English Version
This Site Is Available In English

از درمان اعتیاد تا درمان ام اس، مسافر میلاد لژیون3

از درمان اعتیاد تا درمان ام اس، مسافر میلاد لژیون3

به نام خداوند بخشنده و مهربان
سلام دوستان، میلاد هستم، یک مسافر

در سال ۱۳۸۳، زمانی که فوتبال بازی می‌کردم، به زمین افتادم. پس از اینکه از زمین بلند شدم و به خانه رفتم، به پدرم گفتم که احساس می‌کنم بیماری مهمی دارم؛ زیرا من به هر چیزی که شک داشته باشم، به توانایی خودم در فوتبال شک ندارم.
پس از آن، به پزشک مراجعه کردیم. پزشک برای اطمینان بیشتر گفت که باید از من ام‌آر‌آی گرفته شود. پس از انجام ام‌آر‌آی، پزشک به من گفت که به بیماری ام‌اس مبتلا هستم و درمان را آغاز کرد.
افرادی که به بیماری ام‌اس مبتلا هستند، ممکن است در طول بیماری با حملات مختلفی مواجه شوند. در آن زمان، برای کنترل حملات بیماری، به بیمارستان مراجعه می‌کردیم و تحت درمان با سرم و تزریق کورتون قرار می‌گرفتم. این نوع درمان می‌تواند عوارضی داشته باشد و مصرف طولانی‌مدت کورتون نیز ممکن است به استخوان‌ها آسیب برساند و موجب پوکی استخوان شود.
پس از درمان، دوباره بهبودی حاصل می‌شد، اما این بهبودی برای من موقتی بود و ممکن بود بیماری دوباره به سراغم بیاید. گاهی چشمانم درگیر می‌شدند و همه‌چیز را تیره و تار می‌دیدم و گاهی نیز یک سمت بدنم، برای مثال سمت راست یا سمت چپ، دچار فلج می‌شد. در چنین شرایطی، دوباره باید برای درمان به بیمارستان مراجعه می‌کردیم.
در این میان، آمپول‌هایی به نام بتافرون برایم تجویز شده بود که باید یک شب در میان آن‌ها را تزریق می‌کردم. من به مدت ۱۰ سال این آمپول‌ها را تزریق کردم، اما سرانجام به پزشک گفتم که دیگر توان ادامه تزریق را ندارم. پزشک پیشنهاد کرد که از قرص استفاده کنم. من هم پذیرفتم و مصرف قرص را شروع کردم.
پس از پنج سال، دوباره بیماری به من حمله کرد و سمت راست بدنم فلج شد. در آن دوران، برای تسکین دردها و مشکلاتم به مصرف مشروبات الکلی، تریاک، گل و شیره روی آورده بودم. به این شکل سعی می‌کردم شرایط خودم را تحمل کنم، اما نمی‌دانستم که با این کار، مشکلات دیگری را نیز به زندگی‌ام اضافه می‌کنم.
تا اینکه با کنگره ۶۰ آشنا شدم.
وقتی به راهنمای خود گفتم که به بیماری ام‌اس مبتلا هستم، ایشان گفتند که باید نزد آقای مهندس دژاکام برویم. به همین دلیل، خدمت ایشان رسیدیم. مهندس از من پرسیدند: «به حرف بنده گوش می‌کنی؟»
من هم پاسخ دادم: «بله.»
ایشان فرمودند که باید به آموزش‌ها و راهنمایی‌های راهنمای خود گوش کنم و در مسیر درمان، طبق نظر و دستورالعمل‌های تعیین‌شده حرکت کنم.
من به توصیه‌های مهندس توجه کردم و در مسیر درمان و آموزش قرار گرفتم. به‌تدریج احساس کردم که حالم روزبه‌روز بهتر می‌شود و آرامش بیشتری به دست می‌آورم.
لازم می‌دانم به نکته دیگری نیز اشاره کنم. پزشک من همیشه دو توصیه مهم به من می‌کرد:
۱. سیگار نکشم.
۲. آرامش داشته باشم، حالم خوب باشد و تا حد امکان از نگرانی و افکار آزاردهنده دوری کنم.
با وجود این توصیه‌ها، پیش از ورود به کنگره ۶۰ نتوانسته بودم آن‌ها را به‌درستی در زندگی خود اجرا کنم؛ اما پس از ورود به کنگره و قرار گرفتن در مسیر آموزش، توانستم به این دو موضوع نیز توجه بیشتری داشته باشم و تغییرات مثبتی را در زندگی خود تجربه کنم.
در پایان، اجازه می‌خواهم اعلام سفر خود را بیان کنم.
سلام دوستان، میلاد هستم، یک مسافر.
آخرین آنتی‌ایکس مصرفی من تریاک، شیره، گل و الکل بود. سفر خود را در شعبه میرداماد، در لژیون سوم، به راهنمایی آقای سعید رفیعی آغاز کردم.
با روش DST و داروی OT، به مدت ۱۳ ماه و ۱۳ روز سفر کردم و در حال حاضر، یک سال و سه ماه و چند روز است که آزاد و رها هستم.
پس از آن، سفر سیگار خود را در لژیون بیست‌وششم، به راهنمایی آقای مهدی صالحی، آغاز کردم. این سفر ۱۰ ماه و دو روز طول کشید و در حال حاضر، یک سال و پنج ماه و چند روز است که از بند سیگار نیز آزاد و رها هستم.
امروز حال بسیار خوبی دارم و از اعماق وجودم، ابتدا خداوند را شکر می‌کنم که کنگره ۶۰ را در مسیر زندگی من قرار داد و فرصت تغییر و حرکت به‌سوی آرامش را برایم فراهم کرد.
سپس از مهندس حسین دژاکام، روحشان شاد، و خانواده محترم ایشان، تمام دیده‌بانان، راهنمایان و خدمت‌گزاران کنگره ۶۰ صمیمانه تشکر می‌کنم.
همچنین از آقای سعید رفیعی، راهنمای درمان اعتیادم، و آقای مهدی صالحی، راهنمای درمان سیگارم، از صمیم قلب سپاسگزارم.
در پایان، از تمام اعضای کنگره ۶۰، به‌ویژه دوستان عزیزم در لژیون سوم و لژیون بیست‌وششم، تشکر می‌کنم که در این مسیر همراه و پشتیبان من بودند.
امیدوارم بتوانم با ادامه آموزش‌ها و خدمت در کنگره ۶۰، قدردان این فرصت ارزشمند باشم و آنچه را آموخته‌ام، در زندگی خود به کار بگیرم.
از همه شما سپاسگزارم.

نمایندگی میرداماد اصفهان

ویژه ها

دیدگاه شما





۰ دیدگاه

در حال بارگذاری دیدگاه‌ها...