اولین جلسه از دوره هشتم سری کارگاههای آموزشی خصوصی کنگره ۶۰ نمایندگی ارگ با دستور جلسه (بزرگداشت آقای مهندس و دستاوردهای علمی ایشان ) با استادی راهنمای تازه واردین مسافر محمد و نگهبانی مسافر عباس و دبیری مسافر تاج علی وز سهشنبه مورخ ۲۸ مهر ۱۴۰۵ ساعت ۱۷ آغاز به کار نمود :
سخنان استاد :

سلام دوستان، محمد هستم، یک مسافر.
امروز میخواهیم مقدمهای دربارهی دستاوردهای آقای مهندس دژاکام، انتشارات ایشان، مقالات و کتابهایشان صحبت کنیم. البته در این پنج دقیقهای که فرصت دارم، فقط میتوانم به معرفی برخی از این کتابها و مقالات بپردازم و بگویم که چنین آثاری وجود دارند؛ چراکه پرداختن کامل به هرکدام از آنها به زمان بسیار بیشتری نیاز دارد.
قبل از هر چیز، باید از استاد عزیزم، آقا حمیدرضا، تشکر کنم. باز هم خدا را شاکر هستم که این فرصت را پیدا کردم تا در جمع شما عزیزان حضور داشته باشم و بتوانم در این جایگاه قرار بگیرم.
سلام و درود میفرستم به بزرگمردی که برای من و حتی برای تاریخ، شخصیتی ارزشمند است؛ مردی که در دورهای از تاریخ زندگی ما، توانست با دانش، تفکر و اندیشهی خود، انسانهایی مانند من را از تاریکی جهل، نادانی و تباهی نجات دهد و بستری فراهم کند تا امروز بتوانیم در اینجا حضور داشته باشیم و خدمت کنیم.
سلام و درود میفرستم به روح بزرگ مردی که توانست مصرفکنندگانی را که روزگاری خود را بیمصرف میدانستند، به جایگاهی برساند که امروز بتوانیم در کنار یکدیگر بنشینیم، با هم صحبت کنیم و در این جایگاه قرار بگیریم.
من روزهایی را فراموش نکردهام و هرگز فراموش نخواهم کرد که مصرفکننده بودم و روزی هزار بار از خداوند مرگ خودم را میخواستم. به جایی رسیده بودم که از خداوند میخواستم یا مرگم را برساند یا راه نجاتی پیش پایم بگذارد.
امروز باید به روح این مرد بزرگ درود بفرستم؛ مردی که به من و امثال من فرصت دوبارهای برای زندگی داد.
نکتهی جالب اینجاست که حتی پس از پیدا کردن راه درمان، سه بار این فرصت را پیدا کردم که به حضور آقای مهندس برسم و از گرمای وجود ایشان بهرهمند شوم. یک بار برای رهایی از اعتیاد، یک بار برای رهایی از سیگار و یک بار هم برای خدمتگزاری.
هر بار که به آنجا میرفتم، میدیدم این جمعیت چگونه خدمت میکنند. برای من بسیار جالب بود که افراد چگونه با صداقت، عشق و بدون هیچ چشمداشتی خدمت میکنند. این موضوع همیشه برایم سؤال بود که چه چیزی باعث میشود انسانها اینگونه عاشقانه و بیمنت خدمت کنند؟ کمکم در طول زمان، پاسخ این سؤال را از آموزشهای کنگره دریافت کردم.
واقعاً چه دستاوردی بالاتر از این وجود دارد که انسانی که روزگاری مصرفکننده بوده و در تاریکی زندگی میکرده، امروز بتواند به جایگاهی برسد که دست فرد دیگری را بگیرد و به او کمک کند؟
چه دستاوردی بالاتر از این است که من امروز بتوانم برای دیگران مفید باشم؟ چه چیزی باید در زندگی یک انسان اتفاق بیفتد تا بتواند از آن شرایط دشوار به چنین جایگاهی برسد؟
اینها دستاوردهایی هستند که شاید در نگاه اول به چشم نیایند، اما وقتی به زندگی خودمان نگاه میکنیم، متوجه میشویم که چه تغییر بزرگی در وجودمان اتفاق افتاده است.
