دلنوشته مسافر محمدرضا رهجوی راهنمای محترم مسافر جواد از لژیون پنجم نمایندگی بیرجند؛
چه بغض سنگینی است وقتی باید برای مردی بنویسی که هنوز عطر وجود او در هوای کنگره ۶۰ جاری و ساری است؛ برای دلی که هنوز به تپشهای علم، ایمان و عشق به این سرزمین زنده بود و اکنون جسمش خاموش شده است.
استاد عزیز، چه زود و چه ناباورانه از میان ما رخت بربستید؛ بیآنکه فرصت وداعی باشد و بیآنکه دلهایمان آماده فراق باشد.
شما فقط بنیانگذار کنگره ۶۰ نبودید؛ شما چراغ راه ما بودید، نوری در ظلمت بیانگیزگی و بیهویتی. شما صدای رسای اندیشه در هیاهوی فراموشی علم بودید.
صدای مهربانتان هنوز در گوش عاشقانتان طنینانداز است. نگاه متینتان، چهره سرشار از انرژی و امیدتان و نجواهای گرمتان در جلسات جهان بینی چهارشنبهها ، در ذهن ما باقی مانده و خواهد ماند.
چه خانوادههایی که به پشتوانه دستاوردهای ارزشمند شما در زمینه درمان اعتیاد، توانستند به آینده امیدوار شوند و جگرگوشههایشان را با امید به زندگی زیبا، بلند بیندیشند، استوار بایستند و بلندپروازانه حرکت کنند.
اما اکنون ما ماندهایم و صندلی خالیتان؛ ما ماندهایم و بغضی که در کلمات نمیگنجد. ما ماندهایم تا ادامهدهنده رسالت خطیر شما باشیم و راهی را که با عشق و تلاش بنا نهادید، ادامه دهیم؛ راهی که روح بزرگ شما تا همیشه در فضای آن جاری خواهد بود.
استاد عزیز، اگرچه شما در میان ما نیستید، اما اندیشهتان، امیدتان و میراث پربار علمیتان، تا همیشه در رگهای کنگره ۶۰ خواهد تپید.
نامتان جاودانه، راهتان روشن و روحتان آرام باد.
مرزبان خبری: مسافر جلیل
رابط سایت: مسافر محمود لژیون پنجم
ارسال خبر: مسافر جواد لژیون سوم
- تعداد بازدید از این مطلب :
76