English Version
This Site Is Available In English

مرگ پایان زندگی نیست فقط انتقال از یک بعد به بعد دیگر است

مرگ پایان زندگی نیست فقط انتقال از یک بعد به بعد دیگر است

جلسه سیزدهم از دوره چهل و یکم کارگاه‌های آموزشی خصوصی همسفران کنگره۶۰ نمایندگی فردوسی مشهد به استادی راهنما همسفر سمیرا، نگهبانی همسفر فریبا و دبیری همسفر زهره با دستور جلسه «بزرگداشت آقای مهندس و دستاوردهای علمی ایشان و کتاب‌ها» روز دوشنبه ۲۷ مهرماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۷:۰۰ آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:

من هم به نوبه خودم این هفته بزرگ و آسمانی شدن آقای مهندس را ابتدا به خانواده محترم‌شان و بعد به خانواده بزرگ کنگره۶۰ تهنیت می‌گویم. تسلیت نمی‌گویم، چون باور ندارم که ایشان بین ما نیستند و حضور ندارند یا ما را درک نمی‌کنند.

کنگره۶۰ یک سکان‌دار خیلی قوی دارد به نام آقای مهندس حسین دژاکام و فکر می‌کنم همیشه بین ما حضور دارند و هستند. آقای مهندس فرمودند: مرگ پایان زندگی نیست؛ فقط انتقال از یک بعد به بعد دیگر است. اگر این باور را داشته باشیم به ما سخت نمی‌گذرد. یک‌جا آقای مهندس در مورد ارزش‌های علمی‌شان صحبت می‌کنند و می‌فرمایند: هر وقت خواستید از من یاد کنید و من را به دیگران توضیح دهید از دانشمند بودن من صحبت کنید. این‌که من یک معلم و استاد هستم و از ارزش‌های علمی من صحبت کنید، نگویید که یک ارزش پیر و مرادی داشت نه، به ارزش‌های علمی من توجه کنید و آن‌ها را انتشار دهید.

ارزش‌های علمی آقای مهندس چیست؟ کتاب‌هایشان و دستاوردهایی که برای ما به ارمغان گذاشته‌اند.مقالاتشان و کنفرانس‌هایی که داشتند و در باب سرطان‌ها اقدام کردند که همه با موفقیت به اتمام رسید. چیزی که آقای مهندس برای من رهجو باقی گذاشتند، ابتدا که وارد کنگره شدم، برای درمان مسافرم آمدم. آمدم که رها شود، حال بمانم یا بروم؛ اما وقتی کمی جلوتر آمدم دیدم نه، من همسفر پر از ناخالصی و ضدارزش‌ها هستم. همین کتاب‌های آقای مهندس بود که من را به خودم نشان داد و من را راه انداخت تا به این نقطه برسم. خدا را شاکر و سپاسگزارم.

در کتاب‌هایی که آقای مهندس برای من باقی گذاشتند، کتابی به نام کتاب ۶۰ درجه زیر صفر بود که همه شما خوانده‌اید و بارها و بارها از آن الهام گرفته‌ایم و در زندگی‌هایمان و در کنگره رؤیت کرده‌ایم. چیزهایی که در کتاب ۶۰ درجه زیر صفر است فکر می‌کنم صفحه به صفحه‌ و تصاویرش زندگی کرده‌ایم. حال شاید در صور آشکار نه، اما در صور پنهان و در ذهنمان با همه آن تصاویرها زندگی کرده‌ایم. کتاب ۶۰ درجه زیر صفر صورت مسئله اعتیاد را برای همه ما باز کرده و راه درمانش را به همه ما نشان داده‌اند. این خیلی خوب، صریح و واضح است و همه اقشار جامعه خیلی راحت می‌توانند این کتاب را مطالعه کنند و برای درمان مسافرشان اقدام کنند. چند وقت پیش یک مشارکت داشتیم در قسمت همسفران که گفتند: من چندین سال است به کنگره می‌آیم؛ ولی مسافرم هنوز نیامده و تمام این دستاوردهایی که آقای مهندس در کتاب ۶۰ درجه زیر صفر گذاشته بودند، من را به این باور رسانده که مسافر من یک فرد بیمار است و او باید درمان شود و من به آن سخت نمی‌گیرم. یک روزی می‌شود که ایشان هم می‌آید و درمان می‌شوند.

