English Version
This Site Is Available In English

قدردان دستاوردهای آقای مهندس

قدردان دستاوردهای آقای مهندس

جلسه دوم از دوره سی وپنجم کارگاه‌های آموزشی خصوصی همسفران کنگره۶۰ نمایندگی لویی پاستور استادی ایجنت همسفر هدی نگهبانی همسفر رها و دبیری همسفر مریم با دستور جلسه «کشف متد DST و دستاوردهای علمی آقای مهندس» روز سه شنبه ۲۱ مهر‌ماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۶ آغاز به کار کرد.

 

خلاصه سخنان استاد 

غم از دست دادن آقای مهندس را به خانم آنی بزرگ اولین همسفر، جناب دکتر امین پسر خلف و جانشین بنیان کنگره۶۰، خانم کماندار، خانم شانی، دیده بانان محترم، اسیستانت‌ها، تمامی ایجنت‌ها، مسافران و همسفران کنگره۶۰ عرض تسلیت و تعزیت دارم. آقای مهندس بارها در صحبت‌ها‌یشان گفته‌اند که اگر خواستید از من صحبت کنید، از من به‌ عنوان دانشمند صحبت کنید. اینکه ایشان از لحاظ معنوی و جهان‌بینی خیلی به ما کمک کرده‌اند جای خودش را دارد؛ ولی تأکید ایشان این بود که از دستاوردهای ما بگویید و از سختی‌هایی که در این مسیر کشیده‌ایم.

بزرگترین دستاوردی که هیچ‌کس نتوانست به آن بپردازد همین بود که توانست انسان را بشناسد؛ چون بیماری اعتیاد فقط بیماری جسم نبود. بیماری اعتیاد بیماری است که سه وجه را در برمی‌گیرد. مهمترین بحث بعد از جسم، بحث روان و جهان‌بینی بود که توسط آقای مهندس با زحمت‌هایی که کشیدند، پژوهش‌هایی که انجام دادند و مسیری که خودشان رفتند، مطرح شد. ایشان می‌گویند علم اگر واقعی باشد اگر روی سنگ بگذاریم سنگ طلا می‌شود؛ تعبیر ما از طلاشدن  چیست؟ مثلاً اینکه من چهارده سال پیش پا در سیستم گذاشتم و الان دیگر خودم را یادم نمی‌آید! اصلاً خودم را نمی‌شناسم؛ یعنی قالب عوض کرده‌ام و بدون اینکه خودمان بخواهیم در مسیر قرار می‌گیریم. کتاب عبور از منطقه۶۰ درجه زیر صفر، کتاب چهارده وادی، کتاب عشق، کتاب حال شما چطور است، کتاب ادموند‌و‌هلیا، کتاب وزن، اینها همه دستاوردهای بزرگی هستند. اصلاً سراغ دارید کسی توانسته باشد علمی که واقعا به درد ما و دنیایی که الان ما در آن زندگی می‌کنیم بخورد را ارائه بدهد؟

چرا امروز قلب‌هایمان ناراحت است؟ چون کسی را پیدا نکردیم که اگر پیدا کرده بودیم قبل از اینها رفته بودیم. اینکه بارها در سی‌دی‌ها نوشته‌ایم اگر یک نفس را نجات بدهیم کار خیلی بزرگی انجام داده‌ایم، آقای مهندس چند نفس را نجات داد؟ این مسئله در بین مسافرها یک بحث جداست؛ اما مگر فقط مسافرها بودند؟ مگر ما کنار مسافرها نبودیم؟ مگر من نبودم؟ تخریب‌هایم آنقدر زیاد بود و آنقدر در جهان تاریکی بودم که خیلی زمان برد؛ بصورت DST و به مرور زمان اما نکته اصلی‌ این‌ است که بارها و بارها و بارها آقای مهندس و اساتید محترم فرمودند جایی فهمیدم در این مسیر موفق هستم که فرمانبردار شدم، هرکس هر چه گفت، فکر نکردم خوب یا بد بوده، گفتم چشم و جواب گرفتم. نه من بلکه تمام کسانی که در سیستم به این شکل بودند جواب گرفتند. من شاید تا زمانی که ایشان حضور داشتند آن قدری که خودم  بخواهم قدردان این محبت‌ها نبودم اما هر چقدر که بیشتر می‌گذرد، می‌فهمم که چه فرد بزرگی را از دست داده‌ایم. فردی که یک چنین ساختاری را چیده که اگر یک روزی خودشان هم نبودند، این سیستم به کار خود ادامه بدهد. چون هدف ما و هدف سیستم رهایی انسان‌های درگیر است. الحمدالله که امروز ایشان قطعاً هستند فقط مرگ جسمی اتفاق افتاده است. در سی‌دی عالم غیب هم مهندس می‌گویند «مردن عشق است دوباره زنده شدن عشق.» ایشان زنده‌اند دوباره زنده شده و در قالب دیگر  زندگی می‌کنند. آقای مهندس بارها گفته‌اند  من خیلی سختی کشید‌ه‌ام سختی‌هایی که مسیر را هموار کند، که من جلوی پایم روشن شود، پاهایم به سنگ نخورد، زمین بخورم و سرم بشکند. این خیلی مهم است.