نکتهی مهم دیگر این است که آقای مهندس در شرایطی متد درمانی خود را مطرح کردند که بسیاری از افراد، مواد مخدر را بهعنوان مسئلهای حلنشدنی میدیدند و کمتر کسی به درمان واقعی اعتقاد داشت. در همان شرایط، ایشان نظریه و روش درمانی خود را ارائه کردند.
من فراموش نکردهام؛ دورانی که بسیاری از افراد حتی جرأت نداشتند دربارهی این موضوع صحبت کنند. در چنین شرایطی، آقای مهندس مسئلهی اعتیاد و درمان آن را مطرح کردند و بهدنبال راهحل رفتند. ایشان صرفاً به بیان مشکل اکتفا نکردند، بلکه تلاش کردند راهی برای درمان پیدا کنند و آن را در اختیار دیگران قرار دهند.
این موضوع، خودش یکی از بزرگترین دستاوردهاست؛ اینکه در شرایطی که دیگران راهی نمیدیدند، انسانی با تفکر، تحقیق و تلاش، راهی تازه را پیدا کند و آن را در اختیار جامعه قرار دهد.
مقالات بینالمللی مهندس دژاکام
اگر بخواهیم به مقالات آقای مهندس بپردازیم، طبق مطالبی که در این زمینه مطرح شده است، از سال ۲۰۲۳ تا ۲۰۲۶، در طول این سه سال، ۱۹ مقاله از ایشان در مجلات معتبر دنیا منتشر شده است.
یکی از مقالاتی که بازتاب زیادی داشت، مقالهای بود که در ارتباط با کووید ۱۹ ارائه شد. از میان ۳۲ مقالهای که در آن رویداد ارائه شده بود، در نهایت دو مقاله پذیرفته شدند که یکی از آنها مقالهی آقای مهندس بود.
این موضوع بسیار قابلتوجه است؛ زیرا در دورانی که بیماری کووید ۱۹ همهی ما را درگیر کرده بود و شرایط بهگونهای شده بود که حتی همسایه نمیتوانست به خانهی همسایه برود، چنین پژوهشی مطرح شد.
در همان دوران، به گفتهی دوستان، فعالیت کنگره حتی برای یک روز هم متوقف نشد. این موضوع نشان میدهد که کنگره تا چه اندازه بر ادامهی آموزش و خدمت تأکید دارد.
نکتهای که میخواهم به آن اشاره کنم، اهمیت این پژوهشها و دستاوردهاست. وقتی میبینیم اندیشهها و روشهایی که در کنگره شکل گرفتهاند، در مجامع علمی نیز مطرح میشوند، متوجه میشویم که این تلاشها فقط محدود به فضای داخلی کنگره نیستند و میتوانند در سطحی گستردهتر مورد توجه قرار بگیرند.
جایگاه مهندس دژاکام و شناخت دستاوردهای ایشان
من میخواهم به نکتهی دیگری هم اشاره کنم. با توجه به تجربهای که داشتهام و دفعاتی که در این مسیر حضور پیدا کردهام، به جرأت میتوانم بگویم که آقای مهندس دژاکام در استان کرمان آنطور که شایسته است، شناخته نشدهاند. شاید ما شناخت کاملی از شخصیت، اندیشه و دستاوردهای ایشان نداشته باشیم. البته ممکن است برداشت من در این زمینه اشتباه باشد، اما احساس میکنم هنوز جای زیادی برای شناخت بیشتر وجود دارد.
در جاهای دیگر، وقتی به شعب کنگره مراجعه میکنیم، میبینیم که راهنماها، مرزبانان و اعضا چگونه از آقای مهندس یاد میکنند و چه جایگاه بزرگی برای ایشان قائل هستند. این موضوع نشان میدهد که شناخت آنها از ایشان تا چه اندازه عمیق است.
به همین دلیل، ما هم باید تلاش کنیم شناخت خودمان را از این مرد بزرگ بیشتر کنیم و با مطالعهی کتابها، مقالات و نوشتارهای آموزشی ایشان، به درک بهتری از اندیشههایشان برسیم.
کتاب چهارده وادی عشق
یکی از کتابهایی که بیشتر با آن سروکار داریم، کتاب «چهارده وادی عشق» است که در لژیونها و آموزشهای کنگره کاربرد فراوانی دارد.
