جلسه دوم از دوره چهل و پنجم کارگاههای آموزشی خصوصی همسفران کنگره۶۰ نمایندگی ابوریحان به استادی راهنما همسفر رویا، نگهبانی همسفر فرزانه و دبیری همسفر حدیث با دستور جلسه «کشف متد DST و دستاوردهای علمی آقای مهندس» روز سهشنبه ۲۱ تیرماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۶:۰۰ آغاز به کار کرد.
.jpg)
:خلاصه سخنان استاد
سفر آقای مهندس از این جهان به جهان دیگر، غم بزرگ و دلتنگی عجیبی برای همه ما رقم زده است. از خداوند بزرگ برای خانواده محترم دژاکام، خانواده بزرگ کنگره۶۰، دیدهبانان محترم، بزرگان کنگره۶۰ و اعضای شعبه ابوریحان، طلب صبر میکنم. میخواهم به آقای مهندس بگویم که یاد و نام شما، به واسطه آن بذر عشق و محبتی که در دل ما کاشتید و به واسطه علم و آگاهی که برای ما به یادگار گذاشتید، همیشه در ذهن، یاد و خاطرمان و قلبمان در تاریخ ثبت و ماندگار خواهد شد و راه شما ادامه خواهد داشت.
از ایجنت محترم، همسفر فاطمه تشکر میکنم که اجازه دادند امروز در این جایگاه بنشینم، خدمت کنم و آموزش بگیرم. به اسیستانت همسفر عصمت و ایجنت جدید شعبهمان، همسفر فاطمه، خیر مقدم و خوشآمد میگویم.
(بیا تا گل برافشانیم و می در ساغر اندازیم فلک را سقف بشکافیـم و طرحی نو دراندازیم.) از گذشتههای بسیار دور تا به امروز، روشهای بسیار زیادی برای ترک اعتیاد وجود داشته و دارد؛ اما هیچکدام نتیجه و درمان مطلوبی را نداشتند. آقای مهندس زمانی که ناخواسته سفر خود را آغاز میکنند؛ یعنی در ابتدا قصد درمان نداشتند، اما در طول سفرشان به نتایجی میرسند که پس از ۱۰ ماه، به درمان اعتیاد دست پیدا میکنند و به این ترتیب، روش DST کشف میشود و پرونده اعتیاد بسته میشود.
پس از اینکه آقای مهندس کنگره را تأسیس میکنند تا به امروز، هزاران مصرفکننده و بلکه هزاران خانواده از دام اهریمنی و شیطانی مواد مخدر آزاد و رها میشوند. کشف روش DST برای درمان اعتیاد، پایان ماجرا نبود. آقای مهندس، محقق و دانشمند بودند و در طول این سالها با تحقیق، تلاش، پژوهش، بررسی و مطالعه، زحمات زیادی کشیدند و توانستند روشهای درمانی و راه درمان بسیاری از بیماریها را کشف کنند؛ از جمله درمان سیگار و نیکوتین، درمان اضافهوزن، درمان انواع و اقسام سرطانها، بیماریهای مختلف مانند: صرع، اماس، کولیت و بیماریهای مختلف دیگر که میتوانیم مقالات علمی مربوط به آنها را در سایت کنگره۶۰ دنبال کنیم؛ چون زمان محدود است، نمیتوانم درباره همه آنها توضیح دهم.
به فرموده خود آقای مهندس، بیش از ۷۰ سال است که در ایالات متحده سه مشکل بسیار بزرگ و غیرقابل حل وجود دارد که اعتیاد، سرطان و اضافهوزن یا چاقی است؛ اما به لطف خداوند و با کشفیات آقای مهندس، توانستند که راه درمان راه پیدا کنند.
از دیگر دستاوردهای آقای مهندس میتوانیم به کتابها، مکتوبات و نوشتارهای ایشان اشاره کنیم. یکی از آنها کتاب عبور از منطقه ۶۰ درجه زیر صفر است که به قلم خود آقای مهندس نوشته شده است. این کتاب فقط برای مصرفکنندگان نیست؛ بلکه برای تمامی افرادی که خواستار ریزش هستند، نیز کاربردی است. (ریزش از کینه، نفرت، تاریکی و هر چیزی که میتوانیم به آن دچار شویم.)
