English Version
This Site Is Available In English

شناخت دستاوردهای مهندس دژاکام؛ از آموزش و خودشناسی تا ساختار پایدار کنگره ۶۰

شناخت دستاوردهای مهندس دژاکام؛ از آموزش و خودشناسی تا ساختار پایدار کنگره ۶۰

دوازدهمین جلسه از دور پنجاه و چهارم از سری کارگاه‌های آموزشی خصوصی کنگره ۶۰، نمایندگی پارک لاله با استادی راهنمای محترم مسافر محسن و نگهبانی مسافر علیرضا و دبیری مسافر بهرام روز پنج‌شنبه ۳۰ مهر ماه ماه ۱۴۰۵ با دستور جلسه《بزرگداشت آقای مهندس و دستاورد‌های علمی ایشان (کتاب‌ها)》راس ساعت ۶:۰۰ صبح آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان، محسن هستم، یک مسافر.

خیلی خوشحالم که امروز در خدمت شما عزیزان هستم. از نگهبان محترم و دبیر جلسه تشکر می‌کنم که این فرصت را در اختیار من قرار دادند. در این حدود ده روز، در جلسات و شعب مختلف کنگره حضور داشتم و هر شعبه نیز حس‌وحال و فضای خاص خودش را دارد. با توجه به فرصت محدودی که در اختیار دارم، نمی‌دانم از کجا شروع کنم و چگونه صحبت‌هایم را جمع‌بندی کنم. معمولاً از قبل مطلبی آماده نمی‌کنم و صحبت‌هایم را به حس‌وحال همان شعبه واگذار می‌کنم.

بار دیگر فقدان جناب مهندس را به همه شما عزیزان تسلیت می‌گویم. از دست دادن ایشان ضایعه‌ای بسیار بزرگ است. شاید بسیاری از اعضا فرصت چندانی برای دیدار نزدیک با ایشان نداشته‌اند؛ اما من بیش از نوزده سال است که با کنگره ۶۰ همراه هستم و بیش از هجده سال نیز افتخار همکاری با جناب مهندس را در امور مطبوعات کنگره داشته‌ام. همچنین با افتخار، ویراستاری آثار ایشان را بر عهده داشته‌ام.

به نظر من، یکی از مهم‌ترین موضوعات از نظر درک انسانی این است که ارزش‌هایی را که در زندگی با آن‌ها سروکار داریم، در بستر تاریخی و زمانی خود بشناسیم. این شناخت به ما کمک می‌کند درک درست‌تری از آن ارزش‌ها داشته باشیم و در ادامه بتوانیم از آن‌ها نگهبانی کنیم، پاسدارشان باشیم و مراقب بمانیم که به‌درستی حفظ شوند.

بنابراین، وقتی درباره جناب مهندس و دستاوردهای ایشان صحبت می‌کنیم، باید بدانیم این دستاوردها چگونه به وجود آمده‌اند و چه تأثیری بر زندگی انسان‌ها گذاشته‌اند.

من همیشه مثالی برای فرزندان خودم می‌زنم. زمانی آن‌ها را به زمین‌های کشاورزی بردم و کشت گندم را به آن‌ها نشان دادم. سپس آن‌ها را به آسیاب بردم و بعد، با اجازه نانوایی، به محل کار نانوا و کنار تنور رفتیم. به آن‌ها گفتم: ببینید، این نانوا از ساعت چهار صبح به اینجا می‌آید، خمیر آماده می‌کند و زحمت می‌کشد تا نان به دست مردم برسد.

به نظر شما، نگاه کودکی که این مراحل را از نزدیک می‌بیند، با نگاه کودکی که نمی‌داند نان چگونه تهیه می‌شود، یکسان است؟ آیا این دو کودک به یک شکل قدر نان را می‌دانند و با آن برخورد می‌کنند؟

قطعاً نه.

اگر می‌خواهیم درباره جناب مهندس صحبت کنیم و دستاوردهای ایشان را بشناسیم، باید مسیر شکل‌گیری این دستاوردها را هم بشناسیم. تنها در این صورت است که می‌توانیم از آن‌ها بهره بیشتری ببریم و درک کنیم که این تلاش‌ها چه اثری بر جامعه، زندگی انسان‌ها و جهان پیرامون ما گذاشته‌اند و در آینده چه مسیری را طی خواهند کرد.

اگر بخواهید با نوع نگاه من آشنا شوید، می‌توانید مقدمه کتاب‌هایی را که به لطف جناب مهندس فرصت نوشتن آن‌ها را داشته‌ام، مطالعه کنید. در آن مقدمه‌ها تا اندازه‌ای می‌توان با نگاه و برداشت من از ایشان و آثارشان آشنا شد.

