English Version
This Site Is Available In English

آقای مهندس مانند درختی استوار بودند و استوار رفتند

آقای مهندس مانند درختی استوار بودند و استوار رفتند

جلسه دوازدهم از دور شصت و پنجم کارگاه‌های آموزشی خصوصی همسفران کنگره۶۰ نمایندگی پروین اعتصامی اراک به استادی ایجنت همسفر سمیرا، نگهبانی همسفر صغری و دبیری همسفر معصومه با دستور جلسه (کشف متد DST و دستاوردهای علمی آقای مهندس دژاکام) روز دوشنبه ۲۰ مهرماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۶ آغاز به کار نمود‌.

سخنان استاد:

همیشه وقتی در این جایگاه می‌نشستم، می‌گفتم چقدر خوشحالم که امروز فرصت تجربه‌کردن این جایگاه را دارم؛ اما امروز، برخلاف دفعات قبل، خوشحالی خاصی ندارم. وقتی از ۷۲ ساعت قبل به ما گفتند که؛ باید استاد جلسه باشیم، در جلسه راهنمایان گفتم که اصلاً دوست نداشتم چنین اتفاقی برای مهندس عزیزمان بی‌افتد، هنوز نور امیدی داشتیم و دعا می‌کردیم که شاید مهندس عزیز دوباره در جمع ما حضور داشته باشند؛ اما متأسفانه این اتفاق نیفتاد.

امروز با غمی که در دل داریم، این جایگاه را تجربه می‌کنم. اصلاً دوست نداشتم چهره‌های شما عزیزان را که همیشه خندان و پرانرژی بودند، امروز با این حال و روز ببینم. با این‌حال، همان‌طور که از آموزه‌های کنگره یاد گرفته‌ایم، پایان هر نقطه، سرآغاز خط دیگری است. درست است که این پایان برای ما بسیار سخت و سنگین است؛ اما فکر نمی‌کنم برای مهندس عزیز، این پایان به همین شکل بوده باشد. شاید ایشان در بُعدی دیگر و با شرایطی متفاوت باشند. ما با توجه به اتفاقاتی که در زندگی تجربه کرده‌ایم، می‌دانیم که شرایط ایشان می‌تواند بسیار بهتر از شرایط ما باشد؛ اما درد و غمی که در دل ماست، باقی می‌ماند.

به نظر من، برای عبور از این غم؛ باید صبر کنیم و به خودمان فرصت بدهیم. هیچ راهی وجود ندارد که بتوانیم این داغ را یک‌باره از دل خود بیرون کنیم. گذشتن از این مصیبت برایمان بسیار سنگین و دشوار است. من خودم حدود یک سال و دو، سه ماه است که مادرم را از دست داده‌ام. با گذشت هر روز، داغ ایشان برایم سنگین‌تر می‌شود. مسلماً داغ مهندس عزیز نیز برای ما همین‌گونه است. برای بچه‌ها تعریف می‌کردم که همیشه در گوشی‌ام دنبال عکسی از مادرم می‌گشتم تا چهره‌اش را ببینم یا صدایش را بشنوم. متأسفانه با گذشت یک سال و اندی، امکان شنیدن صدای مادرم برایم فراهم نشده است؛ اما صدای آقای مهندس همیشه در خانه‌های ما بوده و هست.

باید این داغ را به‌گونه‌ای تحمل کنیم و پشت سر بگذاریم. دست همه عزیزان، بزرگواران و خدمتگزارانی را که در کنگره حضور دارند، می‌بوسم. هرکدام از ما؛ باید به‌اندازه دانایی که در این سال‌ها در کنگره کسب کرده‌ایم، به دیگران آموزش بدهیم تا شاید بتوانیم این درد را برای خودمان و اطرافیان‌مان کمی سبک‌تر کنیم. مجدداً به همه عزیزان تسلیت می‌گویم. می‌دانم که همه بسیار ناراحت هستند؛ اما همان‌طور که از آموزش‌های مهندس عزیز یاد گرفته‌ایم و با توجه به صحبت‌های استاد امین در آخرین فایل صوتی‌شان؛ باید استوار بمانیم. استاد امین اشاره کردند که آقای مهندس مانند درختی استوار بودند و استوار رفتند. ما هم باید در مسیر ایشان پیش برویم و استوار باشیم.