به نظر من، همانطور که کتاب آسمانی بیش از ۱۴۰۰ سال است که زنده است و منسوخ نشده و نخواهد شد، کتاب عبور از منطقه ۶۰ درجه زیر صفر نیز جاری خواهد بود، تا ابد ماندگار خواهد بود و برای همه افرادی که مشکلی دارند و خواهان ریزش هستند، میتواند راهگشا باشد.
از دیگر کتابهای آقای مهندس میتوان به کتاب عشق یا ۱۴ وادی اشاره کرد که ۱۴ قانون را برای رسیدن به آرامش، برخورداری از زندگی و رسیدن به اصل وجودی خودمان عنوان میکند که اولین خشت آن، خشت تفکر است و آخرین آن، عشق و محبت است.
کتابهای دیگر ایشان: ۱۴ مقاله، حال شما چطور است؟، ادموند و هلیا، ساختمان جسم و کاهش وزن است. یکی دیگر از دستاوردها و کشفیات آقای مهندس، کشف D.Sap بود؛ محلولی خوراکی که به گفته خود ایشان، هیچ ضرری برای کسی ندارد؛ محلولی است که ضد التهاب و ضد عفونت است. با تحقیقات و آزمایشاتی که ایشان انجام دادند، متوجه شدند که این ماده خوراکی میتواند خیلی از بیماریها را بهبود بخشد و درمان کند. آقای مهندس فرمودند که روش DST و شربت OT میتوانند سیستم ایکس را ترمیم و بازسازی کنند و D.Sap نیز میتواند فیزیولوژی و جسم ما را بازسازی و ترمیم کند.
یکی دیگر از دستاوردهای آقای مهندس، پس از راهاندازی کنگره همسفران خانم، راهاندازی کنگره مسافران خانم بود که ایشان از این موضوع بسیار خوشحال بودند. در مکاتبات ایشان با آقای ویلیام نیز میتوانیم این خوشحالی را مشاهده کنیم که از این صحبت میکنند که توانستهاند برای خانمهای مسافر چند ساختمان تهیه کنند که خانمهای مسافر در امنیت، آرامش و به دور از هرگونه قضاوت، سفر کنند، به درمان برسند و حالشان خوب شود. من این خوشحالی و ذوق را در مکاتبات ایشان دیدم.
دستاوردهای آقای مهندس آنقدر زیاد هستند که در این فرصت کوتاه نمیتوانم به همه آنها اشاره کنم. سر خط کوچکترین آنها را گفتم و امیدوارم شما عزیزان در مشارکتهایتان به نکات دیگری که من اشاره نکردم، بپردازید.
همچنین باید بدانیم که ردپای آموزشهای آقای مهندس در زندگی همه ما مشهود است؛ اینکه همه جداییها به وصال رسید، تاریکیها به نور رسیدند، قهرها به آشتی تبدیل شدند و کینهها به مهر رسیدند؛ حالا وظیفه تکتک ما است که از زحمات ایشان قدردانی کنیم و پرقدرتتر از قبل ادامه دهیم. باید کنگره را از نظر مالی و معنوی حمایت کنیم، حرکت کنیم، تلاش کنیم، خدمت کنیم و اجازه دهیم کنگره به راه خود ادامه دهد و آقای مهندس به خواستههایشان برسند. گوشبهفرمان جانشین بنیان و نگهبان کنگره ۶۰ دکتر امین، خانواده محترم ایشان، دیدهبانان و بزرگان کنگره ۶۰ باشیم.
طبق فرمایش دکتر امین، سعی کنیم در مشارکتهایمان احساسی برخورد نکنیم و به مطالب و دستور جلسه بپردازیم تا کنگره آسیبی نبیند. همانطور که استادان آقای مهندس بر کار ایشان نظارت داشتند، آقای مهندس نیز ناظر بر کار کنگره هستند و همه ما را میبینند. برای رضایت ایشان هم که شده، باید پر قدرت ادامه دهیم، احساساتمان را کنترل کنیم و متین و آرام رفتار کنیم.
