جلسه دوم از دوره پنجم کارگاههای آموزشی خصوصی کنگره۶۰ نمایندگی بندرعباس با استادی مسافر عیسی و نگهبانی مسافر میلاد و دبیری مسافر محمدامین با دستور جلسه "بزرگداشت جناب مهندس دژاکام (کتابها)" در روز پنجشنبه سی ام مهر ماه ۱۴۰۵ راس ساعت ۱۷:۰۰ آغاز بکار کرد:
خلاصه سخنان استاد:
.jpg)
خدا را شاکرم که یک روز دیگر در زیر سقف کنگره، در شعبه بندرعباس، در کنار شما در حال آموزش گرفتن هستم.
اول از همه، خدا قوت عرض میکنم به همه خدمتگزاران شعبه، ایجنت محترم، آقای علیرضا، مرزبانان و مسافرانی که در طول این هفته زحمت کشیدند و در مراسم ختم یا همان گرامیداشت جناب مهندس حضور پیدا کردند. از همه تشکر و قدردانی میکنم.
خوش به حالتان که توانستید در این مراسم حضور پیدا کنید و وجودتان را سرشار از آرامش کنید. خواسته جناب مهندس نیز همین بود که ما فقط به آرامش و آسایش برسیم و دغدغهای نداشته باشیم. حتی از رفتن ایشان نیز دستاوردی به ما هدیه شد؛ زیرا جناب مهندس در تمام سیدیهای خود گفتهاند که انسان هیچوقت نباید بنشیند، غصه بخورد و خود را درگیر ناراحتیها کند، بلکه باید برای پیش بردن آن مسئله فکری کند و برای بهبودی آن تلاش کند.
.jpg)
اگر بخواهم درباره این دستور جلسه هفتگی که بسیار زیباست صحبت کنم، باید بگویم همه انسانهایی که کنگره ۶۰ را میشناسند، حتی اگر فیلسوف یا دانشمند باشند و بخواهند کنگره ۶۰ را توضیح دهند، نمیتوانند بهدرستی حق مطلب را ادا کنند.
جناب مهندس فردی بودند که کمتر کسی پیدا میشد بتواند موضوعی از دستاوردهای ایشان را به زیبایی بیان خودشان توضیح دهد. من نیز تمام تلاشم را که به کار بگیرم، میتوانم تنها درباره یک کلمه از تمام دستاوردهای مهندس صحبت کنم.
.jpg)
جناب مهندس زمانی که جلسه را شروع میکردند، در ابتدا میگفتند: «انشاءالله حال همه شما خوب باشد و من هم خوب هستم.» یعنی وقتی ما خوب بودیم، ایشان هم خوب بودند؛ زیرا تمام تلاش جناب مهندس این بود که ما به آرامش برسیم. ایشان به آن صلحی فکر میکردند که قرار بود ما به آن برسیم.
ما زمانی یک نوحهخوان را برای مراسمی دعوت میکنیم که بابت یک ساعت، حداقل ۵۰ میلیون دستمزد دریافت میکند؛ اما جناب مهندس تمام اطلاعات و دانش خود را مانند بارانی از طلا در اختیار ما قرار دادهاند.
کتاب «۶۰ درجه» را که مهندس نوشتهاند، هنوز هیچکس بهطور کامل درک نکرده است. به گفته خود مهندس، این موضوعات در دنیای آخرت نیز قابل استفاده هستند. جناب مهندس زمانی که کار خود را آغاز کردند، عشق در وجودشان نهفته بود؛ عشقی که خداوند در وجود جناب مهندس دیده بود و ایشان را انتخاب کرد. اگر عشقی نباشد، جهانی هم نیست؛ اگر محبت نباشد، جهانی نیست.
.jpg)
جناب مهندس زمانی که کارخانه ساخت چشم الکترونیکی را راهاندازی کردند، به دنبال کشفی بودند که بتواند کمکی به اعضای جسم انسان کند.
زمانی که جناب مهندس روش DST را کشف کردند، بین این دو گزینه، یعنی روش DST و تولید چشم الکترونیکی، روش DST و درمان اعتیاد را انتخاب کردند. چرا؟ چون روش DST جسم، روح و روان خود انسان را درمان میکرد.
جناب مهندس همه چیزهایی را که از دست داده بودیم، به ما برگرداندند. ایشان تمام آنها را با وادیها و آموزشهای ناب خود به ما بازگرداندند و ما را از بدبختی، تاریکی و گرفتاریها نجات دادند. آیا این بزرگترین دستاورد نیست که انسانی را از این همه گرفتاری نجات دادند؟
جناب مهندس پس از ۱۱ سال تحقیق و پژوهش درباره آفتی که در درخت گردو وجود داشت و هیچکس نتوانسته بود آن را کشف کند، سرانجام این دستاورد را به دست آوردند و نام آن آفت را «آب سیاه» اعلام کردند.
انشاءالله روح جناب مهندس در آرامش باشد و ما بتوانیم راه ایشان را ادامه دهیم.
.jpg)
مرزبان کشیک : مسافر ایمان
لژیون خدمت گذار: لژیون اول
مهماندار : همسفر امیر رهجوی راهنما مسافر علیرضا
میکروفون گردان : مسافر محمدرضا رهجوی راهنما مسافر محمدمهدی
عکس: مسافر امید رهجوی راهنما مسافر علیرضا
تایپ: مسافر اسحاق رهجوی راهنما مسافر بختیار
سیستم صوتی: مسافر ایمان رهجوی راهنما مسافر سبحان
ویراستاری و ارسال: مسافر سجاد رهجوی راهنما مسافر علیرضا
- تعداد بازدید از این مطلب :
95