جلسه دهم از دوره یازدهم از سری کارگاههای آموزشی خصوصی کنگره ۶۰، ویژه مسافران نمایندگی یوسف، با استادی راهنمای محترم مسافر مسعود، نگهبانی مسافر فرهاد و دبیری مسافر حمید، با دستور جلسه "بزرگداشت آقای مهندس و دستاوردهای علمی ایشان (کتابها)" دوشنبه 27 مهرماه ۱۴۰۵، ساعت ۱۷:۰۰ آغاز به کار کرد.
خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان، مسعود هستم، یک مسافر. راجع به آقای مهندس فکر میکردم؛ راجع به کتابهای ایشان، جزوات و مقالاتی که ارائه کردهاند. هر کتاب، رنگ و بو و سمت و سوی خاص خود را دارد؛ کتاب «۶۰ درجه زیر صفر»، «کتاب عشق»، «۱۴ مقاله» و مقالاتی که راجع به اعتیاد و بیماریها نوشته شده است. در تکتک اینها اگر بخواهیم ریز شویم، واقعاً خیلی بزرگ هستند.
بزرگی کار را زمانی میتوانیم متوجه شویم که آمار را بررسی کنیم؛ بیش از ۱۰۰ هزار نفر درمان قطعی تا امروز داریم. این عدد ۱۰ سال پیش زیر ۵۰ هزارتا بود؛ یعنی به صورت تصاعدی در حال رشد است. اگر در این ۲۷-۲۸ سال بیش از ۱۰۰ هزار نفر رها شدهاند، احتمالاً در ۳۵ سالگی از ۲۰۰ هزار نفر هم عبور خواهد کرد، با این ارقامی که هر هفته رهایی اتفاق میافتد.
انسان موجودی فراموشکار و ناسپاس است. منِ مسعود تا زمانی که با چشم خود میبینم، با پای خودم راه میروم و با گوش خود میشنوم، شاید قدر آن را ندانم. روزی قدر چشم خود را خواهیم دانست که آسیبی ببیند؛ انسانها عموماً قدر داشتههای خود را نمیدانند مگر عده اندکی که انسانهای سپاسگزاری هستند. سپاسگزاری یکی از میراثهایی است که آقای مهندس در این سالها در کنگره به ما آموزش داد؛ یعنی ما حداقل ۵ بار در طول سال در جشنهای دیدهبان، راهنما، مرزبان و ایجنت، همسفر و گلریزان فرصت داریم سپاسگزاری و تشکر را تمرین کنیم.

نیروی منفی با واژگون کردن یکسری از کلمات، معنی را برای ما عوض میکند. به نظر من زرنگترین آدمی که میشناسم و از دنیا رفت، آقای مهندس بود؛ چرا؟ به خاطر رقمی که هر سال در جشن گلریزان به عنوان پیشقدم پرداخت میکردند. این اوج زرنگی است. خود ایشان و خانوادهشان زمان و انرژی خود را صرف انسانها کردند. اگر فرض بفرمایید در جشنهای گلریزان هیچ عددی پرداخت نمیکردند زرنگتر بودند یا الان که پرداخت کردند؟
اگر من میتوانم مبلغی برای کنگره پرداخت کنم؛ برای شخصی که مرا به درمان رساند، سیستم ایکس مرا ترمیم کرد و زندگیام را دگرگون ساخت، چقدر میتوانم پرداخت کنم؟ اگر این را متوجه باشم، آدم زرنگی هستم. زرنگی این نیست که ۱۰۰ میلیون تومان در حساب خود داشته باشیم و هیچچیز پرداخت نکنیم و بگوییم زرنگی کردیم. اتفاقاً معنی واژهها برعکس است.
فلسفه فرمانبرداری نکردن انسان از زمان آدم و حوا را، آقای مهندس در کتابهایشان با زبانی ساده مطرح کردهاند که بسیاری از استادان عرفانی و فلسفی سالها آن را به صورت پیچیده بیان کردهاند، اما شما با یک کتاب ۸۰ صفحهای به راحتی متوجه آن میشوید. انسان زمانی به صحت و سقم مطالب پی میبرد که از آن مطلب جلوتر باشد. شما از تکتک راهنماهای کنگره ۶۰ بپرسید که آیا متد DST حق است یا ناحق؛ چرا که هم اعتیاد داشتند و هم درمان شدهاند و با گوشت و پوست خود لمس کردهاند.
یک عزیزی در کنگره حرف قشنگی میزد؛ میگفت اگر همه انسانها از دنیا بروند و فقط یک راهنما باقی بماند، باز دوباره کنگره را ادامه خواهد داد و یک نفر برای ادامه دادن کافی است. یکی در فضای مجازی پرسیده بود که اگر کنگره شما حق است، چرا تا کنون از ایران بیرون نرفته است؟ جوابش خیلی ساده است؛ جهان عادت دارد علم از غرب بیاد، اما حقیقت بالاخره خود را نشان خواهد داد.
علت اینکه تئوری ایکس را پزشکان به سختی میپذیرفتند این بود که میگفتند «شما مهندسی، ما دکتریم» و منیت اجازه نمیداد؛ اما به مرور زمان به واسطه محبت آقای مهندس این اتفاق افتاد و لژیون پزشکان شکل گرفت. چه بسا یکی از شما عزیزان در آینده راهنما شوید و به کشور دیگری مهاجرت کنید و کنگره را در آنجا پایهگذاری کنید.
گزارش تصویری مختصر از تدارکات شام






















ضبط صدا: مسافر ناصر
عکس: مسافر سعید
تایپ ویرایش و ارسال: مسافر پدرام
- تعداد بازدید از این مطلب :
135