیده است، ممکن است شکل دیگری از رنج و بیماری را تجربه کند. این‌ها را از روی احساس قلبی خودم می‌گویم تا بدانیم کجا هستیم و چه امکانات و آموزش‌هایی در اختیار ما قرار گرفته است. برای درمان، به‌خصوص برای یک سفر اولی، اولین هدف باید درمان خودش باشد. هیچ چیزی مهم‌تر از درمان نیست. اگر می‌خواهی به کنگره کمک کنی، اگر می‌خواهی به خانواده‌ات کمک کنی و اگر می‌خواهی بدانی چه خدمتی می‌توانی به کنگره ۶۰ ارائه بدهی، اولین قدم این است که درمان شوی. وقتی درمان اتفاق بیفتد، مسیرهای دیگر زندگی هم به روی تو باز می‌شوند. یکی دیگر از موضوعات مهمی که می‌خواهم درباره آن صحبت کنم، پارامتر زمان است.
بیشتر انسان‌ها به دنبال میانبر هستند. چه کسی دوست دارد صبح زود از خواب بیدار شود، وقتی می‌تواند بیشتر بخوابد؟ چه کسی دوست ندارد راحت زندگی کند و بدون سختی به خواسته‌هایش برسد؟ همه ما چنین خواسته‌هایی داریم، اما آقای مهندس به ما آموزش دادند که برای رسیدن به هر چیزی باید زمان لازم سپری شود. اگر می‌خواهی پولدار شوی، باید زمانش سپری شود. اگر می‌خواهی درمان شوی، باید زمان درمان را طی کنی. هیچ‌چیزی بدون گذراندن مراحل خودش به دست نمی‌آید. امروز به یکی از دوستان می‌گفتم که می‌خواهد از فردا سیگار را کنار بگذارد. به او گفتم: لازم نیست با عجله تصمیم بگیری که یک‌باره سیگار را کنار بگذاری. بهتر است به‌تدریج میزان مصرفت را کاهش بدهی. مثلاً ابتدا یک نخ کمتر مصرف کن و به برنامه‌ات زمان بده. اگر توانستی یک هفته همان مقدار را حفظ کنی، هفته بعد دوباره یک نخ دیگر کم کن. وقتی به این موضوع فکر کرد، متوجه شد که تغییر کردن نیازمند زمان و برنامه است. زمانی بود که به افراد پولدار نگاه می‌کردم و حسرت می‌خوردم. با خودم می‌گفتم این افراد از کجا به این جایگاه رسیده‌اند؟ چرا زندگی آن‌ها این‌قدر متفاوت است؟ اما به‌مرور متوجه شدم که ساختار زندگی این‌گونه نیست که یک‌شبه تغییر کند. شرایط باید به‌تدریج فراهم شود و انسان باید مراحل لازم را پشت سر بگذارد. درمان هم همین‌طور است. باید زمان لازم برای درمان سپری شود. باید آموزش ببینی، کتاب بخوانی و طبق برنامه حرکت کنی. درمان با عجله اتفاق نمی‌افتد. یکی از ویژگی‌های ارزشمند آقای مهندس این است که بسیاری از مسیرهایی را که امروز در کنگره وجود دارد، ابتدا خودشان تجربه و عملی کردند. برای مثال، در زمینه درمان سیگار، خودشان این مسیر را طی کردند. در زمینه درمان چاقی نیز ابتدا روی خودشان کار کردند. در موضوع راهنمایی هم زمانی که ضرورت آزمون و آموزش برای راهنمایان مطرح شد، این ساختار را ایجاد کردند تا افراد مطالعه