جلسه سوم از دوره ششم کارگاههای آموزشی عمومی کنگره ۶۰ نمایندگی ارم، با استادی راهنمای محترم مسافر ناصر، نگهبانی مسافر احسان و دبیری مسافر فرهاد با دستور جلسه «بزرگداشت آقای مهندس و دستاوردهای علمی ایشان (کتاب ها)» در روز پنجشنبه مورخه 30 مهر ماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۷ آغاز به کار کرد.
خلاصه سخنان استاد:
.jpg)
سلام دوستان ناصر هستم یک مسافر
خیلی خوشحالم که در این جایگاه قرار گرفتم و در کنار شما دوستان عزیز هستم. انشاءالله بتوانیم هم من و هم شما، آموزشهای کافی را دریافت کنیم و از تجربیات و دانستههای یکدیگر استفاده کنیم.
دستور جلسه امروز، بزرگداشت آقای مهندس، دستاوردهای علمی و کتابهای ایشان است. دیروز داشتم به صحبتهای دکتر امین گوش میکردم. واقعاً بعضی از مطالبی که آقای مهندس درباره آنها صحبت کرده بودند، برای من تازگی داشت. درباره آن دوراهیای که آقای مهندس بعد از درمان اعتیاد با آن روبهرو شده بودند، صحبت شد. حتماً روزهای سختی را پشت سر گذاشته بودند. استاد امین، آقای دکتر امین، فرمودند که ما تا سال ۱۳۸۸ حتی ماشین سواری هم نداشتیم و در سال ۱۳۹۵ مستأجر بودیم و بعد خانهای را که در آن مستأجر بودیم، خریدیم. با خودم فکر میکردم که آقای مهندس حتماً میتوانستند به فکر زندگی شخصی خودشان باشند و مشکلاتی را که در دوران اعتیاد به وجود آمده بود، برطرف کنند. شاید میتوانستند تمام آن عقبافتادگیها را جبران کنند و به مشکلات خودشان بپردازند؛ اما ایشان تصمیم گرفتند آن مسائل را رها کنند و به مشکلات مصرفکنندگان بپردازند؛ مشکلاتی که خودشان آنها را درک میکردند.
خدا را شکر میکنم؛ هزاران بار خدا را شکر که چنین انسانی در مسیر زندگی ما قرار گرفت و این علم را به این شکل در اختیار ما گذاشت. به نظر من، ما که وارد کنگره ۶۰ شدهایم و با این آموزشها آشنا شدهایم، باید روزی هزار بار خدا را شکر کنیم که آقای مهندس بودند و چنین علمی را در اختیار ما قرار دادند. امروز داشتم لایو همایش را تماشا میکردم. یک آقای دکتر، فکر میکنم دکتر رامین، صحبت میکردند و میگفتند که قبل از آقای مهندس، اصلاً درمان اعتیاد بیشتر به مصرف کردن یا مصرف نکردن مربوط میشد. کسی توجهی به این نداشت که مصرفکنندهای که مصرفش را قطع کرده، از نظر حسی و حال روحی در چه وضعیتی قرار دارد و آیا به آن تعادلی که باید داشته باشد، رسیده است یا خیر. به حالات روحی، روانی و جسمی او توجه چندانی نمیشد و فقط معیار درمان اعتیاد، مصرف کردن یا مصرف نکردن بود.
اما آقای مهندس این مسائل را در نظر گرفتند. من احساس میکنم گاهی بعضی از این موضوعات را فراموش میکنیم؛ اینکه آقای مهندس از همان ابتدا به این نکته توجه داشتند که شخصی که مصرف را قطع میکند، باید به تعادل برسد. من احساس میکنم این تعادل، حتی بیرون از دنیای اعتیاد و خارج از کنگره هم خیلی کم وجود دارد. کمتر کسی را پیدا میکنیم که حتی گرفتار اعتیاد هم نباشد، اما آن تعادل لازم را در زندگی خودش داشته باشد. باز هم خدا را شکر میکنم که در کنگره حضور دارم و با توجه به چیزهایی که خودم در کنگره تجربه کردهام و از دستاوردهای آقای مهندس و کتابهایی که مطالعه کردهام، احساس میکنم علم کنگره واقعاً بینظیر است و بیرون از کنگره کمتر جایی را میتوان پیدا کرد که چنین موضوعاتی را با این شکل و عمق مطرح کرده باشد.
حتی اگر بخواهیم کتابها را مطالعه کنیم، مطالب بسیار ارزشمندی در آنها پیدا میکنیم. چند روز پیش داشتم به یک کتاب صوتی گوش میدادم که اسمش را فراموش کردهام؛ اما موضوعی که در آن مطرح میشد، این بود که بیشتر مشکلات روحی و روانی انسانها به این برمیگردد که درگیر جنگ ذهنی خودشان هستند. انسانها فکر میکنند آن شخصی که در ذهنشان با او درگیرند، خودشان هستند. اما آقای مهندس در این کتاب بهطور کامل این موضوع را باز میکنند که من فقط همین کالبد نیستم؛ در وجود من یک روح و یک جن وجود دارد و هم دو گرایش متفاوت؛ یک گرایش به سمت نیکی و یک گرایش به سمت پلیدی. هرکدام از اینها میتوانند راهکارها و مسیرهای خودشان را در وجود من ایجاد کنند، اما در نهایت این من هستم که باید انتخاب کنم. به نظر من، همین که انسان متوجه شود بعضی از افکار، ذات واقعی خودش نیستند و ممکن است به او القا شوند، خودش میتواند کمک بسیار بزرگی باشد؛ چون وقتی این موضوع را بفهمد، بهتر میتواند افکارش را بشناسد و درباره آنها تصمیم بگیرد.
بیشتر از این وقت شما دوستان عزیز را نمیگیرم. جلسه را به مشارکت دوستان واگذار میکنم.
.jpg)
عکس و تایپ: مسافر حسن
ویراستاری و ارسال: مسافر فرهاد
- تعداد بازدید از این مطلب :
93