من همیشه به دوستان می‌گویم وقتی می‌خواهید موضوعی را بررسی کنید، کمی عمیق‌تر و دقیق‌تر به آن نگاه کنید.

به باور من، زمان و شرایط تاریخی نیز در شکل‌گیری دستاوردهای جناب مهندس نقش مهمی داشته‌اند. اگر ایشان بیست سال زودتر یا بیست سال دیرتر وارد این مسیر می‌شدند، شاید این اتفاقات به همین شکل رخ نمی‌داد. گویی شرایط آن دوره به‌گونه‌ای فراهم شد که امکان بهره‌گیری گسترده‌تری از تلاش‌ها و دستاوردهای ایشان به وجود آمد.

شما درباره گذشته جناب مهندس، درگیری ایشان با مسئله اعتیاد و مسیر شکل‌گیری روش درمانی‌شان، در روزنامه‌ها و کتاب‌های کنگره مطالبی خوانده‌اید. من نیز در طول این هجده سال همکاری نزدیک با ایشان، فرصت کم‌نظیری برای آموختن داشتم و همیشه قدردان این فرصت بوده‌ام و خواهم بود.

اگر بخواهم جناب مهندس را برای شما توصیف کنم، باید بگویم ایشان یکی از واقعی‌ترین، خاکی‌ترین و مستندترین انسان‌هایی بودند که در زندگی‌ام دیده‌ام.

گاهی می‌بینیم فردی به جایگاهی می‌رسد و اطرافیان چنان او را بالا می‌برند که دیگر دسترسی به او دشوار می‌شود. اما در کنگره ۶۰، ما با تقدس‌گرایی سروکار نداریم. جناب مهندس نیز بارها در سخنان خود تأکید کرده‌اند که نه پیر و مراد، بلکه دانشمند و معلم اعضا هستند و در زمینه کار و آموزش خود تخصص دارند.

در کنار دانش و تجربه، ایشان انسانی بسیار خاکی، فهمیده و برخوردار از درکی دقیق نسبت به انسان‌ها بودند؛ به‌ویژه نسبت به جامعه مصرف‌کنندگان مواد مخدر. من پیش از این نیز سابقه تحصیل و فعالیت داشتم، اما گاهی هنگام گوش دادن به سی‌دی‌های ایشان با خودم فکر می‌کردم که چگونه یک انسان می‌تواند از ساده‌ترین موضوعات زندگی تا بالاترین مفاهیم فرهنگی و رفتاری را با این دقت آموزش دهد.

از نحوه درست دست گرفتن قاشق و چنگال گرفته تا فرهنگ رفتار، آداب معاشرت و شناخت روابط انسانی، همه در آموزش‌های ایشان جایگاه داشتند. آیا کسی که خودش درک عمیقی از روابط انسانی، محیط و رفتار آدم‌ها نداشته باشد، می‌تواند چنین آموزش‌هایی را به دیگران منتقل کند؟

من شخصاً معتقدم، فارغ از هرگونه تعارف یا علاقه‌ای که به استاد خود داریم، اگر به نوشته‌ها، آموزش‌ها و میراث نظری و عملی جناب مهندس نگاه کنیم، با مجموعه‌ای ارزشمند روبه‌رو می‌شویم که حاصل سال‌ها تجربه، تفکر و کار مستمر است.

یکی از نکاتی که همیشه برای من شگفت‌انگیز بود، شناخت عمیق ایشان از افرادی بود که در کنگره فعالیت می‌کردند. در طول این سال‌ها، تعداد دیده‌بانان تغییر کرده است و هرکدام مسئولیت‌های سنگینی بر عهده داشته‌اند؛ از امور مالی و ساختمان سیمرغ گرفته تا مرزبانی، تازه‌واردین و راهنمایی.

جناب مهندس توانایی‌ها و ظرفیت‌های افراد را می‌شناختند و تلاش می‌کردند هرکس را در جایگاهی قرار دهند که بتواند بیشترین بهره‌وری و تأثیر را داشته باشد. این کار شبیه عملکرد پدر و مادری آگاه است که استعدادهای فرزندان خود را می‌شناسند و آن‌ها را در مسیری قرار می‌دهند که با توانایی‌هایشان متناسب باشد.

در طول سال‌های همکاری، گاهی از میزان شناخت ایشان نسبت به اطرافیان و افرادی که در کنارشان کار می‌کردند، شگفت‌زده می‌شدم. اگر من توانستم تغییر کنم و از نقطه‌ای که در آن قرار داشتم به جایگاه بالاتری برسم، این را صرفاً حاصل توانایی خودم نمی‌دانم؛ بلکه نگاه، تجربه، دقت نظر و لطف جناب مهندس نیز در این مسیر نقش مهمی داشت.

