جلسه دهم از دوره ششم کارگاههای آموزشی خصوصی کنگره۶۰ نمایندگی ارم (کرج) با استادی راهنمای محترم مسافر امیر حسین، نگهبانی مسافر مجتبی و دبیری مسافر حسین، با دستور جلسه: "کشف متد DST و دستاوردهای علمی جناب مهندس دژاکام" در روز سه شنبه 21 مهر ماه ۱۴۰۵ راس ساعت ۱۷ آغاز به کار کرد:
خلاصه سخنان استاد:

سلام دوستان امیرحسین هستم مسافر
خوش حالم که در یکی ازشعبههای بسیار خوشعطر و پرنشاط کنگره ۶۰ هستم، از همه راهنمایان و دوستان عزیزی که در اینجا حضور دارند و از همه شما سپاسگزارم که امروز فرصتی فراهم شده است تا در این جلسه مشارکت کنم و آموزش بگیرم.
هر چیزی را که در زندگی به آن نگاه میکنم، سعی میکنم معنایی برایش پیدا کنم؛ معنایی زیبا که بتواند به من انگیزه حرکت، تلاش و زندگی کردن بدهد.
برای مثال، وقتی میخواهم ماشینی بخرم، سعی میکنم معنای آن را برای خودم پیدا کنم. وقتی تصمیم میگیرم خانهای بخرم، به دنبال معنای آن میگردم. وقتی میخواهم شغلم را تغییر بدهم و شغل جدیدی انتخاب کنم، باز هم سعی میکنم معنایی برای آن پیدا کنم.
سالهاست که در کنگره ۶۰ فعالیت میکنم. من ترجیح میدهم نام این کار را فعالیت صرفا نگذارم، بلکه آن را خدمت بنامم؛ چون این کار برای من معنا دارد. معنایی که کنگره ۶۰ به زندگی من بخشیده است، در بسیاری از جنبههای دیگر زندگیام تجربه نکردهام.
نمیخواهم تعارف کنم یا اغراق کنم؛ اما اگر بخواهم کنگره ۶۰ را در یک طرف و سایر فعالیتهای زندگیام را در طرف دیگر قرار بدهم، معنایی که در این مجموعه پیدا کردهام، برایم جایگاه ویژهای دارد.
برای مثال، میگویند حلقه ازدواج یک حلقه معنوی است. چرا؟ چون معنا و مفهوم خاصی در آن وجود دارد. کسی که حلقه ازدواج را در انگشت خود دارد، با این حلقه به یک پیوند و تعهد اشاره میکند. بنابراین، آنچه به یک موضوع ارزش میدهد، تنها ظاهر آن نیست؛ بلکه معنا و مفهومی است که درون آن قرار دارد.
حضور در کنگره ۶۰ و خدمت کردن در این مجموعه نیز برای من چنین معنایی دارد. اما این معنا چگونه در زندگی من شکل گرفته است؟ به نظر من، یکی از مهمترین پاسخها به این سؤال، تلاشهای آقای مهندس دژاکام است.
اولین دستاورد آقای مهندس برای من، معنا بخشیدن به زندگی است.
ایشان ساختار و نهادی را به وجود آوردهاند که انسان میتواند وارد آن شود، از آموزشهایش بهره بگیرد و برای زندگی خود معنایی تازه پیدا کند.
این اتفاق، همانطور که دوستان نیز اشاره کردند، چیزی را در درون انسان بیدار میکند؛ گویی حفرهای در قلب آدمی به وجود میآید که با چیزهای معمولی پر نمیشود. این نیاز زمانی پاسخ میگیرد که خودمان را بخشی از این ساختار بدانیم، در مسیر آن حرکت کنیم و به اصول و ارزشهایش پایبند بمانیم.
آقای مهندس موضوعاتی را بررسی کردهاند، مسائلی را کشف کردهاند و راهحلهایی ارائه دادهاند که پیش از آن، پاسخ روشنی برای بسیاری از آنها وجود نداشت.
در روزهای اخیر، دوستان درباره دستاوردهای علمی آقای مهندس صحبت کردند. ما نیز در سایت کنگره ۶۰ و در بخشهای مختلف، مطالب و دستاوردهای ایشان را مشاهده کردیم؛ دستاوردهایی که با همکاری و همراهی دکتر امین، در زمینههای مختلف مطرح شدهاند.
