چهارمین جلسه از دوره نهم کارگاه های آموزشی خصوصی مسافران نمایندگی آبیک با استادی راهنما مسافر مهدی ، نگهبانی همسفر میثم و دبیری مسافر مهدی با دستورجلسه «بزرگداشت آقای مهندس و دستاوردهای علمی ایشان (کتاب ها)» روز یکشنبه 26 مهر ۱۴۰۵ ساعت ۱۷ آغاز به کار کرد.
خلاصه سخنان استاد:
از نگهبان و دبیرکه اجازه خدمت در این جایگاه را به من واگذار نمودند، تشکر می کنم . دستور جلسه«بزرگداشت آقای مهندس و دستاوردهای علمی ایشان (کتاب ها)» می باشد . آقای مهندس خودشان گفتند که من اصلا نمی خواستم بنویسم و کنگره از یک بازی و آزمایش شروع شد و من فقط آمدم موادم را در پنج وعده تقسیم کردم ولی همان موقع استادهایم گفتند هر کاری که می کنی را به نگارش در بیاور .
یک جمله جناب مهندس دارند که می گویند ،کم رنگ ترین مدادها از پر رنگ ترین ذهنها ماندگار تر است .کتاب ۶۰درجه را وقتی می خوانیم انگار هر کدام از ما ،یک بار با آقای مهندس سفر میکند . اولین کتابی هم که به انتشار درآمد کتاب ۶۰ درجه بود و از دل این کتاب ، کتاب چهارده وادی درآمد .
چهارده مقاله که بیشتر در مورد صورت مسئله اعتیاد و درمان سیگار می باشد . بعد آن کتاب ادموند و هلیا بود ، که خیلی کتاب پر مفهومی است و خیلی مسائل فلسفی که بشر درگیرش است ،در مورد پیدایش آدم و حوا و چگونه آمدنشان بر زمین را ، آقای مهندس در قالب یک نمایشنامه خیلی زیبا به نگارش آورده اند . کتاب حال خوش است، کتاب ساختمان جسم که در مورد تغذیه سالم و کاهش و افزایش وزن و درست غذا خوردن می باشد . بعضی از کتابها که بصورت جزوه بودن که در حال حاضر از نشریات جمع آوری شدند ، مانند اشعث یا عقاب سفید .
یک نمایشنامه هم بود چند سال پیش که به صورت تئاتر هم درآمد و خیلی فلسفی و زیبا بود به نام پنجره آسمان . در مورد دستاوردهای آقای مهندس که در این مدت خیلی گفته شده ولی بنظرم بزرگترین دستاورد جناب مهندس خود ما راهنماها هستیم . اینکه یک خانواده راکه به نابودی رفته بود زنده کنی همان کاری هست که حضرت مسیح انجام می داد ولی آقای مهندس دارد با هزاران نفر انجام می دهد .
.jpg)
خیلی از سیستم ها وقتی آن نفر اصلی از بین می رود سیستم متلاشی می شود . ولی این سیستم کنگره چقدر قشنگ چیده شده است که با رفتن آقای مهندس هیچ خللی ایجاد نشد ، و بنظرم خیلی دستاورد بزرگی است که سیستم به این عظمت هیچخللی وارد نشود و این به خاطر تدابیری است که آقای مهندس داشتند و خدمتگزاران قوی که وجود دارند .مخصوصا دکتر امین عزیز و دیده بانان .
شاید الان غم بزرگی در دل همه ما وجود دارد ولی مطمئنا سال های بعد هر کدام نگاه می کنیم به امسالی که جناب مهندس از پیشمان رفتند و انقدر کنگره وسیع تر شده که می گوییم همه چیز آن جایی شروع شد که آقای مهندس رفت ولی آدم های درست مثل دکتر امین و دیده بانان وجود داشتند که کنگره را از اینجا به بعد هم به بهترین شکل راهبری کردند .
خود من می گویم آقای مهندس این همه دستاورد داشتند و زندگی های زیادی را نجات دادند ، من چقدر می توانم نقش داشته باشم از این به بعد که حال یک انسان را یک روز حتی خوب کنم . با یک جمله با یک لبخند با یک محبت ، راهنمایم میگفت سفر دومی هایی که حتی راهنما هم نمی خواهند بشوند با حضور در لژیون می توانند برای سفر اولی ها امید بخش باشند ،امیدوارم در این مسیر ثابت قدم باشیم و هر کدام به هر اندازه که می توانیم چه جانی و چه از لحاظ مالی کمککنیم تا این چراغ روشن بماند .
از اینکه به صحبت های من توجه کردید، از همه شما سپاسگزارم .
تایپ: مسافر امین «لژیون سوم»
تنظیم و ارسال : همسفر میثم «لژیون اول»
- تعداد بازدید از این مطلب :
42