ایشان همیشه می‌فرمودند: «من آدرس شما را به خودتان دادم.»

به نظر من، این جمله به یکی از مهم‌ترین جنبه‌های آموزش در کنگره اشاره دارد؛ یعنی انسان به‌تدریج خودش را بشناسد، توانایی‌ها و ضعف‌هایش را کشف کند و در عمل به نقطه‌ای برسد که تغییر واقعی در او اتفاق بیفتد. این همان مسیری است که خودشناسی را از یک مفهوم ذهنی به تجربه‌ای عملی در زندگی تبدیل می‌کند.

نمی‌دانم در این فرصت کوتاه چه اندازه می‌توانم درباره این موضوعات صحبت کنم؛ اما اگر به جناب مهندس ارادت داریم، باید آن را در عمل نشان دهیم. برای این کار، شناخت عمیق آموزش‌های کنگره ضروری است؛ چه در بخش فنی و درمان اعتیاد و چه در زمینه جهان‌بینی و شناخت مسائل زندگی.

در جلسات دیگر نیز گفته‌ام که بعضی افراد تصور می‌کنند مطالب جناب مهندس را شنیده‌اند و آن‌ها را فهمیده‌اند؛ درحالی‌که گاهی از یک جمله ایشان می‌توان برداشت‌های متفاوتی داشت و ممکن است بخش زیادی از برداشت‌های ما دقیق و درست نباشد.

در یکی از سی‌دی‌ها، با موضوع «فهم در کلام»، بر اهمیت درست فهمیدن کلام تأکید می‌شود. شاید بعضی بپرسند مگر کلام هم به فهمیدن نیاز دارد؟ بله؛ شنیدن یک جمله با درک درست معنای آن تفاوت دارد. ممکن است ما سخنی را بشنویم، اما آن را ناقص یا نادرست برداشت کنیم و در نتیجه، همان برداشت نادرست را به دیگران منتقل کنیم.

برای روشن شدن موضوع، مثالی می‌زنم. در شعبه شادآباد حضور داشتم و یکی از اعضای قدیمی مشارکت کرد و گفت که امروز در کنگره، درمان اعتیاد فقط پنج درصد کار است و نودوپنج درصد باقی‌مانده به جهان‌بینی مربوط می‌شود.

پس از جلسه، در حضور راهنمای جلسه و جناب مهندس، با ایشان صحبت کردم و پرسیدم آیا واقعاً منظور همین بوده است؟

من به او یادآوری کردم که در کتاب‌های کنگره بر اهمیت جسم در درمان اعتیاد تأکید شده است. در گام نخست، باید جسم و سیستم‌های حیاتی بدن به تعادل برسند؛ زیرا وقتی فرد در وضعیت خماری یا نشئگی شدید قرار دارد، توانایی شنیدن، دیدن، تمرکز کردن و درک درست مسائل نیز ممکن است تحت تأثیر قرار بگیرد.

بنابراین، اهمیت جسم در فرایند درمان را نمی‌توان نادیده گرفت یا آن را به سهمی ناچیز تقلیل داد. آن عضو توضیح داد که منظورش این بوده که پس از مدتی، با دریافت برنامه از راهنما و پیشرفت در سفر، توجه فرد بیشتر به جهان‌بینی معطوف می‌شود. اما من گفتم اگر این توضیح را ارائه نکنیم، ممکن است مخاطب برداشت نادرستی داشته باشد و تصور کند که توجه به درمان جسمی دیگر اهمیتی ندارد.

در طول این سال‌ها، نمونه‌های مختلفی دیده‌ام. افرادی بوده‌اند که تصور می‌کردند چون سال‌هاست در کنگره حضور دارند، دیگر نیازی نیست به مسائل جسمی توجه کنند؛ در مقابل، افرادی هم بوده‌اند که سفر منظم و دقیقی داشته‌اند، اما به دلیل بی‌توجهی به آموزش‌های جهان‌بینی و نوشتن سی‌دی‌ها، در مسیر خود با مشکل مواجه شده‌اند.

این تجربه‌ها به من نشان داده است که درک درست آموزش‌ها و رعایت تعادل میان بخش‌های مختلف درمان اهمیت زیادی دارد. نمی‌توان بخشی از آموزش را جدا کرد و به‌گونه‌ای توضیح داد که معنای کلی آن تغییر کند.