اما اگر کمی به عقب برگردیم و عمیقتر به کتابها و مبانی فکری کنگره ۶۰ نگاه کنیم، متوجه میشویم که موضوع تنها به چند کشف یا ارائه یک روش درمانی محدود نمیشود. آقای مهندس مفاهیم و تعریفهایی را مطرح کردهاند که نقش بنیادی در شکلگیری این نگرش داشتهاند.
برای مثال، تعریفهایی که درباره نفس، روح و بخشهای مختلف وجود انسان مطرح شدهاند، به ما کمک میکنند تا انسان و مسائل مربوط به او را عمیقتر بررسی کنیم.
یکی از ویژگیهای مهم این رویکرد آن است که بهجای پرداختن صرف به نشانهها و واکنشهای ظاهری، تلاش میکند به اصل موضوع برسد و ریشه مسئله را پیدا کند.
به نظر من، یکی از دستاوردهای مهم آقای مهندس همین است: ایجاد پایههای فکری و علمی که بر اساس آنها، روش درمان تدریجی اعتیاد یا متد DST شکل گرفته است و موضوعاتی مانند صور آشکار و صور پنهان انسان، از زاویهای متفاوت مورد بررسی قرار گرفتهاند.
همچنین، در کنگره ۶۰ درباره موضوعات دیگری مانند وابستگی به سیگار، کاهش وزن و برخی مسائل مرتبط با سلامت نیز روشها و آموزشهایی ارائه شده است.
وقتی به این مجموعه دستاوردها نگاه میکنیم، این سؤال برایمان پیش میآید که آیا این پایههای علمی میتوانند زمینهساز کشفیات و دستاوردهای دیگری نیز باشند؟ به نظر من، این امکان وجود دارد؛ زیرا وقتی یک بنیان فکری و علمی شکل میگیرد، میتوان بر اساس آن به بررسی مسائل تازه پرداخت.
برای درک بهتر این موضوع، باید به این پرسش برگردیم که اساساً بیماری اعتیاد چگونه شناخته شد و چه نگرشی زمینه درمان آن را فراهم کرد؟
یکی از نکات مهم در دیدگاه آقای مهندس این است که انسان را تنها مجموعهای از واکنشهای فیزیولوژیک نمیدانند. به بیان دیگر، نمیتوان همه مسائل انسان را به نشانههایی مانند بیخوابی یا سایر اختلالات جسمی محدود کرد و انتظار داشت که با برطرف کردن تکتک این نشانهها، مسئله اعتیاد نیز بهطور کامل حل شود.
در این نگرش، انسان ابعاد مختلفی دارد و برای شناخت او باید به این ابعاد توجه کرد. مفاهیمی مانند جسم، روان، جهانبینی، نفس و روح در آموزشهای کنگره ۶۰ مطرح میشوند و هرکدام جایگاه و تعریف خاص خود را دارند.
بنابراین، برای شناخت و درمان اعتیاد، لازم است موضوع را عمیقتر بررسی کنیم و تنها به نشانههای ظاهری بسنده نکنیم.
چند هفته پیش، درباره جایزه نوبل و دستاوردهای علمی در حوزههای مختلف، از جمله فیزیولوژی و اقتصاد، صحبتهایی مطرح شد. وقتی این موضوعات را با دستاوردهایی که آقای مهندس در کنگره ۶۰ ارائه کردهاند مقایسه میکنیم، متوجه میشویم که هنوز زمینههای فراوانی برای مطالعه، شناخت و درک عمیقتر این آموزشها وجود دارد.
به نظر من، ما هنوز در آغاز راه شناخت بسیاری از این موضوعات هستیم و باید بیشتر مطالعه کنیم، بیشتر بیاموزیم و با دقت بیشتری به مبانی علمی کنگره ۶۰ بپردازیم.
اگر زیاد صحبت کردم، عذرخواهی میکنم.
همانطور که اشاره شد، آقای مهندس آثار و نوشتههای متعددی دارند و موضوعات گوناگونی را بررسی کردهاند؛ از جمله مباحث مربوط به درمان برخی بیماریها، موضوع کرونا و آخرین دستاورد ایشان طرح ایجاد دانشگاه بین المللی خوارزمی کنگره ۶۰ در جزیره قشم می باشد.
از همه شما بسیار سپاسگزارم که با سکوتتان به صحبت های من گوش کردید.

مرزبان کشیک: مسافر حسن
عکاس: مسافر فرهاد
ویراستاری و ارسال: مسافر حسن
- تعداد بازدید از این مطلب :
144