در کتاب عشق ۱۴ وادی رسیدن به خود، از همان ابتدا آقای مهندس در مورد تفکر صحبت کردند. من همسفر قبل از این‌که به کنگره بیایم، قبل از انجام کارهایم هیچ تفکری نداشتم، کارم را انجام می‌دادم بعد از آن‌که تمام می‌شد اگر خوب بود که هیچ، اگر هم بد می‌شد می‌گفتم: تقصیر فلانی است که نگذاشت من کارم را درست انجام دهم؛ چون خودم راجع‌به آن موضوع تفکری نداشتم مقصر را دیگران می‌دانستم. این کتاب راه و روش زندگی کردن و نقطه تحمل را به من یاد داد تا به واژه عشق و محبت رسیدم. واژه عشق و محبتی که حس می‌کنم، فقط در این‌جا آموختم، نه هیچ مدرسه‌ای و دانشگاهی، فقط کنگره۶۰ بود که عشق مخلوقین و عشق بلاعوض به مخلوقین را این‌طور به من یاد داد. واژه عشق و محبت یکی از پله‌های رسیدن به خداوند است که خود آقای مهندس غرق آن عشق و محبت بودند. ان‌شاءالله همه بتوانیم راهشان را ادامه دهیم.

در کتاب چهارده مقاله هم در مورد کنفرانس‌ها خیلی صحبت شده و راجع‌به صور پنهان و صور آشکار و راه‌های درمانی توضیح دادند که خانواده‌ها با آن آشنا شوند؛ اگر مسافرشان لغزش می‌کند یا مشکلی دارد خیلی زود به هم نریزند. می‌دانم که همه این کتاب را صددرصد مطالعه کرده‌اید؛ ولی هر بار که مطالعه می‌کنیم یک موضوع جدیدی از آن متوجه می‌شویم.

یک چیز دیگری که خیلی برای من در این کتاب‌ها مهم بود راه انسانیت بود، راه انسانیتی که من فکر می‌کردم وقتی نماز می‌خوانم، روزه می‌گیرم یا سفره پهن می‌کنم و دعا داریم یا این‌طور چیزها، یعنی من آدم خیلی خوبی هستم و بهشتی‌ام؛ ولی به کنگره که آمدم تازه متوجه شدم، راه انسانیت یا همان خرد جهانی؛ یعنی دروغ نگو، غیبت نکن، ریا نکن، مال یتیم را نخور و خیلی چیزهای دیگر که فکر می‌کنم، ۲۲ تا قانون می‌شود؛ اگر من این‌ها را رعایت کردم و کنارش روزه بگیرم و نمازم را بخوانم؛ یعنی آن راه انسانیت و خرد جهانی را دارم اجرا می‌کنم.

حال چه‌طور می‌توانم بزرگداشت آقای مهندس را قدر بدانم، این‌که من کنگره می‌آیم، بیایم چایی بخورم و یک عصرانه دور هم باشیم همدیگر را ببینیم و برویم، نه. آمده‌ام که استاد پرورش بدهم، آمده‌ام به همه رهجویانم یاد بدهم که تایم ساعت ۵ کنگره یعنی چه؟ آمده‌ام به همه کسانی که سفر اولی هستند، حال رهجو‌یان خودم را می‌گویم، سی‌دی نوشتن را بگویم. کسی که در سفر اول سی‌دی می‌نویسد، سر وقت کنگره می‌آید و بعد خدمت می‌گیرد؛ یعنی دارد راه آقای مهندس را ادامه می‌دهد. گریه کردن و اشک ریختن سر جای خودش، ولی فکر می‌کنم بخواهم یک کنگره‌ای باشم و به آن چیزی که آقای مهندس در نظر دارند ادامه بدهم باید این‌طور باشم.

استاد سردار می‌گویند: من آب می‌آورم تو آن‌قدر بنوش که سیر آب شوی؛ اما نه زیر آب من بلندم، به بلندای قله‌هایی که نتوان تسخیر نمود، اما تو بر بام من مسلح بیا، تا عظمت آن را ببینی من می‌رویانم آن‌قدر که زمین و آسمان را ظلمت و شب فرا گیرد؛ اما تو میان سبزه‌ها نور را بیاب و بر بال آن بنشین و به سوی من پرواز کن تا آنچه به باورت نمی‌گنجد، ببینی تو می‌توانی همه آنچه که هست با نیروی عقل خویش تبدیل به بهترین کنی و به سوی نقطه‌ای بیایی که آغاز نمودی.

سفرت به سلامت آقای مهندس.

رهایی و ورود به سفر دوم جهان‌بینی همسفر مریم به راهنمایی همسفر فرزانه

مرزبان کشیک: همسفر تکتم و مسافر علی
تایپیست: همسفر اعظم رهجوی راهنما همسفر زهرا (لژیون ششم)
عکاس: همسفر آیدا رهجوی راهنما همسفر فرزانه (لژیون پانزدهم)
ارسال: همسفر سمیه مرزبان خبری
همسفران نمایندگی فردوسی مشهد

ویژه ها

دیدگاه شما





۰ دیدگاه

در حال بارگذاری دیدگاه‌ها...