اگر به وادیهای این کتاب نگاه کنیم، میبینیم که هرکدام از آنها میتوانند گرهای از زندگی ما باز کنند؛ چه در زندگی شخصی و چه در کار و روابطمان با دیگران.
این کتاب از تفکر آغاز میشود و قدمبهقدم انسان را به مراحل بالاتری از شناخت میرساند تا در نهایت به وادی عشق میرسد.
نکتهی جالب این است که حتی اگر یک نفر بتواند مفهوم وادی اول، یعنی تفکر، را بهدرستی درک کند، راه تازهای در زندگیاش برای او باز میشود.
ما گاهی تصور میکنیم باید تمام کتابها را بخوانیم تا بتوانیم از آموزشها بهرهمند شویم، اما گاهی فهمیدن عمیق یک مفهوم، میتواند مسیر زندگی ما را تغییر دهد.
بنابراین، اهمیت این کتاب فقط در تعداد وادیها یا مطالب آن نیست؛ بلکه در کاربردی است که این آموزشها در زندگی روزمرهی ما دارند.
کتاب «ادموند و هلیا»
کتاب دیگری که میخواهم به آن اشاره کنم، کتاب «ادموند و هلیا» است. میخواهم در ادامه، با ارتباط دادن مطالب این کتاب به سیدی «عالم غیب»، چند نکته را مطرح کنم.
در سیدی «عالم غیب»، آقای مهندس مطالبی را بیان میکنند که به گفتهی خودشان، بر مبنای آموزههای قرآن است. ایشان به موضوع حضرت آدم، ورود او به بهشت، نافرمانی و دور شدن از فرمان عقل اشاره میکنند.
همانطور که در قرآن آمده است، موضوع میوهی ممنوعه و فریب خوردن از شیطان، از موضوعاتی است که میتوان دربارهی آن تأمل کرد. این مطالب با مفاهیم مربوط به نیروهای منفی و دور شدن انسان از فرمان عقل ارتباط پیدا میکنند.
اگر کتاب «ادموند و هلیا» را با دقت مطالعه کنیم، متوجه میشویم که مطالب آن ظرفیت زیادی برای برداشتهای مختلف دارد. حتی میتوان از محتوای آن برای تهیهی یک نمایشنامه استفاده کرد؛ نمایشی که در آن پنج نفر نقشآفرینی کنند.
این کتاب از آثاری است که میتوان با مطالعهی دقیقتر آن، مفاهیم آموزشی را از زاویههای مختلف بررسی کرد.
کتاب «عبور از منطقه ۶۰ درجه زیر صفر»
یکی دیگر از کتابهای بسیار مهم و کاربردی آقای مهندس، کتاب «عبور از منطقه ۶۰ درجه زیر صفر» است.
در این کتاب، تصاویر و مطالبی وجود دارند که هرکدام پیام خاصی را منتقل میکنند. گاهی یک تصویر میتواند مفهومی را به ما برساند که شاید توضیح آن در دهها صفحه هم به همان اندازه تأثیرگذار نباشد.
نکتهی جالب این است که آقای مهندس در این کتاب، درمان اعتیاد را از طریق تصاویر نیز توضیح میدهند. گاهی یک تصویر ساده، یک طرح یا یک کاریکاتور، مفهومی عمیق را منتقل میکند و باعث میشود خواننده بهتر بتواند موضوع را درک کند.
ما تصاویر این کتاب را بارها دیدهایم؛ شاید هر هفته چند بار به آنها نگاه کنیم، اما هر تصویر میتواند نکتهی تازهای برای ما داشته باشد.
این تصاویر فقط شکلهایی روی کاغذ نیستند، بلکه هرکدام بیانگر بخشی از مسیر درمان و تغییرات انسان هستند. اگر با دقت به آنها نگاه کنیم، میتوانیم ارتباط میان تصاویر و اتفاقاتی را که در زندگی خودمان تجربه میکنیم، بهتر درک کنیم.
