یازدهمین جلسه ازدوره ششم سری کارگاه های آموزشی عمومی کنگره۶۰نمایندگی بردسکن به استادی راهنمای محترم مسافرمجید نگهبانی مسافر قاسم و دبیری مسافر مجتبی با دستور جلسه «دستاورد های علمی مهندس دژاکام وکنگره 60 » در روز پنج شنبه مورخ 23مهرماه ۱۴۰۵ راس ساعت ۱۷آغاز بکار کرد.
خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان، مجید هستم مسافر.از نگهبان محترم جلسه و گروه مرزبانی سپاسگزارم که این فرصت را در اختیار من قرار دادند تا در این جایگاه خدمت کنم و آموزش بگیرم.دستور جلسه امروز، «مقالات و دستاوردهای جناب مهندس دژاکام» است. موضوعی بسیار ارزشمند که میتوان ساعتها درباره آن صحبت کرد و از زوایای مختلف به آن پرداخت.
البته بسیاری از دوستان با زندگی و فعالیتهای جناب مهندس آشنایی دارند، اما من میخواهم برای دوستانی که بهتازگی به جمع کنگره ۶۰ پیوستهاند، ابتدا مختصری از زندگی ایشان بگویم و سپس به چند نکته آموزشی از مسیر زندگی و دستاوردهای این مرد بزرگ اشاره کنم.
جناب مهندس دژاکام، بنیانگذار و تئوریسین جمعیت احیای انسانی کنگره ۶۰، در تاریخ ۲۵ آبانماه ۱۳۲۸ در محله قدیمی ارگ شهر کرمان چشم به جهان گشودند. ایشان در خانوادهای پرجمعیت متشکل از ده فرزند، شامل شش پسر و چهار دختر، بزرگ شدند و فرزند سوم خانواده بودند.پدر ایشان یک افسر نظامی، آشنا به موسیقی و ورزشکار بودند و در رشتههایی مانند دوومیدانی، کشتی و دوچرخهسواری فعالیت داشتند.جناب مهندس دوران کودکی و جوانی خود را با تلاش و سختکوشی پشت سر گذاشتند. تحصیلات ابتدایی و متوسطه را در کرمان ادامه دادند و پس از دریافت دیپلم، برای ادامه تحصیل در دانشگاه، در رشته مهندسی الکترونیک دانشگاه علم و صنعت تهران پذیرفته شدند.یکی از نکات آموزنده زندگی ایشان این است که در دوران دانشجویی نیز برای تأمین هزینههای زندگی و تحصیل خود کار میکردند. ایشان در بخش تأسیسات پارک ارم فعالیت داشتند و تلاش میکردند تا حد امکان متکی به تواناییهای خود باشند.
ما میتوانیم از نقطه به نقطه زندگی ایشان آموزش بگیریم؛ زیرا آموزش فقط در کلاس درس و کتاب نیست، بلکه گاهی رفتار، انتخابها و شیوه زندگی یک انسان، خود بهاندازه چندین کتاب به ما آموزش میدهد.
جناب مهندس پس از پایان تحصیلات دانشگاهی، در زمینه تخصصی خود فعالیتهای مختلفی داشتند. ایشان به همراه دکتر رویینتن و جمعی از متخصصان و همکاران خود، در زمینه ساخت چشمهای الکترونیکی فعالیت کردند. هدف از این فعالیتها، کمک به حفظ سلامت و جان کارگران بود.
ایشان در زمینههای دیگری نیز فعالیت اقتصادی داشتند و حتی اقدام به تأسیس کارخانه کردند؛ اما اعتیاد بهتدریج تأثیر خود را بر زندگی ایشان گذاشت و باعث شد بخش بزرگی از دستاوردها و سرمایههایشان را از دست بدهند.
امروز ما نتیجه آن تلاشها را میبینیم. راهی که از دل رنج و تجربه شخصی یک انسان آغاز شد، به مسیری برای درمان و رهایی هزاران انسان و خانوادههای آنان تبدیل شد.به نظر من، این یکی از بزرگترین درسهای زندگی جناب مهندس است: گاهی انسان در دل بزرگترین مشکلات زندگی خود، به مسیری دست پیدا میکند که میتواند راه نجات دیگران نیز باشد.
جناب مهندس در سال ۱۳۵۴ با همسرشان، سرکار خانم زهرا عادلزاده، ازدواج کردند. حاصل این ازدواج سه فرزند، شامل یک پسر و دو دختر است که بسیاری از دوستان با آنها آشنایی دارند.ایشان در دهه شصت، در کنار تجربیات شخصی خود، مطالعات و پژوهشهای جدیتری را در زمینههایی مانند انسانشناسی، خودشناسی، عرفان، فلسفه و تاریخ آغاز کردند.این موضوع برای من بسیار قابل تأمل است؛ زیرا گاهی ما انسانها در یک رشته یا زمینه مشخص فعالیت میکنیم و تصور میکنیم دیگر نیازی به آموختن در زمینههای دیگر نداریم؛ اما زندگی جناب مهندس نشان میدهد که انسان برای شناخت بهتر خود و جهان پیرامونش، باید همواره در مسیر یادگیری و تحقیق حرکت کند.
