English Version
This Site Is Available In English

با حرکت درست راه درست نمایان می‌شود

با حرکت درست راه درست نمایان می‌شود

جلسه چهارم از دوره چهلم و یکم کارگاه‌های آموزشی خصوصی کنگره ۶۰ نمایندگی رودکی، به استادی مسافر راهنما محسن، نگهبانی مسافر عبد و دبیری مسافر حمید، با دستور جلسه «وادی هشتم و تاثیر آن روی من» چهارشنبه ۱5 مهر  ۱۴۰۵ ساعت ۱۷ آغاز به کارکرد.

خلاصه سخنان استاد:

سلام دوستان محسن هستم یک مسافر، خداوند را شکر میکنم که بار دیگر فرصتی شد تا در این جایگاه بتوانم خدمت کنم و آموزش بگیرم و از آقای مهندس و خانواده محترم ایشان سپاسگزارم که این بستر را برای درمان و خدمت کردن فراهم کردند و همینطور از راهنمای خوبم آقا سعید متشکرم.
دوستان مهم ترین مسئله ای که در زمان مصرف برای من وجود داشت همین مسئله ی حرکت بود که من کاملا در سُکون ایستاده بودم و زمانی هم که تصمیم به پیدا کردن راه و حرکت می‌گرفتم آشنایی با درمان نداشتم؛ به این معنا که پناه میبردم به کمپ یا سوزن درمانی یا خیلی چیزهای دیگر که از همین قبیل هستند و همینطور تفکر درستی هم نداشتم اما خسته نشدم و در آخر  راه کنگره ۶۰ را پیدا کردم، در اوایل فقط میامدم و میرفتم و هیچ‌ برداشتی نداشتم اما با حرکت رفته رفته راه برایم نمایان شد.
اینگونه راه برایم نمایان شد که وظیفه ام را انجام بدهم و به قوانین احترام بگذارم، راه برایم نمایان شد که خدمت بکنم و برای جبران خسارت قدم بردارم و هرچه جلوتر آمدم بیشتر درک کردم که برای من رشد کردن بیرون از کنگره ۶۰ خیلی سخت هست و در کنگره هست که راه درست برایم نمایان می‌شود.
یک مسئله دیگر که برای من باعث حرکت و نمایان شدن راه شد و همچنان میشود؛ گوش دادن به فرامین راهنما بود و هر راهی را که ایشان در درمان نشان میداد من می گفتم چشم و دیگر اصلا بهش فکر نمی‌کردم، مثلا زمانی که ایشان به من گفتند برو سفر سیگار را شروع کن  من اصلا بهش فکر نکردم که آیا آمادگی آن را دارم یا ندارم یعنی اینجوری نبود که به خودم بگویم بگذار اول یکم کمش کنم یا اول حالم یکم بهتر بشه یا به خودم بگویم الان که خیلی زود هست؛ بلکه فرمان راهنما را سریعا اجرا کردم.
یک مثالی را هم همیشه در کنگره استفاده میکنم و آن این هست که هرکدام از شما که بخواهید از تاکسی های اینترنتی استفاده کنید، اول از همه باید دقیقا متوجه مبدأ و جایی که در آن هستید باشید و آن را مشخص کنید، مسئله دوم این هست که شرایط سفر و بهای سفر به شما توضیح داده میشود و از شما پرسیده میشود که آیا حاضر هستید بهای آن را بپردازید؟ کنگره هم به همین صورت هست، به من شرایط را توضیح دادند و من قبول کردم که تسلیم باشم و هرچه که گفته شد بگویم چشم.
راهنما به من گفت باید سی دی بنویسی و باید سی دی گوش بدهی گفتم چشم، به من گفت باید به موقع حاضر بشوی در کلاس گفتم چشم، به من گفت باید به موقع و به اندازه دارو بخوری گفتم چشم، به من گفت که این بهای درمان شدن در کنگره هست و من آن را پذیرفتم، حال اگر کسی بیاید ولی بهای آن را نپردازد چه؟ قطعا حالش از روزی که تازه آمده بود هم بدتر می‌شود خب به چه دلیل؟  چون کفر نعمت؛ نعمت را از کَفَت بیرون کند، دلیلش هم به آگاهی برمیگردد  بدان معنا که شخصی که آگاهی پیدا می‌کند و متوجه می‌شود که حقیقت چیست و بعد از آن دو مرتبه به ضد ارزشی ها برمیگردد قطعا بهای سنگین تری را نسبت به کسی که آگاهی نداشته است باید بپردازد، از شما دوستان مچکرم که به صحبت های من توجه کردید.

تنظیم و ارسال: مرزبان خبری مسافر بابک

تایپ و عکاسی: مسافر ابوالفضل و مسافر رضا

 

ویژه ها

دیدگاه شما





۰ دیدگاه

در حال بارگذاری دیدگاه‌ها...