جلسه هفتم از دوره هفتم کارگاههای آموزشی خصوصی همسفران کنگره۶۰ نمایندگی رازی به استادی راهنما همسفر سمیه و نگهبانی همسفر افسانه و دبیری همسفر سمیه با دستور جلسه «بزرگداشت آقای مهندس و دستاوردهای علمی ایشان (کتابها) میباشد» سهشنبه ۲۸ مهر ماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۶:۰۰ آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:
از ایجنت همسفر سمیه، و گروه مرزبانی کمال تشکر را دارم. خیلی خوشحالم که امروز در جمع شما هستم. من معمولاً آدم خندهرویی هستم. امروز هم مستثنی نیست، ولی فقدان عزیزی مثل آقای مهندس بر همه ما سنگین است. شاید به رسم کنگره همدیگر را میبینیم، همدیگر را در آغوش میگیریم و لبخند بزنیم، ولی غمی که در دل همه ما است، غم سنگینی است. در مشارکتهایم گفتم که آقای مهندس نیازی به دعای ما ندارند و به نظر من حی و زنده هستند؛ فقط حضور فیزیکیشان را نداریم. من برای همه اعضای کنگره۶۰ و خانواده محترم ایشان، از خداوند طلب پذیرش و صبر دارم. خوب، دستور جلسه امروز، بزرگداشت آقای مهندس و دستاوردهای علمی ایشان است. منظور همان کتابها هستند. خوب، همانطور که همه ما میدانیم، آقای مهندس دانشمند عصر معاصر هستند و چقدر ما خوشبخت هستیم که در دوره ایشان زیستیم، توانستیم از تاریکی اعتیاد بیرون بیاییم، درمان بشویم و راه صراط مستقیم را پیدا کنیم.
من به شخصه هیچ وقت نگفتم که خدا را شکر که مسافرم مصرفکننده شد که من کنگره را پیدا کردم. نه، مصرفکنندگی به نظر من بخش تاریک زندگی من بوده و خیلیها بیرون و گرفتار این موضوع هستند و اصلاً نمیدانند کنگره کجا است. من همیشه خدا را شکر میکنم که اذن ورود ما به کنگره بود و در ادامه آن، درمان شدن و این که توانستیم در کنگره خدمتگزار باشیم. راجع به دستاوردهای آقای مهندس، همه میدانند.دستاوردی بالاتر از احیای انسانی نیست. این چیزی است که شاید خود مسافر هم نتوانسته باشد آن را خوب لمس کند؛ و این همسفر است که میتواند خوب لمس کند. من اگر بخواهم خودم را مثال بزنم و مسافر خودم را بگویم، خوب، یک مسافری که نه سال مصرفکننده شیشه بوده، سختترین برهه زندگی بود، خودش و خانوادهاش، و الان مسیر درمان را پیدا کرده است و میتواند به انسانهایی مثل خودش خدمت کند. اولین چیزی که از دستاوردهای آقای مهندس در ذهن همه ما حک میشود، روش DST است.
خوب، ما در کتاب ۱۴ مقاله، در یک مقاله میخوانیم که جهان پزشکی هنوز به نقطه صفر اعتیاد هم نرسیده و ما کنگرهایها واقعاً این را لمس میکنیم. حتماً همه ما یکی دو بار به روانشناس هر دکتری که فکر کردیم میتواند یک ریسمانی باشد که بتوانیم به آن چنگ بزنیم و مصرفکنندهای که داریم، بتوانیم درمان کنیم. آقای مهندس صورتمسئله اعتیاد را حل کردند، در صورتی که پزشکان و کسانی که در حیطه اعتیاد صاحب نظر بودند، همه صورتمسئله اعتیاد را پاک میکردند. میگفتند: اعتیاد یک چیزی است که حال اراده میخواهد اصلاً بیماری نیست. و آقای مهندس توانستند این صورتمسئله را بشکافند و روش DST از دلشان بیرون آمد. و کنار آن، خیلی چیزهای دیگر، در واقع مسیر هموارتر شد. درمان سیگار، اضافهوزن و در کنار آن، چشمهجوشانهای زیادی پیدا شد. در دوران کرونا D.sap را داشتیم. بسیاری از بیماریها، مقالههایی هستند که آقای مهندس دادند که انشاءالله هرچه زودتر به ثمر برسد و در واقع چاپ بشود.
