جلسه چهاردهم از دوره چهل و یکم کارگاههای آموزشی خصوصی همسفران کنگره۶۰ نمایندگی فردوسی مشهد به استادی راهنما همسفر رویا، نگهبانی همسفر فریبا و دبیری همسفر زهره با دستور جلسه «بزرگداشت آقای مهندس و دستاوردهای علمی ایشان (مقالات تخصصی، درمان سیگار و کاهش وزن)» روز دوشنبه 11 آبانماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۶:۰۰ آغاز به کار کرد.
.jpg)
خلاصه سخنان استاد:
از خداوند بسیار سپاسگزارم که من را مستحق هدایت دانست و اجازه داد که خدمتگزار باشم. از خانواده بزرگ کنگره۶۰ و خانواده آقای مهندس بسیار تشکر میکنم که به من اجازه دادند در این مکتب مشق عاشقی بیاموزم. از راهنمایم همسفر طاهره که جایشان این جا خالی است، بسیار ممنونم که همیشه همراه من بودند و همچنین از نگهبان جلسه همسفر فریبا، گروه مرزبانی، ایجنت همسفر ساره بسیار سپاسگزارم که اجازه خدمت را به من در نمایندگی فردوسی دادند. قبل از صحبتم میدانم همه ما این روزها حال خوبی نداریم، به خاطر فقدان آقای مهندس غمناک هستیم. به هر حال یک حفرهای برای همه افراد کنگره است. همه این روزها شاید روزهای خوبی را نداشته باشیم، روزهای سختی را پشت سر میگذرانیم؛ ولی همانطور که آموزشها را گرفتهایم و آقای مهندس همیشه میفرمودند: مرگی وجود ندارد، فقط ایشان سفرشان را جای دیگری شروع کردهاند و از بعدی به بعد دیگر منتقل شدهاند؛ پس با این تفاسیر، همیشه آقای مهندس ناظر بر اعمال من است. این حفره را من طوری میتوانم پیاده کنم. این جای خالی آقای مهندس، حسی که دارم و رسالتی که برای من گذاشته، روی هر صندلی و هر جایگاهی که هستم، مسئولیتم را در همان مسیری که قرار دارم درست انجام دهم.
دستور جلسه دستاوردهای آقای مهندس هست و این یکی دو هفته حتماً دیگران صحبتهای زیادی کردهاند. فکر میکنم من رویا و همه شما دستاوردهای آقای مهندس هستیم که این جا نشستهایم. کنار هم آموزش میگیریم، به همدیگر حسد، کینه و نفرت نداریم و عشق میورزیم، همه اینها از آموزشهای آقای مهندس است. سیدیها و آموزشهای جهانبینی که دور هم در لژیون مینشینیم خودش یک دستاورد خیلی مهم است. چه بسا که ما قبل از کنگره حتی نمیتوانستیم با خانواده، خواهر و برادر خودمان به درستی رفتار کنیم؛ اما آقای مهندس به ما یاد داد که پندار، گفتار و رفتارمان نیک باشد و مهندس زندگی و افکار خودمان باشیم. همه اینها را پیرو آموزشهای آقای مهندس گرفتهایم.
من این جا میخواهم از آقای مهندس خیلی تشکر کنم که همه اینها را در قالب کتابها و سیدیها به ما یاد دادند. حالا از این تعارفات که بگذریم، میخواهم به آن دستاورد اصلی برسم که آقای مهندس همیشه میفرمودند: از من به عنوان یک دانشمند یاد کنید، ایشان یک محقق، نویسنده و پزشک هستند. به نظر من اصلاً پزشک نمیشود گفت، مقالههای خیلی قشنگی را ارائه دادهاند. من این مقالهها را که خواندم واقعاً لذت بردم و به خودم افتخار کردم که یک کنگرهای هستم. چرا میگوییم نویسنده؟ به خاطر اینکه کتابهای زیادی منتشر کردهاند. کتاب عشق، کتابی است که شالوده و بنای کنگره۶۰ هست. کتابی که برای من همسفر خیلی کار میکند تا به آن شناخت خود و خداوند میرسیم. در کتاب عشق میتوانیم به سوالات چرایی برسیم و راهها و آبادیهای قشنگی را یاد بگیریم.
