سومین جلسه از دوره ی اول سری کارگاههای آموزشی خصوصی روز های چهارشنبه مسافران کنگره۶۰ پارک بهار مشهد با استادی راهنمای محترم مسافر محسن، نگهبانی مسافر هادی و دبیری مسافر علیاصغر با دستور جلسه: " کشف متد DST و دستاوردهای علمی آقای مهندس " روز چهارشنبه ۲۲ مهر ماه ۱۴۰۵ راس ساعت ۶ صبح آغاز بهکار کرد.

سخنان استاد: سلام دوستان محسن هستم یک مسافر.
صبح همگی بخیر. بسیار خوشحالم که در جمع شما عزیزان حضور دارم و میتوانم از آموزشهای شما بهرهمند شوم.
این هفته، صحبت کردن برای همه ما دشوار است. اتفاقی که رخ داده و فقدانی که با آن روبهرو شدهایم، برای همه ما سنگین و جانکاه است.
با خودم فکر میکردم اگر بخواهیم درباره جناب مهندس دژاکام و حتی دستاوردهای علمی ایشان صحبت کنیم، شاید ساعتها و حتی روزها زمان لازم باشد؛ زیرا ما تنها با بخشی از دستاوردهای ایشان آشنا هستیم که در قالب نوشتار، مقاله و مطالب آموزشی در اختیارمان قرار گرفته است. خدا میداند چه میزان از دانش، تحقیقات و دستاوردهای ایشان هنوز ثبت و منتشر نشده است.
در این میان، به روش DST فکر میکردم و از خودم میپرسیدم که ما تا چه اندازه این روش را شناختهایم. خود من که چندین سال راهنما بودهام، چقدر توانستهام به عمق این روش پی ببرم؟ در چه زمینههایی از آن استفاده کردهام و چه ظرفیتهایی از آن همچنان برایم ناشناخته مانده است؟
به نظرم، میان کشف یک روش علمی و ارائه و بهکارگیری آن، تفاوت بسیار زیادی وجود دارد. گاهی یک پدیده یا دستاورد علمی را فردی کشف میکند، اما شخص دیگری آن را ارائه میدهد. پرسش اینجاست که چه میزان از یافتههای علمی بشر، پس از کشف و ارائه، واقعاً در خدمت انسان قرار گرفتهاند و سرانجام آنها به خیر و عمل سالم منتهی شده است؟
برای مثال، ممکن است فردی دارویی را کشف کند و شخص دیگری آن را تولید و عرضه کند؛ اما در نهایت، موضوع به یک فعالیت تجاری و درآمدزایی تبدیل شود. یا مادهای شیمیایی کشف شود، ولی فرد دیگری از همان ماده برای ساخت بمب استفاده کند. بنابراین، صرف کشف یک پدیده علمی کافی نیست؛ مهم این است که آن کشف در چه مسیری قرار بگیرد و چه نتیجهای به بار آورد.
اما کشف روش DST از درون یک انسان، موضوعی بسیار عمیقتر است. اینکه انسانی بتواند از درون خود به کشفی برسد، آن را به یک روش علمی تبدیل کند، ارائه دهد، پیوسته توسعهاش دهد، در طول سالها آن را بهروز کند و برای گسترش و کاربردی شدن آن تلاش کند تا در خدمت انسانها و در زمینههای مختلف قرار گیرد، کار بسیار بزرگی است. اینکه چنین انسانی خود را نسبت به گسترش این دانش و رساندن آن به دیگران مسئول بداند، ارزش این حرکت را دوچندان میکند.