در پایان صحبتهایم، امروز مراسم تجلیل مرزبانها و ایجنت را داریم. به این عزیزان خداقوت میگویم که بیش از ۱۴ ماه تلاش کردند و زحمت کشیدند. من به شخصه ازشون خیلی آموزش گرفتم و امیدوارم خیر این خدمت همیشه در زندگیشان جاری و ساری باشد و در ادامه نیز در کنگره مانا و خدمتگزار باشند. به ایجنت محترم جدید شعبه و مرزبانان جدید تبریک میگویم و امیدوارم موفق و مؤید باشند.
اتمام دوره مرزبانی همسفر سعیده و همسفر فاطمه، شروع دوره مرزبانی همسفر زهره و همسفر هانیه
.jpg)
سخنان مرزبان همسفر سعیده:
من هیچوقت فکر نمیکردم روزی که بخواهم از جایگاه مرزبانی خداحافظی کنم، آقای مهندس دیگر در کنار ما نباشند؛ اما ایشان چراغ امیدی را در دل همه ما روشن کردند که همیشه با ما خواهد ماند و در سختیها ما را سرپا نگه میدارد. آقای مهندس با کشفیات، مقالات و آموزشهای ارزشمندشان، مسیر درمان اعتیاد را به جهان معرفی کردند و ثابت کردند که این راه بر پایه علم، تجربه و جهانبینی است. امروز تنها چیزی که به من آرامش میدهد، این است که افتخار داشتم در مسیری خدمت کنم که آقای مهندس بنیان آن را گذاشتند. مطمئن هستم راه، اندیشه و نام ایشان تا سالهای سال زنده خواهد ماند. به نظرم بهترین ادای احترام به آقای مهندس این است که آموزشهایشان را درست یاد بگیریم، آنها را در زندگی خود به کار بندیم و سپس به دیگران انتقال دهیم تا این چراغ امید همچنان روشن بماند. در این مسیر خدمت، از همه راهنمایان عزیز صمیمانه تشکر میکنم که همیشه همراه و همکار ما بودند. از تکتک شما آموزش گرفتم و بابت همه محبتها و همراهیها سپاسگزارم. از همه شما عزیزان هم ممنونم که در تمام این مدت کنار ما بودید؛ با حضورتان، با لبخندهایتان، با آغوش گرم و انرژی مثبتی که به ما میدادید. اگر در این مدت از من خطایی، کوتاهی یا کمکاری سر زده است، از بزرگواری شما میخواهم مرا ببخشید و حلالم کنید. تمام تلاش ما این بود که قوانین به بهترین شکل اجرا شود و هیچ هدفی جز انجام وظیفه و خدمت نداشتیم. خداروشکر که توفیق خدمت بهم داده شد. از خانواده عزیزم تشکر میکنم که در این مدت کنارم بودند و همکاری لازم را داشتند. در پایان، برای همسفر هانیه و همسفر زهره از صمیم قلب آرزوی موفقیت دارم. امیدوارم در این جایگاه، بهترین اتفاقها برایشان رقم بخورد و با عشق و آرامش در مسیر خدمت قدم بردارند.
.jpg)
سخنان مرزبان همسفر فاطمه:
من هم به سهم خودم درگذشت جناب مهندس را خدمت خانواده محترمشان و همه اعضای کنگره ۶۰ تسلیت میگویم. دوست داشتم این خدمت را با حس و حال بهتری تحویل میدادم و دوستانمان هم با حس و حال بهتری تحویل میگرفتند. درست است که جناب مهندس از جهان فیزیکی ترخیص شدند؛ ولی همچنان در کنار ما هستند. ما در آموزشهای کنگره آموختیم که پایان هر نقطه سرآغاز خط دیگری است. حیات تنها این حلقه از زندگی نیست، زندگی با مرگ به پایان نمیرسد و در کنگره تغییر، تبدیل و ترخیص اتفاق میافتد. ما دوره مرزبانی پرچالشی را داشتیم، جنگ، اغتشاشات و تعطیلیهای پشت سر هم را گذراندیم. در دوره ما ۶ راهنمای شال نارنجی، ۴ راهنمای شال سبز و یک راهنمای ویلیام تجلیل شدند و در ادامه ۵ راهنمای شال نارنجی، ۵ راهنمای شال سبز، یک