گاهی ما یک تصویر را بارها میبینیم، اما هر بار نکتهی تازهای از آن یاد میگیریم. این نشان میدهد که آثار آموزشی آقای مهندس فقط برای یکبار خواندن یا دیدن نوشته نشدهاند، بلکه میتوان در مراحل مختلف زندگی و سفر، دوباره به آنها مراجعه کرد و آموزش گرفت.
کتاب «حال شما چطور است؟»
کتاب دیگری که میخواهم معرفی کنم، کتاب «حال شما چطور است؟» است. شاید افراد کمتری این کتاب را مطالعه کرده باشند، اما به نظر من کتاب بسیار آموزندهای است.
در این کتاب، دربارهی شناخت انسان و ارتباط میان نور، صوت و حس صحبت میشود. مطالب کتاب به ما کمک میکنند تا با ابعاد مختلف وجود خودمان بیشتر آشنا شویم.
یکی از نکات مطرحشده در این کتاب، اهمیت شناخت جسم انسان است. در این دیدگاه، شناخت بهتر جسم و ساختار وجودی انسان میتواند زمینهای برای شناخت عمیقتر جهان و خداوند فراهم کند.
این کتاب همچنین به چالشهایی میپردازد که انسان در طول زندگی با آنها روبهرو میشود و به ما یادآوری میکند که برای حل مشکلات، باید شناخت خودمان را افزایش دهیم.
اگر انسان خودش را نشناسد، چگونه میتواند مشکلاتش را بهدرستی تشخیص دهد و برای حل آنها قدم بردارد؟
این موضوع فقط به درمان اعتیاد محدود نمیشود؛ بلکه در تمام جنبههای زندگی ما کاربرد دارد.
شناخت جسم و اهمیت نظم و انضباط
آقای مهندس در کتابهای مختلف خود، بارها به موضوع جسم انسان و اهمیت شناخت آن اشاره میکنند.
برای مثال، در مطالب مربوط به کاهش وزن و ساختمان جسم، جسم انسان به خانهای تشبیه میشود که اگر منظم و مرتب باشد، زندگی کردن در آن لذتبخش خواهد بود.
شهر وجودی انسان نیز به همین شکل است. اگر این شهر نظم داشته باشد، انسان میتواند از زندگی خود لذت بیشتری ببرد؛ اما اگر همهچیز درهمریخته و نامنظم باشد، مشکلات مختلفی به وجود میآیند.
تصور کنید خانهای داشته باشیم که سیمهای برق آن از جا کنده شدهاند، دیوارهایش سوراخ هستند و وسایل آن درهموبرهم قرار گرفتهاند. آیا میتوانیم در چنین خانهای با آرامش زندگی کنیم؟
مسلماً زندگی در چنین فضایی دشوار خواهد بود.
حالا اگر همین مثال را به جسم خودمان تعمیم بدهیم، متوجه میشویم که گاهی ما هم نسبت به نظم و انضباط جسم خود بیتوجه هستیم. شاید ندانیم که رفتارها، عادتها و بینظمیهای ما چگونه بر جسم و زندگیمان تأثیر میگذارند.
این موضوع برای افرادی که درگیر اعتیاد هستند نیز اهمیت زیادی دارد. ما باید یاد بگیریم که چگونه از جسم خود مراقبت کنیم و نظم را به شهر وجودی خود بازگردانیم.
آموزشهای آقای مهندس به ما یاد میدهند که تنها به دنبال برطرف کردن یک مشکل ظاهری نباشیم، بلکه ریشههای آن را بشناسیم و برای اصلاح آنها تلاش کنیم.
کتاب کاهش وزن و کشف روش درمانی
کتاب دیگری که میخواهم دربارهی آن صحبت کنم، کتاب مربوط به کاهش وزن است. نکتهی جالب این است که آقای مهندس روی جلد این کتاب جملهای دارند که مفهوم آن بسیار قابلتوجه است. ایشان میگویند:
«من معتقد هستم رمز و راز کاهش وزن را یافتهام و آن را کاملاً آزمودهام و این عمل آنقدر ساده است که به تصور نمیآید.»
این جمله نشان میدهد که ایشان برای رسیدن به یک روش، به مطالعه، تجربه و آزمودن آن اهمیت میدهند.