این روزها می‌گذرند؛ اما یاد مهندس عزیز هیچ‌وقت از خاطر ما نمی‌رود. در هر لحظه از زندگی‌مان به یاد ایشان خواهیم بود. به نظر من، آقای مهندس پررنگ‌ترین نقش را در زندگی بسیاری از ما داشته‌اند. هیچ‌وقت فراموش نمی‌کنیم که با چه حال خرابی وارد کنگره شدیم و ایشان چقدر به ما امید دادند. همان‌طور که می‌دانیم، ارزشمندترین میراثی که مهندس عزیز برای ما به‌جا گذاشتند، امیدی بود که در دل تک‌تک ما، همسفران، مسافران و حتی فرزندانمان کاشتند. این میراث هیچ‌وقت از بین نمی‌رود. هر لحظه و هر ساعت که از زندگی ما می‌گذرد، می‌توانیم به یاد ایشان باشیم.

خوشا به حال مهندس عزیز که این‌گونه از ایشان یاد می‌شود. ما هم؛ باید یاد بگیریم که وقتی از این بُعد می‌رویم و به بُعد دیگری منتقل می‌شویم، نام‌مان به نیکی برده شود. به نظر من، یکی از بزرگ‌ترین ارزش‌ها این است که وقتی انسانی از میان ما می‌رود، دیگران از خوبی‌های او یاد کنند. مهندس عزیز از آن انسان‌هایی هستند که در طول تاریخ، همواره به نیکی از ایشان یاد خواهد شد.

همان‌طور که یکی از بزرگواران در صحبت‌هایشان اشاره کردند، مهندس کارهای بسیار زیادی برای انجام‌دادن داشتند. بااین‌حال، ما خانواده بزرگ کنگره۶۰؛ باید استوار باشیم، مقاومت کنیم و هرکدام وظیفه داریم که هم خودمان را دلداری بدهیم و هم به دیگران آرامش ببخشیم تا چراغ کنگره همیشه روشن بماند و عزیزان بتوانند با حال خوب و انرژی مناسب در جلسات شرکت کنند. ما باید بتوانیم این شرایط را هم برای خودمان و هم برای افرادی فراهم کنیم که هنوز بیرون از کنگره هستند و می‌خواهند در آینده وارد این مسیر شوند.

اگر بخواهم درباره مهندس عزیز، متد DST و دستاوردهای ایشان صحبت کنم؛ باید بگویم که آقای مهندس خودشان ۱۷ سال درگیر اعتیاد بودند؛ پس از این سال‌ها، توانستند متدی را کشف کنند که امروز در اختیار ما قرار دارد. بسیاری از افراد ممکن است دستاوردی داشته باشند؛ اما آن را فقط برای خودشان نگه دارند و اجازه ندهند دیگران از آن بهره‌مند شوند. مهندس عزیز چنین کاری نکردند. ایشان خودشان را وقف کنگره کردند و خانواده محترم‌شان نیز در این مسیر همراه ایشان شدند.

مهندس تجربه‌های ناموفقی در مسیر درمان داشتند؛ اما با الگوبرداری از ماه مبارک رمضان، توانستند متد DST را شکل دهند و آن را در اختیار ما قرار بدهند. ایشان برای رسیدن به این دستاورد، سختی‌های زیادی را تحمل کردند و در بسیاری از سی‌دی‌هایشان به بخشی از این دشواری‌ها اشاره کرده‌اند. اگر امروز ما در اینجا نشسته‌ایم و امکاناتی در اختیار داریم و به‌صورت رایگان از درمان بهره‌مند می‌شویم، نباید فراموش کنیم که کنگره در ابتدا چنین شرایطی نداشت. آن روزها خبری از شعبه‌های متعدد، صندلی‌های مناسب، کولر و بخاری نبود. مهندس جلسات خود را در مکان‌هایی مانند زورخانه‌ها و غسالخانه‌ها برگزار می‌کردند تا بتوانند این مسیر را ادامه بدهند.

امروز به‌واسطه تلاش‌های ایشان، شعبه‌های متعددی در سراسر کشور فعالیت می‌کنند و خانواده‌های بسیاری از آموزش‌ها و خدمات کنگره بهره‌مند می‌شوند. همه ما مدیون زحمات ایشان هستیم. مهندس در سال ۱۳۷۵ درمان خود را آغاز کردند و در سال ۱۳۷۶ به درمان رسیدند. سپس این متد را در اختیار دیگران قرار دادند. البته دستاوردهای ایشان فقط به متد DST محدود نمی‌شود. وقتی عزیزی را از دست می‌دهیم، شاید در روزهای نخست نتوانیم به تمام کارهایی که انجام داده است فکر کنیم؛ اما مهندس عزیز دانشمندی بزرگ بودند و کشور ما یکی از دانشمندان خود را از دست داده است. ایشان می‌توانستند در آینده نیز دستاوردهای زیادی داشته باشند؛ اما حکمت این اتفاق را خداوند بهتر می‌داند. آنچه برای ما باقی مانده، مجموعه‌ای از دستاوردها و آموزش‌هایی است که می‌توانیم از آن‌ها بهره ببریم.

