English Version
This Site Is Available In English

من امروز هر نفسی که می‌کشم لطف آقای مهندس است

من امروز هر نفسی که می‌کشم لطف آقای مهندس است

هفتمین جلسه از دوره پنجم کارگاه‌های آموزشی عمومی کنگره ۶۰ نمایندگی کمال‌الملک به استادی راهنمای محترم مسافر مسعود و نگهبانی مسافر سعید و دبیری مسافر سعید با دستور جلسه «بزرگداشت آقای مهندس و دستاوردهای علمی ایشان ( کتاب ها ) » در روز شنبه 25 مهر ۱۴۰۵ ساعت 17 شروع به کار کرد.

سخنان استاد:

شاکر خداوند هستم سپاسگزار جناب مهندس خانواده محترمشان دستور جلسه این هفته بزرگداشت جناب مهندس و دستاوردهای ایشان است.

اوضاع و احوال شاید بر وقف مراد نباشد ولی وقتی آموزش‌های آقای مهندس به یاد من می‌افتد و حال و روز کنگره را می‌بینم  صحبت‌های دکتر امین و خانواده محترمشان را می‌شنوم یک قوت قلبی می‌شود برای من، و این نکته یادآوری می‌شود برای من که آقای مهندس همه این شرایط را پیش بینی کرده بودند و همه چیز را آماده کرده بودند که همه این  اتفاقات به نحو احسن صورت بپذیرد و کنگره مسیر خود را ادامه بدهد.

امروز در ساختمان سیمرغ دکتر امین رهایی خانم‌های مسافر را می‌دادند و پرقدرت این کار را ادامه می‌دهند روزهای اول حالمان چندان مساعد نبود و انگار زانوهایمان تاب ایستادن نداشت ولی هر چقدر جلوتر رفتیم این توان گویی از آسمان برای ما رسید و آقای مهندس به ما کمک کردند.
در مورد دستور جلسه بزرگداشت آقای مهندس و دستاوردهای آن، قسمت اولش چیزی که به نظر من می‌رسد وقتی که در دریا هستیم در کویر هستیم در جنگل هستیم وقتی که از ساحل کمی شنا می‌کنیم و دور می‌شویم بزرگی دریا را دیگر نمی‌بینیم ، اصلاً به چشم ما نمی‌آید وقتی در جنگل هستی درکی از بزرگی جنگل نداری و فقط اطراف را می‌بینی، وقتی که در کویر هستیم بزرگی کویر را نمی‌بینیم و شاید چند تپه را ببینیم و هیچ درکی از آن نداریم ، من هم حال درکی از بزرگی جناب مهندس ندارم و نمی‌توانم راجع به این موضوع صحبت کنم و این را با گوشت ،پوست  ،استخوانم درک می‌کنم که چیزی برای ارائه از جناب مهندس ندارم و فکر می‌کنم بهترین کسانی که می‌توانند در مورد آقای مهندس صحبت کنند خانواده آقای مهندس، دکتر امین وشورای دیده‌بان‌ها هستند که آقای مهندس را بهتر می‌شناختند،  بهتر می‌دانند آقای مهندس چه دستاوردهایی دارد و من اصلاً در مورد این نمی‌توانم صحبت کنم.

ولی آن چیزی رو که دیدم را می‌توانم صحبت کنم، دستاوردهای آقای مهندس دو بخش دارد ۲ صورت و صور دارد، یکی صور آشکار است و دیگری پنهان قسمت آشکارش کتاب‌های آقای مهندس، وسعت کنگره  ،آموزش‌های آقای مهندس است.

سی‌دی‌هایی که آقای مهندس هر هفته به ما آموزش می‌دادند این‌ها صور آشکار دستاوردهای آقای مهندس است که می‌بینیم  می‌توانیم مطالعه کنیم و همه هستی از آن استفاده کند.
همه هستی می‌تواند از آموزش‌های آقای مهندس استفاده کند شاید این کتاب‌ها، ۱۴ مقاله، وادی‌ها هرچه زمان به آن بیشتر بگذرد ما بیشتر قدر آن را می‌دانیم، این صور آشکار دستاوردها است ولی یک صور پنهانی هم دارد.
صور پنهان فقط برای من نیست برای همه آن ۱۰۰ هزار نفری است که رها شده‌اند، هر کدام از ما یک نمونه از دستاوردهای آقای مهندس هستیم شاید من نتوانم در مورد وادی‌ها کتاب‌ها و دستاوردهای آقای مهندس صحبت کنم ولی در مورد تجربه خودم می‌توانم صحبت کنم.