کتاب عبور از منطقه ۶۰ درجه زیر صفر که در آن روش DST را آقای مهندس قشنگ ترسیم کردهاند. برای من همسفر که بدانم کجای سفر باید چه کاری انجام دهم و چه کاری را انجام ندهم. کتاب ۱۴ مقاله که مقالههای ایشان است و کتاب کاهش وزن که امروز من از همسفر محبوبه، راهنمای لژیون جونز میخواهم که دربارهاش توضیح دهد و اگر خودم هم توانستم توضیح میدهم و دیگران هم حتماً مشارکت کنند، تمام مقالهها را امروز بتوانیم از همدیگر آموزش بگیریم. به هر حال آقای مهندس یک نویسنده هستند. چرا میگوییم محقق هستند؟ چون همیشه آقای مهندس تحقیق را دوست داشتند. همه میدانیم که ایشان مهندس الکتروتکنیک بودند و چشمهای الکترونیکی را تولید کردند و دستگاهش را ساختند و چون درگیر اعتیاد شدند نتوانستند ادامه دهند و به روش DST میرسند.
آقای مهندس مقاله DST را سال ۱۳۷۸ در زاهدان نوشتند. چرا برای من همسفر به نگارش در میآورند؟ چرا میگوییم بیماری اعتیاد؟ در کشور و در خیلی از جاهای دنیا ناشناخته است؟ چرا میگویند اعتیاد مرموز یا مسمومیت مزمن است؟ چرا میگویند مسمومیت؟ آقای مهندس از این موانع کردهاند. چرا گفتند سم و مسمومیت نیست؟ به خاطر اینکه آلکالوئیدهای تریاک ۲۵ تا است و من از پاپاورین، تبائین، نارسئین و اینها همه استفاده میکنم، پس موارد پزشکی و داروها چه میشود؟ که میگوییم سم است؛ اما سم نیست، عبور کردند و گفتند بیماری اعتیاد، یک نوع جایگزینی است. حالا این جایگزینی میتواند چه باشد؟ میتواند مواد مخدر بیرونی را در داخل بدن من جایگزین مواد درونی کند، چه اتفاقی میافتد؟ بدن من دیگر آن مواد را ترشح نمیکند، چشمههای بدن خشک شده و فرد یک مصرفکننده میشود و زمانیکه مصرفکننده شد، باید به خاطر اینکه سیستم ایکس او بالانس شود، آقای مهندس فرمودند: غدد درونریز سیستم ایکس فرد خودش فعال میشود، بعد در ادامه همه بیماریها و همین بیماری اعتیاد به خود سیستم ایکس برمیگردد؛ یعنی آن مرحله جایگزین انجام میشود، فرد شروع به کم کردن مواد بیرونی میکند و ذرهذره رو به بهبود میرود و سیستم ایکس بالانس میشود.
مقالهای که به عنوان تئوری ایکس ارائه دادهاند، آقای مهندس چه میگوید؟ وقتیکه هر مصرفکنندهای آنتیایکس را به بدنش وارد کند، حالا این آنتیایکس میتواند قرص، حشیش، شیشه و تریاک باشد. سیستم ایکس فرد، در کل به هم میریزد و به جایی میرسد که به خاطر اینکه خودش را بالانس و تراز کند، باید موادی را از بیرون به داخل بدن بیاورد؛ پس همه بیماریها را میتوان گفت تقریباً از همین سیستم ایکس ما نشأت میگیرد. سیستم ایکس چه میگوید: وقتیکه موادی در درون بدن کم یا زیاد میشود، فرد دچار بیماری میشود. وقتیکه اینها باز تنظیم شد، فرد بیماریاش برطرف میگردد. آقای مهندس وقتی روش DST را ابداع کردند، طبق داروی مناسب، زمان مناسب، مقدار مناسب و اینکه چه موقع بخوریم؛ اینها همه را ما یاد گرفتهایم و مطالعه کردهایم. چهطور شد که اصلاً بیماریها درمان شد؟ آقای مهندس دیدند که بچهها وقتی میآیند، همه میگویند که مثلاً من MS یا سرطان داشتم خوب شدم، من کولیک داشتم خوب شدم؛ پس آقای مهندس پا را فراتر از کشف این متد DST گذاشتند، به درمان بیماریها رسیدند و فرمودند: افرادی که میگویند ما بیماریمان خوب شده است چه ارتباطی بین این بیماریها و درمان اعتیاد هست؟ دیدن این ارتباط همان سیستمایکس است. همان که اگر مواد در بدن من کم یا زیاد شود، آن تعادل و بالانس نیست و باعث میشود که آن بیماری را بگیرم. همانطور که بارها در کتابها خواندهایم، مثلاً اگر دوپامین بدن من کم شود، دچار پارکینسون میشوم؛ اگر دوپامین بالا باشد اسکیزوفرنی میگیرم و سروتونین بدن من کم باشد، افسرده میشوم؛ یعنی طبق آن موادی که در بدن کم و زیاد میشود، بیماریها هم کم و زیاد میگردد. این ارتباطش با سیستم ایکس است.
