هفتمین جلسه، از دوره شصتم و یکم از سری کارگاههای آموزشی خصوصی کنگره۶۰، نمایندگی پروین اعتصامی اراک، با استادی راهنمای محترم مسافر حامد، نگهبانی مسافر منصور و دبیری مسافر جهانگیر با دستور جلسه «بزرگداشت آقای مهندس و دستاوردهای علمی ایشان (مقالات تخصصی، درمان سیگار و کاهش وزن) » یکشنبه دهم آبان ماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۷:۰۰ برگزار گردید.
خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان حامد هستم یک مسافر،
خداوند را شکر میکنم که امروز در این جایگاه قرار دارم، از راهنمای خودم، آقای مهدی، سپاسگزارم. از آقای مهندس و خانواده محترمشان نیز بسیار تشکر میکنم که بستری را فراهم کردند تا من از آن حالوهوا و درهمریختگی اعتیاد به سمت نور، سلامتی، بهبودی و ساختاری که امروز در آن قرار دارم، حرکت کنم. این ساختار همچنان ادامه دارد و من تحت آموزش کنگره هستم، از همه این عزیزان بسیار سپاسگزارم.
دستور جلسه امروز، بزرگداشت آقای مهندس و مقالات تخصصی سیگار و کاهش وزن است.
هرچقدر درباره بزرگداشت آقای مهندس فکر کردم، به این نتیجه رسیدم که شاید تنها راه آن این باشد که مسئولیت ما کمی بیشتر شده است؛ زیرا این اتفاق در زمان ما رخ داده و آقای مهندس سفر کردهاند، به نظر من، حرکت در این مسیر مستلزم آن است که با ایمانی بسیار قویتر و محکمتر نسبت به کنگره، آقای مهندس و روش "DST" (دی.اس.تی) قدم برداریم تا پرچمی که برافراشته شده است، به مقصد و جایگاه خود برسد.
این مسیر به مقصد میرسد، اما منِ حامد هم دوست دارم سهمی در این حرکت بزرگ و عظیمی داشته باشم که آقای مهندس در سیدیهای آخرشان درباره آن صحبت کردند.
آقای مهندس در سیدی «عالم غیب» میگویند برای اینکه ماندگار باشید، باید سپاسگزار و قدردان باشید.
امروز شاید نگهبانان این مسیر، ما باشیم و این مسئولیت بزرگی است که بتوانیم آن را بهدرستی انجام دهیم، آقای مهندس در تاریکیها حرکت کردند و به روشنایی رسیدند، ایشان این مسیر را در سختترین شرایط آن زمان طی کردند؛ اما امروز حرکت در این مسیر بسیار راحتتر شده است.
آقای مهندس الگوی بزرگی برای جامعه بشریت بودند و این موضوع را بهصورت بسیار ریز و بنیادی به من، حامد، آموزش دادند تا امروز بتوانم در ساختار خودم بایستم و الگویی برای دیگران باشم.
ما میگوییم زمانی یک بحث وجود داشت، اما امروز هزاران بحث به وجود آمده است، به نظر من، یکی از راههای بزرگداشت آقای مهندس این است که بتوانیم از نظر کلام، قدم و مال، در این مسیر درست حرکت کنیم.
در مورد دستاوردهای آقای مهندس، به نظر من روش "DST" یکی از شاهکلیدهاست؛ زیرا اتفاقات بسیاری با این روش رقم خورده است، درمان اعتیاد با روش "DST" اتفاق افتاد، پیش از شکلگیری کنگره و خارج از این ساختار، درمان اعتیاد به این شکل وجود نداشت و امروز هم این روش یکی از دستاوردهای بزرگ کنگره است که با استفاده از روش "DST"، داروی OT و پلههای مشخص درمانی به نتیجه رسیده است.
در ادامه، روش درمان سیگار به وجود آمد و پس از آن، روش درمان چاقی و موضوعات مربوط به بیماریهای دیگر نیز مطرح شدند. با وجود روش "DST"، بهتدریج به هسته مرکزی موضوع، یعنی بیان ژن، رسیدیم، آقای مهندس مطرح میکنند که باید زبان سلول تغییر کند و تا زمانی که زبان سلول و بیان ژن تغییر نکند، اتفاقی در ساختار فیزیولوژی رخ نخواهد داد.
ما این موضوعات را در کنگره ۶۰، در بخش درمان و جهانبینی، بهصورت آرام و تدریجی حرکت کردیم و با تمام وجودمان متوجه شدیم که امروز اگر منِ حامد، سلولها، افکار و اندیشههایم به سمت اعتیاد و سیگار حرکت نمیکنند، اتفاق بزرگی در درون من افتاده است.