همین رویکرد را در روش درمان اعتیاد نیز میبینیم. آقای مهندس در بخشهایی از صحبتهایشان تأکید میکنند که برای درمان اعتیاد، به روشی رسیدهاند که بر اساس شناخت و تجربه شکل گرفته است.
ایشان دربارهی کشف حقیقت و یافتن روش درمانی صحبت میکنند و به این نکته اشاره دارند که روش کشفشده باید به نام صاحب آن ثبت شود؛ همانطور که بسیاری از قوانین علمی با نام افرادی شناخته میشوند که آنها را کشف کردهاند.
اما نکتهی مهمتر، محتوای این روشهاست؛ اینکه بتوانند مشکلی را حل کنند و در زندگی انسانها تغییر ایجاد کنند.
آیا چاقی فقط به دلیل پرخوری است؟
یکی از نکات جالب در کتاب کاهش وزن این است که آقای مهندس به این نتیجه رسیدهاند که چاقی تنها به علت پرخوری نیست.
این دیدگاه با تصور رایجی که میگوید هرکس کمتر غذا بخورد، حتماً وزن کم میکند، تفاوت دارد.
ایشان میخواهند به ما نشان دهند که برای حل یک مسئله، باید علت آن را بشناسیم. صرفاً بیان کردن مشکل کافی نیست؛ بلکه باید به دنبال راهحل درست باشیم.
این موضوع در درمان اعتیاد هم وجود دارد. ممکن است بگوییم فردی مواد مصرف میکند و باید مصرفش را قطع کند؛ اما سؤال اصلی این است که چگونه باید این کار را انجام دهد؟ چه اتفاقی باید در جسم او بیفتد؟ چگونه باید از وضعیت مصرف به وضعیت تعادل برسد؟
اگر فقط به قطع مصرف توجه کنیم و از چگونگی درمان غافل شویم، بخش مهمی از مسئله را نادیده گرفتهایم.
بنابراین، در هر دو موضوع، شناخت علت و پیدا کردن روش صحیح اهمیت دارد.
اهمیت درست غذا خوردن
یکی از نکاتی که در مطالب آقای مهندس بسیار جالب است، تأکید ایشان بر یادگیری شیوهی درست غذا خوردن است.
ایشان معتقدند که یکی از عوامل مهم در چاقی، بلد نبودن غذا خوردن است. این جمله در ظاهر ساده است، اما وقتی بیشتر به آن فکر میکنیم، متوجه میشویم که بسیاری از رفتارهای روزمرهی ما نیاز به آموزش دارند.
گاهی ما تصور میکنیم که چون سالها غذا خوردهایم، پس حتماً غذا خوردن را هم بهدرستی بلد هستیم؛ درحالیکه ممکن است عادتهای نادرستی داشته باشیم.
آقای مهندس در جایی از صحبتهایشان به این نکته اشاره میکنند که بعضی افراد حتی مصرف مواد را هم بهدرستی بلد نبودند و آنقدر مصرف میکردند که به خودشان آسیب میزدند. ایشان همچنین به این موضوع اشاره میکنند که بعضی افراد حتی شیوهی درست برخورد با دیگران و دعوا کردن را هم بلد نیستند.
منظور این است که ما در بسیاری از زمینههای زندگی به آموزش نیاز داریم؛ حتی در کارهایی که تصور میکنیم کاملاً با آنها آشنا هستیم.
در همین زمینه، به تجربهی آقای منصوری، نیز اشاره میشود که توانسته بودند حدود بیست تا بیستوپنج کیلوگرم کاهش وزن داشته باشند. نکتهی جالب این تجربه این بود که ایشان، مطابق آنچه در صحبتها بیان شد، بدون اینکه غذای معمول خود را بهطور افراطی محدود کنند یا از دیگران بخواهند مقدار گوشت و برنج غذایشان را تغییر دهند، به این نتیجه رسیده بودند.
این مثال نشان میدهد که گاهی تغییر در شیوهی انجام یک کار، میتواند اهمیت بیشتری از حذف کردن و محدود کردن آن داشته باشد.
در روش کاهش وزنی که آقای مهندس مطرح میکنند، آنطور که در این صحبتها بیان میشود، رژیم غذایی سختگیرانهای وجود ندارد. قرار نیست صرفاً فهرستی از غذاهای ممنوعه تهیه کنیم یا برای کاهش وزن، بدون شناخت علت مشکل، به سراغ روشهای مختلف برویم.