یکی از دستاوردهای مهم مهندس، توضیح و معرفی سیستم ایکس بود. پیش از ورود به کنگره، بسیاری از ما اصلاً نمی‌دانستیم سیستم ایکس چیست؛ اما امروز هرکدام از ما اطلاعاتی درباره آن داریم. گاهی وقتی بخشی از این اطلاعات را در اختیار دیگران قرار می‌دهیم، از ما می‌پرسند که این مطالب را از کجا آموخته‌ایم. ما در کنگره یاد گرفته‌ایم که سیستم ایکس چه نقشی در بدن دارد و عوامل مختلف چگونه می‌توانند بر عملکرد آن تأثیر بگذارند.

سیستم ایکس موضوعی نیست که فقط نام آن را بدانیم و از کنارش بگذریم؛ بلکه با بخش‌های مختلف زندگی روزمره ما ارتباط دارد. مهندس عزیز همیشه توضیح می‌دادند که افکار و رفتارهای ما می‌توانند بر این سیستم تأثیر بگذارند؛ همان‌طور که مصرف مواد مخدر نیز در عملکرد آن اختلال ایجاد می‌کند. من که حدود ۱۷ سال است در کنگره حضور دارم، پیش از ورود به این مجموعه تصور نمی‌کردم که وضعیت روانی و رفتارهای روزمره‌ام تا این اندازه با عملکرد سیستم بدنم ارتباط داشته باشد. فکر نمی‌کردم اختلال در این سیستم بتواند بر نحوه رفتارم با فرزندان و دیگران تأثیر بگذارد؛ اما با حضور در کنگره و بهره‌مندی از دستاوردهای مهندس، توانستم این مسائل را بهتر درک کنم.

علاوه بر آموزش‌های مربوط به سیستم ایکس، درباره نقش تغذیه و ورزش نیز مطالب زیادی آموخته‌ایم. مهندس دستاوردهای دیگری هم داشتند که هرکدام می‌توانستند در زندگی ما تأثیرگذار باشند. از دیگر موضوعاتی که مهندس درباره آن‌ها صحبت می‌کردند، روش‌های مرتبط با تغذیه، دیسپ و موضوعات دیگر بود. در دوران کرونا نیز ایشان مطالبی درباره دیسپ مطرح کردند که به گفته من، برای افرادی که در کنگره از این آموزش‌ها بهره گرفتند، مفید بود.

وقتی به گذشته نگاه می‌کنم، به یاد روزهایی می‌افتم که حدود سال ۱۳۹۹، در دوران کرونا، همراه خانم لیلا در جایگاه مرزبانی بودم. آن روزها شرایط دشواری داشتیم. پس از آن نیز در جایگاه ایجنت قرار گرفتیم و اتفاقات و مشکلات مختلفی را تجربه کردیم. گاهی با خودم فکر می‌کردم چرا درست در زمانی که به جایگاهی در کنگره می‌رسم، این‌ همه مشکل پیش می‌آید. نمی‌دانم حکمت این اتفاقات چه بوده است؛ اما در نهایت، جز شکرگزاری کاری از دست ما برنمی‌آید.

یکی دیگر از موضوعاتی که می‌خواهم درباره آن صحبت کنم، مقالات مهندس است. بسیاری از شما عزیزان مقالات ایشان را مطالعه می‌کنید و سایت کنگره نیز این مطالب را در اختیار علاقه‌مندان قرار می‌دهد. در این مقالات، موضوعات مختلفی از جمله سرطان سینه، متاستاز، کولیت و ام‌اس مطرح شده‌اند. مهندس درباره این بیماری‌ها و بررسی روش‌های مرتبط با آن‌ها مطالبی ارائه کرده بودندو با شربت OT توانستند این بیماری‌ها را درمان کنند.

یکی از دستاوردهایی که برای خود من اهمیت ویژه‌ای دارد، درمان نیکوتین است؛ موضوعی که امروز تأثیر آن را در زندگی خانواده خودمان تجربه می‌کنم. با استفاده از روش درمان نیکوتین و آدامس مربوط به آن، بسیاری از همسفران  توانستند از مشکلاتی که مصرف سیگار در خانواده ایجاد می‌کرد، فاصله بگیرند. برای ما همسفرانی که از سیگارکشیدن مسافران‌مان رنج می‌بردیم، این موضوع اهمیت زیادی داشت. همچنین همسفرانی که خودشان درگیر مصرف سیگار بودند، توانستند با استفاده از این روش، مسیر درمان را طی کنند.

