سلام دوستان یونس هستم یک مسافر، تخریب ۱۴ سال، آخرین آنتی ایکس سورچه شیشه، مدت سفر اول ۱۱ ماه و ۱۶ روز، به روش DST با داروی OT، به راهنمایی ایجنت محترم آقا رضا کوهکن، همچنین سفر سیگار به راهنمایی آقای ایرانپور، رهایی از هر دو ۱۸ ماه
آنچه باور است محبت است، بزرگترین و باارزشترین آموزه آقای مهندس به ما فرزندانش در کنگره ۶۰ بود، زیرا جناب مهندس با عمل به همین یک جمله، چند ده هزار نفر را بدون کوچکترین چشمداشت و توقع و با به میان گذاشتن آبروی خود و خانوادهشان به رهایی رساندند و از دنیای عجیب و غریب اعتیاد نجات دادند، اما درباره جناب مهندس نوشتن و حرف زدن، از نظر من سختترین کار دنیاست، چون درباره کسی که نتوانسته باشی درک کاملی از او داشته باشی نمیتوان بهراحتی حرف زد، کاری که آقای مهندس برای من، زندگیام و خانوادهام انجام دادند، چیزی شبیه به معجزه نبود، بلکه خود معجزه بود، معجزهای به شکل زنده کردن یک انسان،
چون واقعاً شرایطی که من در آن قرار داشتم، با یک مرده تفاوت چندانی نداشت، شاید شما که این دلنوشته را میخوانید، آن را اغراقآمیز بدانید، ولی سر سوزنی بزرگنمایی در آن نیست و این واقعیت زندگی من میباشد، اتفاقاتی که برای من و خانوادهام بعد از سه سال حضور در کنگره افتاده است، در این دلنوشته کوچک نمیگنجد، من به شخصه اعتقاد دارم که جناب مهندس همیشه در دل و قلب ما حضور دارند و این بار گرانقدر و ارزشمندی که از ایشان به یادگار مانده است، از این به بعد قویتر و محکمتر خواهد شد و با تلاش بیشتر، روی زمین نخواهد ماند،
قطعاً این حس در بین همه ما وجود دارد که باید برای چیزی که جناب مهندس ۳۰ سال از عمرشان را برای بنیان نهادن، ارتقا و پیشرفت آن گذاشتند، تلاش کنیم، این دین بزرگی است که بر گردن همه ماست، در نهایت بزرگترین و واقعیترین احترام به مقام جناب مهندس، درست سفر کردن و بعد از آن، رها شدن باکیفیت و در نهایت خدمتگزار بودن در کنگره میباشد، این خدمت کردن مخلصانه، علاوه بر حال خوش و ارتقا در زندگی شخصی، قطعاً باعث آرامش جناب مهندس خواهد شد، مهندس عزیز، همیشه دوستت دارم و برای ما دعا کن. از اینکه دلنوشته من را میخوانید سپاسگزارم.
مسافر یونس (لژیون چهارم، نمایندگی رازی)
تایپ و بارگزاری: مسافر مسلم
- تعداد بازدید از این مطلب :
74