وقتی درباره ارزش کارهای جناب مهندس صحبت می‌کنیم، باید به نقطه‌ای برگردیم که این مسیر از آن آغاز شد. جامعه مصرف‌کنندگان مواد مخدر در بسیاری از مواقع با قضاوت‌ها و برچسب‌های سنگینی روبه‌رو بوده است. گاهی اگر درباره فردی گفته می‌شد که قمار می‌کند یا مرتکب کلاهبرداری شده است، همان رفتار مشخص به او نسبت داده می‌شد؛ اما اگر گفته می‌شد کسی مصرف‌کننده مواد مخدر است، متأسفانه ممکن بود انواع اتهام‌ها و قضاوت‌های دیگر نیز به او نسبت داده شود.

در چنین شرایطی، شکل‌گیری مسیری که به انسان‌ها فرصت درمان، آموزش، تغییر و بازسازی زندگی بدهد، اهمیت بسیاری دارد.

امروز وقتی به فعالیت اعضای کنگره و مسئولیت‌هایی که بر عهده می‌گیرند نگاه می‌کنیم، می‌توانیم نمونه‌هایی از تغییر در رفتار، نظم، ادب و مسئولیت‌پذیری را ببینیم. بازتاب این تغییرات در نگاه افرادی که با اعضای کنگره ارتباط دارند نیز قابل توجه است.

به نظر من، اگر آموزش‌ها و ساختار کنگره نتوانسته بودند در عمل تأثیری بگذارند، چنین تغییراتی نیز به این شکل قابل مشاهده نبودند. ارزش یک آموزش فقط به سخنان زیبا یا نوشته‌های آن نیست؛ بلکه باید دید در زندگی انسان‌ها چه تغییری ایجاد می‌کند.

من خاطرات فراوانی از جناب مهندس دارم که هرکدام می‌توانند موضوع صحبت‌های جداگانه‌ای باشند. امیدوارم در آینده فرصت بیشتری فراهم شود تا درباره آن تجربه‌ها و درس‌هایی که از ایشان آموخته‌ام، صحبت کنم.

در پایان، می‌خواهم به یکی از ویژگی‌های مهم کنگره ۶۰ اشاره کنم؛ اینکه مسیر آن به یک فرد محدود نمانده است. یکی از دستاوردهای مهم جناب مهندس، شکل دادن به ساختاری است که بتواند مسیر آموزش و خدمت را ادامه دهد.

اگر پنجاه یا شصت سال دیگر به گذشته نگاه کنیم، ممکن است بسیاری از ما دیگر در این دنیا نباشیم؛ اما اگر ساختار درست و اصولی باشد، مسیر می‌تواند به حرکت خود ادامه دهد. این موضوع اهمیت شناخت ساختار کنگره و عمل به اصول آن را دوچندان می‌کند.

من باور دارم که ما آغاز این مسیر را به‌تنهایی رقم نزده‌ایم و ادامه آن نیز به تلاش و مسئولیت‌پذیری همه اعضا وابسته است. هرکدام از ما، در هر جایگاهی که قرار داریم، وظیفه‌ای بر عهده داریم؛ از مسافر سفر اول که یکی از بنیادی‌ترین و مهم‌ترین جایگاه‌ها را در کنگره دارد، تا راهنما، مرزبان، ایجنت، دبیر، نگهبان و دیده‌بان.

همه این جایگاه‌ها در مسیر سفر و آموزش شکل می‌گیرند و ارزش آن‌ها زمانی آشکار می‌شود که هر فرد مسئولیت خود را درست بشناسد و به‌درستی انجام دهد. باید مفهوم عمل سالم را بشناسیم و آن را در رفتار و عملکرد خود به کار بگیریم.

اگر می‌خواهیم یار و یاور مسیر جناب مهندس، خانواده محترم ایشان و بزرگان کنگره باشیم، بهترین راه این است که آموزش‌ها را عمیق‌تر بشناسیم، مسئولیت خود را جدی بگیریم و آنچه را آموخته‌ایم، در عمل اجرا کنیم.

امیدوارم چراغ کنگره ۶۰ همچنان فروزان بماند و این مسیر ارزشمند با قدرت و پایداری ادامه پیدا کند.

از اینکه به صحبت‌های من توجه کردید، سپاسگزارم.

عکس, ضبط و تایپ: مسافر محمد از نمایندگی شادآباد
ویراستاری و بارگذاری: مسافر وحید از نمایندگی لوئی پاستور
تهیه شده در گروه مرزبانی سایت پارک لاله

ویژه ها

دیدگاه شما





۰ دیدگاه

در حال بارگذاری دیدگاه‌ها...