بیرون از کنگره، اگر به گذشته نگاه کنیم، زمانی که کنگره میخواست شکل بگیرد، داستانهای مختلفی درباره مصرفکنندگان وجود داشت؛ از جمله اینکه آنها را به جزیره میبردند و اتفاقات دیگری که همه شما با آن آشنا هستید. اما امروز موضوع بسیار دقیقتر بررسی شده و گفته میشود که مسئله در سطح سلول هم وجود دارد، این تغییرات با زمان و بهواسطه روش "DST"، پلههای بیستویکروزه و حداقل ده ماه زمان اتفاق میافتد.
این موضوع در درمان سیگار نیز اتفاق افتاد و در درمان چاقی هم بهتدریج و ذرهذره پیش میرود، در کنار این مسائل، بحث جهانبینی نیز باید کار شود، منظورم از اینکه این موضوع فقط در کنگره وجود دارد، این است که من باید جهانبینی را یاد بگیرم تا افکار و اندیشههایم هم بتوانند به روش درمان کمک کنند و آن روش بتواند کار خودش را بهدرستی انجام دهد.
در ادامه، به این موضوع فکر میکردم که دیدم درمان فقر، موضوع سرطانها و اماس هم در کنگره مطرح شدهاند، مقالههایی که آقای مهندس ارائه کردهاند، درباره موضوعاتی هستند که اتفاق افتادهاند، به نظر من، این مسائل در ابتدا باورکردنی نیستند، اما ما با تمام وجودمان آنها را باور داریم.
اینکه در این هفتهها بزرگداشت برگزار میشود، به نظر من برای این است که عمق کار و جایگاهی را که داریم، بیشتر درک کنیم، هرکدام از ما، چه منِ حامد، چه یک سفر اولی، ایجنت یا مرزبان، باید کمی بیشتر تفکر کنیم و به خویشتن خویش خودمان توجه داشته باشیم.

به نظر من، کنگره ۶۰ و آقای مهندس ما را به خویشتن خویش خودمان رساندند؛ یعنی بهجای اینکه دوربین را به سمت دیگران بگیرم و رفتار دیگران را بررسی کنم، به خودم توجه کنم و درباره خودم بیندیشم.
برداشت من از دستور جلسات این است که منِ حامد باید به خویشتن خویش خودم فکر کنم، شاید برداشت من درست نباشد، اما حدود سه هفته است که این موضوع در دستور جلسات تکرار میشود و به من یادآوری میکند که به خودم توجه کنم، به نظر من، این یکی از دستاوردهای بزرگ کنگره برای من است، این موضوع از حرکت آقای مهندس و علمی که در کنگره ۶۰ وجود دارد، به دست آمده است.
آقای مهندس میگویند کار جدیدی را شروع نکنید، مگر اینکه کار قبلی را به اتمام رسانده باشید، این موضوع دقیقاً شبیه اتفاقی است که هنگام ورود به کنگره برای ما رخ میدهد. ابتدا دو ماه سفر میکنیم تا سازگاری اتفاق بیفتد و بعد درمان سیگار آغاز میشود، یعنی باید ابتدا یک ساختار در ما شکل بگیرد و سپس کار دیگری را شروع کنیم.
درمان سیگار باید به نتیجه برسد و تثبیت شود و بعد از آن، لژیون جونز آغاز شود، هر کاری باید به مرحلهای از اطمینان، ایمان و قوت قلب برسد تا بتوانیم کار جدیدی را شروع کنیم.
به نظر من، این یکی از بزرگترین آموزشهایی است که آقای مهندس به من، حامد، دادهاند و در کنگره اجرا کردهاند؛ اینکه هیچ کاری را روی هم قرار ندهیم و چند کار را همزمان و نیمهکاره انجام ندهیم.
در بحث پنجره شکسته نیز درباره همین موضوع صحبت میشود؛ اینکه هیچ کاری را نیمهکاره رها نکنیم.
اگر ما این آموزشها را در کنگره یاد بگیریم و به آنها عمل کنیم، به موفقیت بزرگی خواهیم رسید؛ همانطور که کنگره ۶۰ به موفقیتهای بزرگی رسیده است.
انشاءالله ما هم بتوانیم در این مسیر حرکت کنیم و این خواسته و تقدیر ما باشد که در کنگره حضور داشته باشیم، از وجود این ساختار استفاده کنیم و سهمی در پیشبرد و ادامه حرکت آن داشته باشیم.
از اینکه به صحبتهای من توجه کردید، ممنونم.
تایپ و عکس؛ مسافر روح الله
ویرایش و تنظیم؛ مسافر علی
مسافران نمایندگی پرویناعتصامی اراک
- تعداد بازدید از این مطلب :
155