راهنمای ویلیام و یک راهنمای لژیون تغذیه به جمع ما اضافه شدند. هر کدام از این تجلیلها و تشکیل لژیونها و تعطیلیها برای ما سراسر آموزش بود. حتی برای گذاشتن پیامها به فرمان اسیستانت محترم، بسیار دقت میکردیم که حواسمان باشد که از چه کلماتی استفاده میکنیم تا مشکلی برای کنگره و تشکیل جلساتمان پیش نیاید. تشکر میکنم از همسفر سعیده که همیشه دوست خوبی در کنار من بودند و همسفر فاطمه که در کنارشان بسیار آموزش گرفتم. از راهنمایان محترم و همه اعضای شعبه تشکر میکنم که فرصت این خدمت را به من دادند و اگر خدای نکرده کسی از دست من رنجشی دارد، عذرخواهی میکنم و حلالیت میطلبم. تشکر میکنم از خانواده خودم، مسافرم، دخترم و به ویژه پسرم، کیان، هر چند الان کنار من نیست؛ ولی میدانم که انرژی این مشارکت به او میرسد. در ایامی که من به واسطه خدمت ساعات بیشتری را در شعبه بودم، پسرم بار مسئولیت من را در خانه به دوش کشید؛ از او بسیار متشکرم و امیدوارم در آینده همگی شاهد درخشش فرزندانمان باشیم. به همسفر فاطمه، همسفر هانیه و همسفر زهره تبریک میگویم و امیدوارم در این خدمت بدرخشند و خدا را شکر میکنم که پایان این نقطه برای من سر آغاز خط دیگری شد و میتوانم در کنار راهنمای عزیزم، همسفر مرجان، قرار بگیرم و از آموزشهای ایشان استفاده کنم.
مراسم پیمان و اهدا شال مرزبانان دوره جدید
.jpg)
اتمام دوره ایجنتی همسفر فاطمه و شروع دوره ایجنتی همسفر فاطمه
.jpg)
سخنان ایجنت همسفر فاطمه:
خداوند را بسیار سپاسگزارم که روزی من قرار داد که در کنار شما عزیزان باشم و خدمت کنم. از آقای مهندس و خانواده محترمشان ممنون هستم. آقای مهندس همیشه حضور دارند و هستند؛ واقعا هم همیشه باید حضورشان را حس کنیم. جایگاه آقای مهندس در قلب ما است و از ایشان سپاسگزارم که اجازه دادند من در کنگره حضور داشته باشم و خدمت کنم. از اسیستانت همسفر عصمت ممنون هستم؛ بسیار ایشان را اذیت کردم و ازشون بسیار سوال میپرسیدم؛ از صمیم قلب ازشون سپاسگزارم. من دیدم که ایشان چقدر زحمت کشیدند؛ شاید بقیه ایشان را ندیدند؛ ولی چون من مستقیم با ایشان در ارتباط بودم دیدم که چقدر برای این شعبه زحمت کشیدند، کنارمان بودند و هوای ما را داشتند. واقعا ازتون سپاسگزارم و قدردانتان هستم؛ ممنون همه آموژشهایتان هستم. به مرزبانان همسفر سعیده و همسفر فاطمه خدا قوت میگویم؛ همیشه گفتند چشم و اجرا کردند، ازشون ممنونم برای کارها و خدماتی که انجام دادند و کنارمان بودند. همه تلاشم را کردم که خوب خدمت کنم. امروز که اینجا هستم خودم از خودم راضی هستم؛ در این دوره واقعاً صدم را گذاشتم و سعی کردم هم عشق بدهم و هم عشق بگیرم. در این دوره خدا به من دو هدیه ارزشمند داد؛ واقعا ممنونم که آرزوی ۱۰ ساله من را برآورده کرد. خدا را شکر میکنم و از خدا ممنونم که کنارم بود و کمکم کرد که جوری خدمت کنم تا در این مسیر اول به خودم و بعد به بقیه کمک کنم. همیشه در دعاها از خدا خواستم که کمکم کنه بتوانم خوب خدمت کنم تا آقای مهندس، خانوادهشان، خداوند و اعضا کنگره از من راضی باشند. اگر خطایی و کوتاهی کردم حلال کنید و ببخشید. یک جاهای قوانین کنگره بوده است و به من میگفتند که باید جدیتر و تندتر بگی؛ ولی