دکتر امین در صحبت‌هایشان می‌گفتند مهندس با اینکه سنی از ایشان گذشته بود گاهی چهارده ساعت کار می‌کردند، چهارده ساعت کار مفید، نه چهارده ساعتی که بنشیند و یک‌ساعت کار کنند. نه چهارده ساعت کار مفید، واقعا در بیست‌و‌چهار عدد بزرگی است! که چه بشود؟ که بشود این همه مقالات علمی و این همه درمان‌هایی که اتفاق افتاده که البته بعضی‌هایشان را همه می‌دانید و باز هم تکرار می‌کنیم. مکتوبات ایشان در خصوص بیماری‌ها هم هستند، اگر یادتان باشد در کووید‌۱۹، دنیا را از حرکت نگه‌داشت؛ اما در کنگره۶۰ آقای مهندس با پژوهش و کار علمی که کردند و در مورد کووید 19 مقاله دادند و در خصوص انواع سرطان‌ها تحقیق کردند؛ تنبلی تخمدان، سرطان سینه از نوع متاستاز، کولیت از نوع زخم شونده، هر کدام را نگاه کنید، یک دنیا و یک زمان طولانی باید برایش گذاشت، یعنی در کل دنیا سالیانه این همه مقاله در زمینه پزشکی، در مجلات معتبر چاپ می‌شود و هیچ اتفاقی نمی‌افتد؟ چرا بشر هنوز اینقدر درگیر است؟

کاری که آقای مهندس کردند این بود که گفتند: اول باید انسان را بشناسیم، اول باید خودمان را بشناسیم، برای همین بود که اینقدر موفق بودند. مهندس همیشه در هر زمینه‌ای که صحبت می‌کردند، اول صورت مسئله را بیان کرده، آن را موشکافی کرده و صحبت می‌کردند و در نهایت راهکار اصلی را ارائه می‌کردند.چگونه می‌توانیم در این مسیر بمانیم و زحماتی را که آقای مهندس تحمل کردند را قدر بدانیم؟ من جوابم را به شما می‌گویم: تمام تمام تمام تلاشم را می‌‌کنم که شاید با ذره‌ای از دانایی که کسب می‌کنم، بتوانم یک سرباز کوچک در ادامه مسیر کنگره۶۰ باشم و در مسیری که بتوانم به انسان‌های دردمند کمک بکنم قدم بردارم. آقای مهندس در سی‌دی اخیرشان چقدر از سپاسگزاری و قدردانی صحبت کردند. قدردانی آن است که از کاری که آقای مهندس انجام دادند، قدردانی کنم. آقای مهندس خیلی  به بحث علم تأکید داشتند؛ ما اینجا یاد گرفتیم اگر سراغ علم هم می‌رویم به شکل درست برویم. ایشان همیشه تأکید داشتند که اگر وارد یک کاری هم می‌شویم، آن کار را درست و به‌نحو احسن انجام بدهیم. یاد بگیریم مسیر مهندس را ادامه بدهیم، قدردان دستاوردهایشان باشیم با تمام خودمان، تمامی که گفتم هرکس خودش باید بداند تمامش چقدر است. ان‌شا‌ءالله که خدا صبر بدهد و بتوانیم کاری کنیم که آقای مهندس از ما راضی باشند و طبق گفته ایشان: «کسانی که همدیگر را دوست دارند، در بعدِ بعد، در کنار هم قرار می‌گیرند.» این آرزوی قلبی من است؛ ان‌شا‌الله که در بُعدِ بعد بتوانیم در کنار یاران خودمان قرار بگیریم.

مرزبانان کشیک: همسفر مرجان و مسافر مهدی 
تایپ: همسفر منیژه رهجوی همسفر مریم ث. (لژیون نهم)، همسفر آرزو رهجوی راهنما همسفر سعیده (لژیون هشتم)، همسفر رویا رهجوی راهنما همسفر مریم الف. (لژیون دوم) همسفر پروانه رهجوی راهنما همسفر بهار (لژیون اول)
عکاس: همسفر رویا رهجوی راهنما همسفر سعیده (لژیون هشتم)
ارسال: همسفر مرجان، مرزبان خبری
همسفران نمایندگی لویی‌پاستور

ویژه ها

دیدگاه شما





۰ دیدگاه

در حال بارگذاری دیدگاه‌ها...