میخواهم بگویم وقتی که سیستمایکس ما از تعادل خارج شده، مسلماً باعث میشود که ما آن بیماری را بگیریم که همان کم بودن ناقلهای عصبی است. MS، بیماری خود ایمنی است. زمانی برای من پیش میآید که این ملینهای بدن من، سلولها آسیب ببینند. ملین خودش یک سلول عصبی، نخاعی و مغزی است که آن پوشش را ندارد. وقتی که فرد MS میگیرد، دیگر توانایی سلولی برایش انجام نمیشود؛ یعنی اختلال در سیگنالهایش به وجود میآید و موجب مشکلات جسمی، روانی و حتی روان پزشکی و چه بسا که مشکلات ذهنی برایش پیش میآید. طوری میشود که ضعف عضلات، درد، دوبینی و احساسات دارد یا از لحاظ چشمی ضعف زیادی دارد. حالا آقای مهندس گفتند: ما بیماری MS را چگونه میخواهیم درمان کنیم؟ با همین روش تدریجی، افزایش و کاهش همین داروی OT، یعنی همه این مراحل و درمانهای بیماری توسط همین صورت مسئله اعتیاد، DST خوب شدهاند. آقای مهندس تحقیقاتی روی موشها انجام میدهند و میبینند که بله، اگر من OT را سر ساعت و در دوزهای مشخص استفاده کنم. مسلماً به آن نتیجه دلخواه میرسم و ملینهایش خوب کار میکند و سلولهای آن غشاء روی ملینها که ضربه خورده و آسیب دیده درست و ترمیم میشوند و از بیماری MS نجات پیدا میکند؛ چه بسا سیستم ایکس او بهتر از قبل کار میکند. در مورد سرطان هم همین است.
آقای مهندس تحقیقات بسیار زیادی روی موشهای رَت انجام داده بودند، فکر میکنم ۷۲ موش را در مرحله آموزش قرار داده بودند و اینها باعث روش تدریجی یا همین افزایش و کاهش داروی OT شود. در یک فایلی آقای مهندس میفرمودند: این دوزها را ما مشخص میکنیم و در سه دوز و سه مرحله OT را میدهیم؛ ولی من هر چه گشتم نتوانستم مقدارش را پیدا کنم، فردی که مبتلا به سرطان است، چه مقدار OT باید مصرف کند. میخواهم بگویم این سرطانها، از جمله سرطان روده، کولیت و MS، همه به همین پایه و روش DST و تئوری سیستم ایکس ما برمیگردد. یک نکته کوتاه دیگر میخواهم بگویم که D.sap را فراموش نکنید. حتماً همه ما به عنوان همسفر و مادر هستیم، D.sap را در خانههایمان به عنوان یک داروی ویتامین داشته باشیم و استفاده کنیم. چون یک محلولی در D.sap وجود دارد که ضد سرطان است. من میتوانم این را به فرزند و همسرم به عنوان یک دارو که شاید گران باشد؛ اما برای ما این شربت نسبت به بیرون خیلی ارزانتر است و این داروی جادویی را همه ما در خانههایمان داشته باشیم.
رهایی ۴۰ سیدی همسفر نجمه رهجوی راهنما همسفر زهرا (لژیون ششم)

مرحله ۳۰ سیدی همسفر منصوره رهجوی راهنما همسفر مریم (لژیون شانزدهم)

رهایی ویلیام وایت همسفر منصوره رهجوی راهنما همسفر آرشیدا

برگزاری انتخابات نگهبانی



مرزبانان کشیک: همسفر سمیه و مسافر محسن
تایپیست: همسفر اعظم رهجوی راهنما همسفر زهرا (لژیون ششم)
عکاس: همسفر آیدا رهجوی راهنما همسفر فرزانه (لژیون پانزدهم)
ارسال: مرزبان خبری همسفر سمیه
همسفران نمایندگی فردوسی مشهد
- تعداد بازدید از این مطلب :
195