کنند، امتحان بدهند و پس از پذیرفته شدن بتوانند در کنگره خدمت کنند. همچنین در زمینه کمک مالی به کنگره، وقتی بحث سرداری و کمک به مجموعه مطرح شد، خودشان از اولین افرادی بودند که برای این موضوع پیش‌قدم شدند. می‌خواهم بگویم ما با چنین شخصیتی روبه‌رو هستیم؛ انسانی که ابتدا خودش عمل می‌کند و سپس از دیگران می‌خواهد که آن مسیر را طی کنند. من دیشب در صفحه‌ای مطلبی درباره روش‌های دیگر درمان اعتیاد می‌دیدم. همیشه می‌گویم افرادی که در کمپ‌ها و مجموعه‌های دیگر فعالیت می‌کنند، لزوماً انسان‌های بدی نیستند؛ آن‌ها هم با روش و نگاه خودشان در حال فعالیت هستند. اما وقتی به شرایط و امکانات کنگره نگاه می‌کنم، بیشتر متوجه ارزش کار آقای مهندس می‌شوم. با خودم گفتم: خدا قوت به آقای مهندس؛ واقعاً برای مصرف‌کنندگان مواد مخدر زحمت کشیدید. اگر امروز این شعبه‌ها و این مجموعه وجود نداشت، ما در چه شرایطی بودیم؟ اگر جایی برای حضور و آموزش نداشتیم، شاید بسیاری از ما از یکدیگر جدا می‌شدیم و زندگی‌هایمان بیشتر از هم می‌پاشید. همین امکانات ساده‌ای که امروز در کنگره داریم، حاصل یک تفکر و ساختار درست است. همین غذایی که دوستان با زحمت آماده می‌کنند و در اختیار افراد قرار می‌دهند، بخشی از این ساختار است. در ماه رمضان، در جاهای دیگر ممکن است برای تهیه امکانات اولیه و حتی یک دیگ غذا، افراد مجبور باشند از این و آن درخواست کمک کنند؛ اما در کنگره آموزش داده می‌شود که باید برای خودتان امکانات و شرایط لازم را فراهم کنید. باید جایی برای خودتان داشته باشید و روی پای خودتان بایستید. ما امروز از این امکانات استفاده می‌کنیم و شاید گاهی فراموش کنیم که برای به وجود آمدن آن‌ها چه زحماتی کشیده شده است. در یکی از صحبت‌های آقای مهندس، درباره مسائل ساده زندگی و روابط میان انسان‌ها نکته‌ای مطرح شد. ایشان می‌گفتند حتی اگر دو برادر با یکدیگر معامله‌ای انجام می‌دهند، بهتر است آن را روی کاغذ بنویسند تا بعداً اختلافی به وجود نیاید. اگر حقی از کسی ضایع شود، نباید همه چیز را به گردن دیگران انداخت؛ گاهی این اتفاق به دلیل ناآگاهی و کوتاهی خود ماست. آقای مهندس درباره موضوعات مختلف زندگی صحبت کرده‌اند؛ از مسائل ساده روزمره گرفته تا مسائل علمی و تخصصی. شاید من نتوانم درباره تمام دستاوردهای علمی ایشان اظهارنظر کنم، اما می‌توانم درباره چیزهایی صحبت کنم که خودم دیده‌ام و لمس کرده‌ام. من آن خانواده را دیدم. رنج آن‌ها را از نزدیک مشاهده کردم. اگر امروز برای بیماری‌ها و مشکلات انسان‌ها راهی برای درمان پیدا شود، یک خانواده می‌تواند از رنج بزرگی نجات پیدا کند.