شما هم می‌توانید در مورد تجربه خودتان و خانواده‌تان صحبت کنید ما می‌توانیم در مورد خودمان صحبت کنیم که چه اتفاقی برای ما افتاده است و گذشته خودمان را بگذاریم جلویمان و ببینیم شاید ۱۰ سال ۱۵ سال رهایی داریم  یادمان می‌رود که چه اتفاقی برای ما افتاده است.

من امروز هر نفسی که می‌کشم لطف آقای مهندس و خانواده ایشان است ،چون وقتی آقای مهندس رها شدند و این متد را کشف کردند خیلی راحت می‌توانستند بروند و اصلاً برایشان مهم نباشد، و بگویند من تاوانش را داده‌ام و چرا کتاب بنویسم برای چه صبح تا شب در کنگره باشم.
  من مسافر حاصل ۱ مثلث آقای مهندس می‌باشم که یک ضلع آن حس همدردی و یک ضلع دیگراحترام و ضلع دیگر بخشش آقای مهندس است، آقای مهندس برای من خیلی کارها کرده است که وقتی قدم از قدم برمی‌دارم آموزش‌های او به من کمک می‌کندکه در جامعه وکنار خانواده خیلی راحت زندگی میکنم، وقتی پشت چراغ قرمز ایستاده‌ای و کسی از تو درخواست کمک می‌کند به او لبخند می‌زنی و محبت می‌کنی و این‌ها هیچ کدامش برای من نبود.

بلد نبودم ببخشم بلد نبودم با خانواده‌ام صحبت کنم من این کاره نبودم، این‌ها می‌شود دستاوردهای آقای مهندس من تجربه لژیون ایکس را ندارم یا درمان بیماری‌ها را آنهایی که از آن بهره می‌برند می‌توانند از آن صحبت کنند، ولی در مورد این می‌توانم صحبت کنم که این مسعودی که امروز اینجا نشسته است حاصل بخشش حسین دژاکام است، وقتی به بچه‌ها نگاه می‌کنم با خود می‌گویم که مگر می‌شود که این‌ها عوض شده باشند این دستاورد آقای مهندس است و ما باید قدردان آن باشیم.

چطور قدردان آن باشیم من فکر می‌کنم که خوشحالی آقای مهندس و خود آقای مهندس در دل آن تازه واردی است که می‌آید و رها می‌شود همه تلاش آقای مهندس همین بود که تازه واردین بیایند و رها بشوند، همه تلاش آقای مهندس همین بود که شعبات اضافه بشوند.

یکی از بزرگترین دستاوردهای آقای مهندس لژیون سردار است خیلی عجیب غریب است لژیون سردار، من شاید فکر کنم که پول انها

را می‌خواهد، ولی اصلاً اینطور نیست، لژیون سردار یکی از قشنگترین دستاوردهای آقای مهندس است.
لژیونی است که تو می‌توانی در آن قدرتمند شوی تو می‌توانی در آن ثروتمند شوی پایه‌های مالیت را قوی کنی، ما قرار است کنگره‌ای رفتار کنیم،  آموزش‌های آقای مهندس را اجرا کنیم همه ما دلمان سوخته است  اگر فکر می‌کنیم آقای مهندس را دوست داریم باید آن تازه واردی که می‌آید را دوست داشته باشیم و به آن محبت کنیم.

تنها راهی که ما می‌توانیم به آقای مهندس نزدیک شویم و آموزش‌هایش را سرلوحه زندگیمان قرار دهیم این است، که خدمت کنیم به  تازه واردین، کمک کنیم که شعب کنگره ۶۰ زیاد شود امیدوارم این اتفاق در شعبه ما بیفتد.
از اینکه به صحبت‌های من گوش کردید ممنون و سپاسگزارم


 

 

ویژه ها

دیدگاه شما





۰ دیدگاه

در حال بارگذاری دیدگاه‌ها...