گفتم واقعاً نمیتوانم؛ وقتی چیزی را ندارم چگونه بیرون آورم؛ ولی در این مسیر بسیار آموزش گرفتم. یکی از بچههای قدیمی گفت خانم فاطمه یه کوره میخواستی که بروی داخلش پخته شوی و بیرون بیایی که خداوند جایگاه ایجنتی را به شما داد. امروز که در این جایگاه هستم از خداوند سپاسگزارم که ۱۲ سال در کنگره را به روی من باز کرد تا بیایم و خدمت کنم. از دخترم، بهار قشنگم، ممنونم که در این سالهایی که در کنگره بودم کنار من بود و خودش میگوید که من از بچگی داخل کنگره هستم. همسفر فرشته گفت: دخترت در کنگره راه رفتن و حرف زدن را یاد گرفت؛ چون آن موقع خانم فرشته مرزبان بود و میدید. بودن در کنگره افتخار بزرگی برای همه ما است. همیشه راهنمایم، همسفر صبا میگفت: «وقتی خدا نقش همسفری را بهت داد یعنی بزرگترین نقش را گرفتی؛ هر کسی لیاقت نقش همسفری را ندارد.» خود آقای مهندس و استاد امین برای همسفران بسیار ارزش قائل هستند و سعادت بزرگ و ارزشمند است. از همه شما ممنونم و به همسفر فاطمه تبریک میگویم و مطمئن هستم که در این مسیر میدرخشند؛ چهره بسیار متین و آرامی دارند؛ انشاءالله که موفق باشند. به همسفر زهره و همسفر هانیه تبریک میگویم؛ انشاءالله که در این مسیر بدرخشید و همه با هم دست در دست هم کمک کنیم تا شعبه خوبی داشته باشیم. همه با قلبهایی که از عشق و محبت آقای مهندس پر است، به همدیگر کمک کنیم.
.jpg)
سخنان ایجنت همسفر فاطمه (ایجنت دوره جدید):
برای همسفران قوی شعبه ابوریحان خدا را شکر میکنم. امروز به لطف تدابیر ایجنت محترم، مرزبانان و استاد عزیز؛ خصوصا اجرای مراسم تجلیل خیلی عالی برگزار شد. واقعا کمتر از این هم انتظار نمیرفت؛ چون تحت آموزشهای جناب آقای مهندس هستیم. خدا را شکر میکنم که در زمان حیاتم از وجود با ارزش آقای مهندس در حد وسعم برخوردار شدم و از آموزشهایشان در حد توانم استفاده کردم و کاربردی کردم. این غم و مصیبت بزرگ هم میتواند برای ما صعود آورد و هم سقوط. قطعاً با آگاهی و معرفتی که ما داریم، مرحله صعود را پشت سر خواهیم گذاشت؛ مثل آن کمانی که کشیده میشود و این کشش هرچه بیشتر باشد محکمتر به هدف میخورد و صعود جانانهای را به همراه دارد. امروز که برای دریافت این خدمت عظیم در خدمتتان هستم، خداوند را شاکرم و به لطف آموزشهای آقای مهندس، خانواده محترمشان و اسیستانت همسفر عصمت (که همیشه همراه و پشتیبانم بودند) این جایگاه را گرفتم و از ایجنت محترم و دوستداشتنی همسفر فاطمه ممنونم. (از چهرههای بچهها متوجه شدم که چقدر به شما عشق دارند.) از مرزبانان عزیز و دلسوز که همکاری کردند، ممنونم و خدا قوت میگویم و امیدوارم من، همسفر هانیه و همسفر زهره، در ادامه بتوانیم حافظ اصول، قوانین، حرمت کنگره ۶۰ و پاسدار دستاوردهای شما عزیزان که برای این شعبه به دست آوردید، باشیم و موجب رشد بیشتر آن، شویم.
.jpg)
مرزبانان کشیک: همسفر فاطمه و مسافر محمد
تایپیست: همسفر حدیث رهجوی راهنما همسفر رویا (لژیون اول)
عکاس: همسفر زهره رهجوی راهنما همسفر زینب (لژیون دوم)
ویرایش: همسفر هستی رهجوی راهنما همسفر رؤیا (لژیون اول) نگهبان سایت
ارسال: مرزبان خبری همسفر سعیده
همسفران نمایندگی ابوریحان تهران
- تعداد بازدید از این مطلب :
509