به نظر من، گاهی ما به‌سادگی از کنار دستاوردهای مهندس می‌گذریم. ممکن است نام لژیون تغذیه، درمان نیکوتین یا سایر بخش‌های کنگره را بشنویم و تصور کنیم که موضوعات ساده‌ای هستند؛ اما وقتی دقیق‌تر نگاه می‌کنیم، متوجه می‌شویم هرکدام از این دستاوردها چه تأثیری بر زندگی ما گذاشته‌اند. بسیاری از ما پیش از ورود به کنگره، مشکلات و سختی‌های زیادی را در خانواده تجربه می‌کردیم. دستاوردهای مهندس کمک کردند بخشی از این مشکلات کمتر شود و خانواده‌های ما شرایط بهتری را تجربه کنند. این‌ها موضوعاتی نیستند که بتوان به‌سادگی از کنارشان گذشت.

دیروز صحبت‌های استاد جلسه شعبه‌مان، آقای منصور، را گوش می‌کردم. ایشان صحبت‌های خود را با شعری آغاز کردند که در ابتدای کتاب «عبور از منطقه ۶۰ درجه زیر صفر» آمده است:

«بیا تا گل برافشانیم و می در ساغر اندازیم   فلک را سقف بشکافیم و طرحی نو دراندازیم» این شعر را آقای‌مهندس‌ در ابتدای کتاب عبور از منطقه ۶۰ درجه زیر صفر آورده‌اند. شاید من هم با وجود سال‌ها حضور در کنگره، بارها از کنار آن گذشته بودم؛ اما آقای منصور مفهوم آن را به زیبایی توضیح دادند. وقتی به این شعر فکر می‌کنیم، متوجه می‌شویم که «طرحی نو درانداختن» می‌تواند به معنای ایجاد تغییرات اساسی در زندگی باشد. برای ما، این طرح نو می‌تواند متد DST، درمان نیکوتین، روش‌های مرتبط با کاهش اضافه‌وزن و دیگر دستاوردهایی باشد که مهندس در اختیارمان قرار داده‌اند.

گاهی به دلیل تکرار و عادت، از کنار این دستاوردها عبور می‌کنیم؛ درحالی‌که هرکدام از آن‌ها می‌توانند معنای عمیقی در زندگی ما داشته باشند. کافی است به گذشته خودمان نگاه کنیم و ببینیم پیش از ورود به کنگره چه شرایطی داشتیم و امروز در چه جایگاهی قرار گرفته‌ایم. در پایان، امیدوارم بتوانیم ادامه‌دهنده مسیر و دستاوردهای مهندس باشیم و آن‌ها را به بهترین شکل به کار بگیریم. همان‌طور که استاد امین در صحبت‌هایشان تأکید کردند ما؛ باید ایستادگی کنیم و اجازه ندهیم چراغ کنگره خاموش شود. بزرگان کنگره و همه اعضا وظیفه دارند در حفظ این مسیر تلاش کنند و از انجام کارهایی که موجب بسته‌شدن درِ کنگره می‌شود، خودداری کنند.

صحبت‌هایم را با شعری از مهندس عزیز که همیشه در سی‌دی‌هایشان برای ما می‌خواندند، به پایان می‌رسانم:

«گاهی گمان نمی‌کنی ولی خوب می‌شود

گاهی نمی‌شود که نمی‌شود که نمی‌شود 

گاهی هزار دوره دعا بی‌اجابت است

گاهی نگفته قرعه به نام تو می‌شود

گاهی گدای گدایی و بخت باتو یار نیست

گاهی تمام شهر گدای تو می‌شود»

امیدوارم بتوانیم این مصیبت بزرگ را پشت سر بگذاریم. البته نمی‌توان گفت که گذشتن از چنین غمی آسان است؛ داغ عزیزان بسیار سخت است و هرکدام از ما باید به‌اندازه توان و دانایی خودمان برای عبور از آن تلاش کنیم. هرکدام از ما وظیفه داریم به افرادی که در کنارمان هستند، آرامش بدهیم و با استفاده از آموزش‌هایی که در کنگره آموخته‌ایم، به دیگران کمک کنیم. شاید نتوانیم این غم را از بین ببریم؛ اما می‌توانیم در کنار یکدیگر باشیم و تحمل آن را آسان‌تر کنیم.

مرزبانان کشیک: همسفر سحر و مسافر ولی
تایپیست: همسفر زهرا.خ رهجوی راهنما همسفر سمیه (لژیون دوازدهم)
عکاس: همسفر معصومه رهجوی راهنما همسفر سمیه (لژیون دوازدهم)
ویرایش: همسفر نرگس رهجوی راهنما همسفر الهام (لژیون اول) دبیر سایت
تنظیم و ارسال: مرزبان خبری همسفر مریم
همسفران نمایندگی پروین اعتصامی اراک

ویژه ها

دیدگاه شما





۰ دیدگاه

در حال بارگذاری دیدگاه‌ها...