«نام سبزت تا ابد جاریست»
آه از دقائق بی حضور تو
تو در حیات چه کردی که در هجرانت بر دیدگانمان اشک جاریاست و گریه امانمان نمیدهد؟
سیلی از اشک تمام وجودمان را فرا گرفته است.
تو با دم مسیحاییات بر این کبوتران زخمی جان بخشیدی و عشق آموختی.
مهربانی و محبت را تفسیر کردی.
بخشش را بخشبخش کردی.
ساختار را ساختی.
راه نمایان کردی.
عقل را حاکم نمودی.
تو بر خاک خشک معجزهای بودی که رویش سبز بهاران را به ارمغان آوردی و نخلها را به استقامت خواندی.
از آیههای سرخ برائت به ساکنان شهر فراغت عافیت آموختی.
اینک ای از تبار خوبان
ای مسیح مهاجر
ای تنها....
نام سبز تو تا ابد جاریاست.
تا لحظه شکفتن
تا لحظه یقین
تا ابد...
و من ماندهام در دوراهی در پیشمانده و بر ختم خویش گریه میکنم.
منکه دل سپرده بودم به سوگ خود نشستم و در دلم دلدادگی و عاشقی مثل تو را با تبسم بر لبم خواهم خواند...
نویسنده: همسفر فاطمه رهجوی راهنما همسفر فاطمه (لژیون هشتم)
رابط خبری: همسفر صدیقه رهجوی راهنما همسفر فاطمه (لژیون هشتم)
ویرایش و ارسال: همسفر بهاره نگهبان سایت
همسفران نمایندگی امین قم
- تعداد بازدید از این مطلب :
640