خیلیها کتاب۶۰ درجه را میخوانند ولی هنوز نمیدانند که کنگره کجا است و راه درمان چیست؟ وقتی مسافرم به کنگره آمد من بعد از شش ماه آمدم. و کتاب۶۰ درجه را به خانه آورد و من خواندم، ولی خیلی از لحاظ بار علمی چیزی را متوجه نمیشدم؛ چون به نظرم تریاک ماده مخدر بود و میگفتم اینها هم دوباره دارند تریاک مصرف میکنند. استاد امین میگویند: که اگر قرار باشد که این کتاب چاپ بشود، آبروی خانوادگی ما چه میشود، خانم آنی میفرمایند: احیای انسانی خیلی مهمتر است که حتی یک نفر دیگر نجات پیدا کند. یا جای دیگر گفتن باوری در ناباوری که باور نمیکنند که دیگر تریاک کنار گذاشته شده است، یا آنجایی که امیدواری بسیار، سبب قدمهای محکم میشود. من فکر میکنم که همه اینها دستاوردهای آقای مهندس هستند و الان که ایشان پیش ما حضور فیزیکی ندارند، وظیفه من سنگین است وظیفه شما سنگین است. انشاءالله که استاد امین سلامت باشند و ادامه دهنده راه ایشان هستند.
و یک دستاورد عظیم دیگر که لژیون سردار است. کنگره یک انجیاو مردمی است که همه چیزش از درون خودش است؛ نیروی انسانیاش، در واقع آن برهه مالیاش و علم کنگره که همه را مدیون آقای مهندس هستیم. اول صحبتهایم گفتم آقای مهندس هیچ نیازی به دعای خیر ما ندارند. به نظرم آقای مهندس خود وادی چهاردهم هستند: «آنچه باور است محبت است، آنچه نیست ظروف تهی است.» فکر میکنم آقای مهندس آنجایی هستند که خالق عاشق معشوق میشود؛ یعنی فکر میکنم آقای مهندس در بُعد انسانیت به جایی رسیدند که خود خداوند از چیزی که خلق کرده، لذت میبرد. باید از همهچیز کنگره استفاده کنیم، بیشتر از قبل. خوب، ما کنگرهایها ناسپاس نیستیم. همیشه شکر گذار برای وجود مهندس، کنگره، برای باز بودن در، برای این چراغ روشن؛ ولی الان که حضور فیزیکیشان نیست، بیشتر از قبل احساس میشود. حداقل من دارم بیشتر از قبل احساس میکنم که لوگوی کنگره همیشه جلوی نظرم باشد: عدالت، معرفت و عمل سالم.
و بیشتر از پیش، اگر یک کوچولو وارد حاشیه میشدم، اگر در زمان حیات ایشان یک کوچولو قانونشکنی میکردم، الان دیگر اجازه ندارم. الان مسئولیت من فرقی هم نمیکند که سفر اولی شعبه باشم یا ایجنت شعبه، یا دیدهبان باشم؛ فقط باید آنجایی که ایستادم، به مسیر نگاه کنم و به این سالهایی که آقای مهندس طی کردند که الان اینجا باشیم، نگاه کنم. بعد به زندگی خودم نگاه کنم و ببینم اگر آقای مهندس نبود، اگر کنگره۶۰ نبود و اگر درمان اتفاق نمیافتد، من کجا بودم. من خیلی چیزها در زندگی نداشتم، خودم را میگویم، برای خانواده آقای مهندس که ادامهدهنده این راه هستند و همه خدمتگزاران کنگره، از خداوند توان مضاعف و خیر میخواهم؛ برای این که کنگره باید ادامه داشته باشد. و خدا را شکر که آقای مهندس گفتند: که ما باید وارد آکادمیک بشویم تا بتوانیم حرفی برای گفتن داشته باشیم. فقط خوشحالم که دانشگاه خوارزمی کلنگش خورد و کارهایش شد. انشاءالله بقیه زحمات آقای مهندس هم به ثمر بنشیند. ما خودمان ثمره تکتک ما، ثمره آن درخت خشکشده زندگیهایمان هستیم. مطمئن هستم که کنگره جهانی میشود. مطمئن هستم. مرسی که به صحبتهای من گوش دادید.
اهدای لوح تقدیر سردار

توزیع غذا در مراسم یادبود آقای مهندس





مرزبان کشیک: همسفر مینا
عکاس: همسفر زری رهجوی راهنما همسفر سارا(لژیون سوم)
تایپیست: همسفر منصوره رهجوی راهنما همسفر ماهرخ(لژیون اول)
ویرایش و ارسال: همسفر مینا مرزبان خبری
همسفران نمایندگی رازی
- تعداد بازدید از این مطلب :
1816