همین موضوع، کاربردی بودن این آموزشها را نشان میدهد.
شناخت جسم؛ فراتر از رژیم و درمانهای ظاهری
اگر به کتابهای آقای مهندس دقت کنیم، متوجه میشویم که ایشان فقط به بیان مشکل بسنده نمیکنند. هدف این است که انسان بتواند موضوع را درک کند و راهی برای اصلاح وضعیت خود پیدا کند.
در بحث کاهش وزن، قرار نیست تنها به فرد گفته شود چه غذایی بخورد، چه غذایی نخورد، از چه دارویی استفاده کند یا چه اقداماتی برای تغییر ظاهر جسمش انجام دهد. مسئلهی مهمتر، شناخت سازوکار جسم و پیدا کردن روشی متناسب با آن است.
در متن کتاب کاهش وزن، به مشاهدهی مواردی از کاهش وزن بیش از هفتاد کیلوگرم در فاصلهی زمانی چهاردهماهه اشاره شده است. همچنین بیان میشود که در آن موارد، افتادگی پوست مشاهده نشده بود.
در همین زمینه، آقای ویلیام، در مطلبی که دربارهی این کتاب نوشتهاند، به نکتهای اشاره میکنند که توجه به آن بسیار مهم است. مفهوم صحبت ایشان این است که ما انسانها، با وجود اینکه هر روز با جسم خود زندگی میکنیم، اطلاعات اندکی دربارهی بدنمان و آنچه برای نگهداری درست از آن لازم است، داریم.
این نکته واقعاً قابلتأمل است. ما ممکن است برای وسیلهای که استفاده میکنیم، ارزش زیادی قائل باشیم، آن را تمیز نگه داریم و مراقب باشیم کوچکترین آسیبی به آن وارد نشود؛ اما نسبت به جسم خودمان و شیوهی غذا خوردن، خوابیدن و زندگی کردنمان بیتوجه باشیم.
آقای مهندس در صحبتهایشان به همین موضوع اشاره میکنند که گاهی برای خودرویی که سوار میشویم، ارزش زیادی قائل هستیم و مراقبت میکنیم که حتی کوچکترین آسیبی به آن وارد نشود، اما در مقابل، به جسم خودمان اهمیت کافی نمیدهیم.
این خلأ در شناخت جسم، زمینهساز مشکلات فراوانی میشود و کیفیت زندگی انسان را پایین میآورد.
به همین دلیل، آقای حسین دژاکام دیدگاه متفاوتی را در این زمینه ارائه میکنند؛ دیدگاهی که بخشی از آن در مسیر مطالعه و پژوهش ایشان دربارهی رهایی از اعتیاد شکل گرفته است.
اینها پرسشهایی هستند که هرکدام از ما باید از خودمان بپرسیم.

در همان سیدی «عالم غیب» نیز به موضوع رحمت خداوند اشاره میشود. در این بخش، با اشاره به تکرار عبارت «بسمالله الرحمن الرحیم» در قرآن، بر صفت رحمانیت خداوند تأکید میشود.
ما باید به رحمت خداوند امیدوار باشیم؛ اما در کنار این امید، خودمان نیز تلاش کنیم که برای دیگران مفید باشیم و بتوانیم گرهی از کار آنها باز کنیم.
به نظر من، یکی از مهمترین پیامهای این آموزشها همین است: انسان باید از آنچه آموخته، در جهت خدمت به دیگران استفاده کند.
در پایان، از شما عزیزان تشکر میکنم که با سکوت و توجه زیبای خود به صحبتهای من گوش دادید و فرصت دادید تا بتوانم بخشی از برداشتها و آموزشها در این مسیر گرفته ام با شما درمیان بگذارم
از همه شما سپاسگذارم
دومین مراسم ضیافت بزرگداشت آقای مهندس





عکس : مسافر حمیدرضا لژیون سوم
تایپ و ویرایش : مسافر محمدجواد لژیون اول
بارگزاری : مسافر احسان لژیون دوم
- تعداد بازدید از این مطلب :
225