ایشان در کنار دانش تخصصی خود در رشته مهندسی الکترونیک، به شناخت انسان نیز توجه کردند.
به نظر من، یکی از مهمترین موضوعات در این مسیر، خودشناسی است. تا زمانی که انسان شناخت درستی از خودش، خواستههایش، ضعفهایش و تواناییهایش نداشته باشد، نمیتواند شناخت عمیقی از زندگی و جایگاه خود در هستی پیدا کند.
این همان چیزی است که ما در کنگره ۶۰ نیز بهتدریج میآموزیم. ما در ابتدا شاید فقط برای رهایی از اعتیاد وارد کنگره شویم، اما در ادامه متوجه میشویم که موضوع بسیار گستردهتر از این است. ما باید جسم، روان و جهانبینی خود را بشناسیم و یاد بگیریم که چگونه زندگی کنیم.
وقتی به مسیرکنگره60 نگاه میکنم، میبینم که یک اندیشه، اگر با تحقیق، تجربه، پشتکار و حرکت همراه شود، میتواند از یک نقطه کوچک آغاز شود و به مجموعهای بزرگ و تأثیرگذار تبدیل گردد.
وقتی درباره دستاوردهای جناب مهندس صحبت میکنیم، نباید فقط به مقالات، کتابها و فعالیتهای علمی ایشان توجه کنیم؛ بلکه باید به انسانهایی نیز فکر کنیم که زندگی آنها با این آموزشها تغییر کرده است.
من معتقدم یکی از مهمترین دستاوردهای مهنس دژاکام، ارائه راهی برای شناخت بهتر انسان و درمان اعتیاد است؛ راهی که به ما میآموزد برای رسیدن به نتیجه، باید قوانین را بشناسیم، آموزش بگیریم، حرکت کنیم و در مسیر درست استمرار داشته باشیم.در پایان، میخواهم به نکتهای اشاره کنم که همیشه برای من جالب بوده است.
در طول تاریخ، انسانهایی بودهاند که اندیشههای بزرگ و روحیهای بلند داشتهاند؛ انسانهایی که به شرایط موجود قانع نبودهاند و همواره به دنبال کشف حقیقت و رسیدن به افقهای تازه بودهاند.در اینجا به یاد شعری از شاعر نیشابوری میافتم که میگوید:
تنم در وسعت دنیای پهناور نمیگنجد
روان سرکشم در قالب پیکر نمیگنجد
مرا اسرار از این گفتوگو بالاتر است
اما به گوش خلق از این حرف بالاتر نمیگنجد
به نظر من، این ابیات یادآور روحیه جستوجوگری و بلندپروازی انسانهایی است که به دانستههای محدود خود بسنده نمیکنند و همواره در پی شناخت بیشتر هستند.
در یکی از سیدیهای جناب مهندس نیز درباره عوالم و ابعاد دیگر هستی مطالبی مطرح شده است که برای من تأملبرانگیز بود. این موضوع به من یادآوری میکند که هنوز مسائل بسیاری در هستی وجود دارد که انسان باید درباره آنها بیاموزد، تحقیق کند و با دیدی بازتر به جهان نگاه کند.من از زندگی جناب مهندس این آموزش را میگیرم که انسان نباید در گذشته خود متوقف شود، نباید به شکستهایش اجازه دهد که آیندهاش را نابود کنند و نباید تصور کند که درهای پیشرفت همیشه به روی او بسته هستند.جناب مهندس از دل تجربههای دشوار زندگی خود، راهی را پیدا کردند که امروز من و شما در آن قدم برمیداریم. وظیفه ما نیز این است که قدر این آموزشها را بدانیم، آنها را در زندگی خود به کار بگیریم و با حرکت درست، نشان دهیم که این آموزشها درزندگی ما تأثیر گذاشتهاست.امیدوارم همه ما بتوانیم از این فرصت ارزشمند برای شناخت بهتر خود، اصلاح رفتارها و حرکت در مسیر ارزشها استفاده کنیم و در حد توان خود، چراغی برای زندگی دیگران باشیم.
از اینکه به صحبتهای من گوش دادید، از همه شما سپاسگزارم.
عکاس: مسافر هادی لژیون یکم
تایپ و ویراستار: مسافر حسن لژیون یکم
ارسال خبر: مسافر علی لژیون یکم
مرزبان کشیک: مسافر حجت
- تعداد بازدید از این مطلب :
108