برگزاری جلسه هماهنگی لژیون سردار با حضور دیدبان محترم آقای زرکش ، با حضور شعب کاسپین ، دهخدا ، الوند ، قزوین ، ایران تاکستان ، بوئینزهرا و آبیک ، در تاریخ ۹ مهر ۱۴۰۵ رأس ساعت ۱۳:۳۰ آغاز به کار نمود.
خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان علیرضا هستم، یک مسافر.
این نیست که لژیون سردار به قشر خاصی ربط پیدا کند، یعنی کسی که در کنگره سفر میکند به آن میگوییم سفر اول را همراه خود داری؟ میگوید:«نه من تازه وارد هستم.»
وقتی که وارد سفر دوم میشویم ، دیگر تو سفر اول را همراه خود داری و این موضوع باعث می شود تا من تجربه خودم را به یک سفر اولی انتقال بدهم، ولی وقتی که راجع به لژیون سردار صحبت میکنیم، به یک سفر اولی میگوییم شما عضو لژیون سردار هستید؟ و دیگر ما به یک راهنما نمیگوییم که تو عضو لژیون دیدهبانان هستی! چون نیست و در آن لژیون آن را راه نمیدهند.
آقای مهندس به سفر اولیها میگوید: «شما دارو که میخوری، وقتی عضو لژیون سردار میشوی مانند داروی تو عمل میکند.»، همان جور که برای سفر اولی دارو برایش مهم است و زمان مناسب و مقدار مناسب برای رسیدن به فرمان مهم است، برای کسی که قطع مصرف میکند و گل رهایی را میگیرد و سفر اول را در جیب خود دارد، دیگر سفر اول برای آن مهم نیست چون یک را دارد و حالا باید از یک حرکت کند و به دو برسد.
در سفر اول ما ساز خود را کوک میکنیم و صدای آن درست است، حالا قرار است که ساز بزنیم، سازی که در مرحله دوم میزنیم سازی هست که برای یک سفر اولی در کنگره دست میزنند و ساز آن در همان حد و اندازه است، ولی آن کسی که سفر اول را در جیب خود دارد در کنگره دست زدن برایش خندهدار است! برای من از بیرون باید دست بزنند و برای من باید در خانه یا در محیط کار دست بزنند.
این است که آقای مهندس میگوید: «همه باید بخشش را تجربه کنند.»، حالا متولی این قضیه چه کسانی هستند؟ نگهبان و دبیر و خزانهدار و در راس آنها ایجنت شعبه است، اگر شما ندانید در کجای کار قرار دارید آن کسی که از دور دارد این مثلث را نگاه میکند این مثلث را سیاه میبیند، اینها پول میخواهند! اینها کارشان گیر است! شاید روز اول خودم هم این تصورات را داشتم، چون وقتی که نگاه میکنید میبینید که کنگره به دنبال ادامه مسیر است.
مرحله دوم آبادانی و به تعادل رسیدن است، وقتی انسان متعادل شروع به حرکت کردن میکند دنیای بیرون و درونش باید منظم شود، تا حالا به این فکر کردید که سفر دوم کجاست؟ سفر اول را همه میتوانند تعریف کنند، چون برای ما آقای مهندس تعریف کرده است و ما روی آن راه رفتهایم، ولی ما سفر دوم را میتوانیم ببینیم و حرکت کنیم و روی آن قدم برداریم!
آیا ما میتوانیم از خواستههای نامعقول خودمان گذر کنیم؟ آقای مهندس در شروع و پایان جلسات خود درباره آن هایی که خدمت مالی می کنند، صحبت میکند و بقیه آن را به عهده من و تو گذاشته است ، که آن هایی که خدمت مالی میکنند چه اتفاقی برایشان افتاده است،چرا این موضوع آنقدر مهم است؟ تا در آن راه نرویم متوجه نمیشویم.
شما هر چقدر در کنگره خدمت کنید، دنبال چه میگردید؟ آن تعادل کجاست؟ آن حال خوشی که آقای مهندس درباره آن صحبت میکند، کجاست؟ اینها را ما در همین لژیون که تمام اعضای کنگره میتوانند در آن حضور داشته باشند، یک سفر اولی تا یک سفر دومی، همین بزرگ ترین حلقه هستی که عشق و محبت است، که اینها در بخشش است.
ما سه ضلع داریم: کنگره وخانواده و کار. یک سفر دومی باید کار خوب و خانواده مستحکمی داشته باشد، این مرحلهای است که جسم و روان به تعادل می رسد. ما در کنگره سه ضلع داریم جسم و روان و جهان بینی، باید ما این سه ضلع را همیشه همراه خود داشته باشیم وگرنه ما حرف خوب زیاد میزنیم.
بزاق دهان ما برای چه چیز هایی ترشح میکند؟! برای مال دیگری، برای محارم دیگری، برای آن نان و پنیری که در سفرت است یا چلوکبابی که در سفره دیگران است. ما در سفر دوم هستیم، ماده و مادیات، آن پول و این صندلی و این جایگاه پهلوانی ماده است و میگویند که اگر بتوانی بر ماده سوار شوی نیمی از قدرت اهریمن را شکست دادهای، مواد مخدر هم ماده است. با گذشت و بخشش ما میتوانیم روی ماده سوار شویم آن هم از چیزی که داریم.
آقای مهندس میگوید: «در حرکت تفکر کن.»، همه این تعاریفی که در کنگره است ما میتوانیم در فرایند بخشش تجربه کنیم، آن کسی که شال دور گردنش است مانند یک اسب زین کرده است و همه چیز با پرداخت بها، به دست میآید.
در کنگره هیچکسی برای کسی کاری نمیتواند کند، من دیده بان برای لژیون سردار کاری نمیتوانم کنم و یک ایجنت برای شعبهاش نمیتواند کاری کند و یک مرزبان برای حریم خود نمیتواند کاری کند، ما تنها کاری که میتوانیم کنیم اینکه برای خودمان کاری کنیم.
ما وقتی از ماده مخدر گذشتیم با آن روش درمان این درست است، انقدر درست است که این درستی، راست است. این راست بودن، همان قامت یک مصرف کننده است که میاد بعد از سه ماه در کنگره کمرش راست میشود، پس در این زمین بازی که شاید بهای آن را قبلاً پرداخت کردهایم، تمام تلاش خود را کنیم .
آنجایی که راز خودت را در دل نیاز دیگران ببینی، آن موقع است که نیاز دیگران را برطرف میکنی و راه میروی و راز زندگی خود را پیدا میکنی. ما باید بهای این صندلی که رویش مینشینیم را بدهیم و بیرون از کنگره به دیگران کمک کنیم و از دیگران طلبکار نباشیم.
باید بتوانیم دهان خود را شیرین کنیم، در کجا؟ بیرون از کنگره، در کنگره ما هیچ کاره هستیم، اگر ما در کنگره کاری کنیم برای خودمان انجام دادهایم، اینکه من بایستم کنگره برای من کاری کند، انجام نمی دهد، چون کسی برای کسی نمیتواند کاری کند. تنها کاری که ما برای خودمان توانستهایم انجام دهیم این بوده است که با مواد مخدر در دل تاریکی برویم، موضوع خیلی جدی است.
از اینکه به صحبتهای من توجه نمودید، سپاسگزارم.
گزارش تصویری
(1).gif)






عکاس:همسفر میثم «لژیون اول»
تایپ و تنظیم و ارسال : همسفر میثم «لژیون اول»
- تعداد بازدید از این مطلب :
219