شاید در فرصت کوتاه امروز نتوانیم به همه ابعاد این موضوع بپردازیم؛ موضوعی که بسیاری از ما با بخشهایی از آن، از طریق مقالات و آموزشهای جناب مهندس، آشنایی داریم.
نکته مهم دیگر، گستره نگاه و تفکر ایشان است. ممکن است فردی روشی را کشف کند و به درمان اعتیاد بپردازد؛ اما انسانی با نگاه پژوهشگرانه، به این موضوع بسنده نمیکند. او بررسی میکند که آیا اصول و یافتههای بهدستآمده میتوانند در شناخت و درمان سایر بیماریها و رفع دیگر نقصهای انسانی نیز مؤثر باشند؟ این نوع نگاه، بسیار ارزشمند است.
اینکه انسانی از حوزهای مشخص، مانند درمان اعتیاد، برخیزد و در زمینه پزشکی نیز حرفی برای گفتن داشته باشد، اتفاق کوچکی نیست؛ بهویژه در دنیایی که افراد گاهی نسبت به حوزه تخصصی خود تعصب دارند و بهسختی دیدگاههای بیرون از حوزه خود را میپذیرند.
برای مثال، اگر به یک مکانیک بگوییم پیچ یا قطعهای دچار مشکل شده است، ممکن است پاسخ دهد که این موضوع در حوزه تخصصی تو نیست و درباره آن اظهارنظر نکن. حال تصور کنید انسانی بتواند با استدلالهای محکم، مستندات علمی و نتایج قابل مشاهده، به جایگاهی برسد که از او برای حضور در سمینارها و محافل پزشکی دعوت کنند تا یافتهها و طرحهای خود را ارائه دهد.
رسیدن به چنین جایگاهی صرفاً با حرف و ادعا امکانپذیر نیست. برای پذیرفته شدن، باید نتیجه و دستاوردی وجود داشته باشد. اگر عملکرد انسان ثمرهای نداشته باشد و آثار آن قابل مشاهده نباشد، دیگران نیز بهسادگی آن را نمیپذیرند.
بنابراین، اگر میخواهیم راه و اندیشه جناب مهندس دژاکام ماندگار بماند، صرفاً با سخن گفتن و ابراز علاقه به این هدف نمیرسیم. ماندگاری این تفکر، بیش از هر چیز، به عملکرد ما وابسته است.
اگر کسی از ما بپرسد جناب مهندس دژاکام چه کسی بود، ممکن است ساعتها درباره ایشان صحبت کنیم؛ اما در پایان، شاید نتوانیم بهدرستی بزرگی کار ایشان را به مخاطب منتقل کنیم. آنچه اهمیت دارد، این است که هر فرد در عملکرد ما چه چیزی میبیند؛ ما چه بودیم، به چه جایگاهی رسیدهایم و چه تغییری در زندگی خود ایجاد کردهایم.
باید ببینیم برای زندگی خود چه برنامهای داریم و در مسیر تحقق اهداف الهی چگونه حرکت میکنیم. آنگاه میتوانیم بگوییم که از مکتب این انسان آموختهایم و در مسیر تفکر و اندیشه او قدم برمیداریم.
آنچه میتواند این روش، این تفکر و این جایگاه را حفظ کند، عملکرد ماست؛ چه در قالب خدمت به مجموعه کنگره ۶۰، چه در مسیر رشد و تکامل خودمان و چه با برنامهریزی صحیح برای زندگی.
یکی از مشکلات اساسی انسان امروز، گمگشتگی و نداشتن هدف روشن است. بسیاری از انسانها نمیدانند به کدام سو حرکت کنند و چه مسیری را در زندگی برگزینند. اما حضور در یک سیستم و ساختار آموزشی سالم، میتواند به انسان هدف بدهد، زمینه رشد او را فراهم کند و امکان ارائه ایدهها و حرکتهای سازنده را به وجود آورد.
امیدوارم بتوانیم خودمان و جایگاه خود را در این مسیر حفظ کنیم.
ما در کنگره ۶۰ به رفتن انسانها صرفاً از زاویه فقدان و پایان نگاه نمیکنیم. جناب مهندس آنقدر به ما آموزش دادهاند که مفهوم رفتن، دلبستگی و وابستگی را از زاویهای متفاوت ببینیم. آموختهایم که بلوغ فکری و شناخت ما از این مفاهیم میتواند شکل دیگری داشته باشد.
البته این موضوع به معنای نداشتن محبت یا بیتفاوت بودن نسبت به فقدان نیست؛ بلکه آموختهایم که محبت را در کنار شناخت، آگاهی و ادامه دادن مسیر قرار دهیم. شاید بتوان گفت هرچه وابستگی ما بیشتر باشد، به همان میزان نیز آمادگی بیشتری برای شنیدن و پذیرفتن فرمان و آموزشهای آن شخص خواهیم داشت؛ اما آنچه اهمیت دارد، این است که این دلبستگی در مسیر رشد و عمل به آموزشها قرار گیرد.
امیدوارم بتوانیم با عملکرد خود، قدردان آموزشهای جناب مهندس دژاکام باشیم و در مسیر تحقق اهداف متعالی کنگره ۶۰ گام برداریم.
از اینکه سکوت کردید و به صحبتهای من گوش سپردید، از همه شما سپاسگزارم.

در ادامه از دوستان حاضر با چای و صبحانه گرم پذیرایی گردید
.jpg)
مرزبان خبری: مسافر صادق
صوت: مسافر محمدجواد لژیون۲۰ شفا
تنظیم و ارسال: مسافر احمد
- تعداد بازدید از این مطلب :
211