بیشتر انسان‌ها به دنبال میانبر هستند. چه کسی دوست دارد صبح زود از خواب بیدار شود، وقتی می‌تواند بیشتر بخوابد؟ چه کسی دوست ندارد راحت زندگی کند و بدون سختی به خواسته‌هایش برسد؟ همه ما چنین خواسته‌هایی داریم، اما آقای مهندس به ما آموزش دادند که برای رسیدن به هر چیزی باید زمان لازم سپری شود. اگر می‌خواهی پولدار شوی، باید زمانش سپری شود. اگر می‌خواهی درمان شوی، باید زمان درمان را طی کنی. هیچ‌چیزی بدون گذراندن مراحل خودش به دست نمی‌آید. آقای مهندس درباره موضوعات مختلف زندگی صحبت کرده‌اند؛ از مسائل ساده روزمره گرفته تا مسائل علمی و تخصصی. شاید من نتوانم درباره تمام دستاوردهای علمی ایشان اظهارنظر کنم، اما می‌توانم درباره چیزهایی صحبت کنم که خودم دیده‌ام و لمس کرده‌ام. من آن خانواده را دیدم. رنج آن‌ها را از نزدیک مشاهده کردم. اگر امروز برای بیماری‌ها و مشکلات انسان‌ها راهی برای درمان پیدا شود، یک خانواده می‌تواند از رنج بزرگی نجات پیدا کند.
گاهی آرزوی یک خانواده فقط این است که فرزندشان بتواند سالم زندگی کند و راه برود. حاضرند تمام زندگی خود را بدهند، اما فرزندشان سلامت باشد. همین موضوع نشان می‌دهد که درمان اعتیاد و بیماری‌ها و رهایی از ساختارهای منفی زندگی چه ارزش بزرگی دارد. از نظر من، ارزش کار آقای مهندس را باید در همین دستاوردها و تغییراتی دید که در زندگی انسان‌ها ایجاد شده است. ممکن است با شنیدن بعضی اتفاقات، سطح انرژی برخی از افراد پایین بیاید و این موضوع طبیعی باشد؛ اما در نهایت هدف اصلی باید خودمان باشیم. هرکدام از ما باید مسئولیت مسیر خودمان را بپذیریم. یک سفر دومی باید بداند که چگونه خدمت کند و یک سفر اولی نیز باید بداند که بهترین خدمتش در این مرحله، درمان خودش است. باید پله‌ها را درست طی کند، به‌موقع در جلسات حاضر شود و کارهایی را که راهنمایش از او می‌خواهد، انجام دهد؛ چون تمام این آموزش‌ها در جهت منافع خود اوست. همان دوستی که ابتدای صحبت‌هایم درباره‌اش گفتم، نمونه‌ای از این موضوع است. او دوباره به نقطه اول برگشته است. کسی که وارد کنگره می‌شود و با آموزش‌ها و آگاهی‌های آن آشنا می‌شود، دیگر نگاه قبلی را به مصرف ندارد. ممکن است فردی که هنوز با این آگاهی‌ها آشنا نشده، مصرف کند و حتی از مصرف خود لذت ببرد؛ همان‌طور که خود ما نیز زمانی چنین شرایطی داشتیم. اما وقتی وارد کنگره می‌شوی و آموزش می‌بینی، دیگر نمی‌توانی مانند گذشته به موضوع نگاه کنی. از یک طرف نمی‌توانی به مصرف گذشته برگردی و از طرف دیگر، اگر درمان را به‌درستی دنبال نکنی، در شرایط دشواری قرار می‌گیری. این یکی از سخت‌ترین وضعیت‌هایی است که یک انسان می‌تواند تجربه کند.
بنابراین، وقتی انسان وارد کنگره می‌شود و به آگاهی می‌رسد، مسئولیت بیشتری در قبال خودش پیدا می‌کند. همان‌طور که آقای مهندس آموزش داده‌اند، اعتیاد فقط به جسم مربوط نمی‌شود و ریشه‌های آن در اندیشه و تفکر انسان نیز وجود دارد. پس برای درمان باید این بخش‌ها را هم اصلاح کنیم. در پایان، از همه شما سپاسگزارم که به صحبت‌های من گوش دادید.
ودر ادامه رهایی مسافر علی از لژیون پنجم؛





عکس:مسافر محمد
ویرایش و ویراستاری:مسافر حمید رضا
سایت نمایندگی پردیس

ویژه ها

دیدگاه شما





۰ دیدگاه

در حال بارگذاری دیدگاه‌ها...