سومین جلسه از دوره ی اول سری کارگاههای آموزشی خصوصی روزهای دوشنبه مسافران کنگره۶۰ پارک بهار مشهد با استادی راهنمای محترم، مسافر حسن، نگهبانی مسافر عباس و دبیری موقت مسافر حسین با دستور جلسه: ((کشف متد DST و دستاوردهای علمی آقای مهندس)) روز دوشنبه ۲۰ مهر ماه ۱۴۰۵ راس ساعت ۶ صبح آغاز بهکار کرد.

سخنان استاد:سلام دوستان حسن هستم یک مسافر.
خدا را شاکر و سپاسگزارم که توفیق حاصل شد تا در خدمت شما دوستان باشم. سپاس ویژه دارم از نگهبان جلسه که اجازه دادند در جمع شما باشم. از دبیر محترم و همه شما دوستان نیز تشکر میکنم.
در ابتدای مشارکتم لازم است از شما دوستان درخواست کنم که با توجه به شرایط موجود و تصمیمی که جانشین بنیان، استاد امین، و شورای دیدهبانان گرفتهاند، جلسات را طبق روال ادامه دهیم و فقط و فقط در مورد دستور جلسه مشارکت کنیم و از مشارکتهای احساسی و خارج از موضوع جلسه خودداری نماییم. ما تابع اوامر جانشین بنیان و شورای دیدهبانان هستیم.
اما در مورد دستور جلسه، آنقدر دستاوردهای کنگره ۶۰ برای من زیاد است و متد DST برای من ارزشمند است که واقعاً سخت است بخواهم در یک مشارکت سه یا چهار دقیقهای از تمام ابعاد این موضوع صحبت کنم. من چند مورد را بهصورت تیتروار برای خودم یادداشت کردهام تا بتوانم، تا حدود بسیار کمی، آنچه را که از این مسیر برداشت کردهام با شما به مشارکت بگذارم.
وقتی به کنگره آمدم، دلیل اولی که باعث ورود من شد، درمان اعتیاد بود. در واقع، درمان اعتیاد برای من بزرگترین دستاورد و اولین قدم در مسیر درمان بود و بهانهای شد برای ورود من به دروازه بزرگ کنگره ۶۰ و بهرهبرداری از همه نعمتهایی که در کنگره وجود دارد.
اولین دستاورد برای من، درمان اعتیاد و آشنایی با متد DST بود. در ادامه، با «تفکر» آشنا شدم؛ تفکری که پیش از آن در زندگی من وجود نداشت. با قوانین زندگی و چگونه زندگی کردن آشنا شدم و یاد گرفتم که در فراز و نشیبهای زندگی و در کشاکش آن، چگونه برخورد کنم؛ چیزی که قبلاً از آن عاجز و درمانده بودم، چون شناختی نداشتم.
نمیدانستم که رشد من و لذت زندگی من، در بودن اضداد است. قبلاً همیشه از وجود اضداد و خواستههای نامعقول شاکی بودم و میگفتم چرا باید چنین شرایطی وجود داشته باشد. اما وقتی وارد کنگره شدم، با خودم آشنا شدم و دیدم مصداق همان شعری هستم که میگوید:
«چون میشود به سبحان هموار نفس سرکش،
وضع جهان هستی هموار، گو نباشد.»
بعدها آقای مهندس نیز بارها بیان کردند که وجود اضداد و خواستههای نامعقول لازم است؛ اگر قرار باشد پالایش و رشدی در من صورت بگیرد، این مسائل جزو بایدهای زندگی هستند.
از دیگر دستاوردهای کنگره ۶۰، درمان بیماریهاست. یکی از آنها درمان اعتیاد بود که در ابتدای صحبت به آن اشاره کردم. همچنین درباره درمان انواع سرطانهای خون، آزمایشهای جانوری انجام شده و نتایج مثبتی به دست آمده است. بیماریهایی مانند صرع و بیماریهایی مانند کولیت و زخم روده نیز در مواردی درمان شدهاند.
در لژیون خودم بهعینه شاهد دو نفر بودهام؛ یکی منصور و دیگری مصطفی، که هر دو از ناراحتی صرع رنج میبردند و داروهایی مانند دپاکین و انواع قرصهای خواب استفاده میکردند. این افراد در پایان سفرشان درمان شدند و دیگر هیچگونه حمله یا تشنجی نداشتند. من این موضوع را با چشم خودم دیدم.
در میان نزدیکان خودم نیز شخصی را داشتم که اصلاً مصرفکننده مواد نبود. با اجازه آقای مهندس، ایشان وارد سفر شدند. این فرد حدود چهل سال دچار حمله و تشنج بود. در طول این سالها پزشکان و روشهای مختلفی را امتحان کرده بودیم، اما با متد DST و سفر ایکس، درمان شد و امروز بسیار خوب به زندگی خود ادامه میدهد و حتی به عضوی از کنگره ۶۰ تبدیل شده است؛ در حالی که اصلاً مصرفکننده مواد نبوده است.
یکی دیگر از دستاوردهایی که آقای مهندس و کنگره ۶۰ برای ما به ارمغان آوردهاند، متون آموزشی است. هر زمان که در زندگی با کمبود یا مشکلی مواجه میشوم، به منابع آموزشی مراجعه میکنم؛ به یکی از سیدیهای آموزشی آقای مهندس رجوع میکنم و میبینم که راهکاری برای آن مشکل در این منابع وجود دارد. به همین دلیل، بسیاری از مشکلات من با استفاده از همین منابع آموزشی برطرف شده است. این منابع شامل فایلهای صوتی، کتابها و نوشتارها هستند.
یکی دیگر از دستاوردهای کنگره برای من، یادگیری فرهنگ تغذیه بود. من قبلاً با فرهنگ تغذیه سالم آشنایی نداشتم و رسیدن به یک وزن متعادل و مناسب برایم بسیار دشوار بود. رژیمهای سخت را تجربه کرده بودم، اما روشهای نامعقولی مانند ساکشن چربی، کوچک کردن معده، عملهای جراحی، مصرف قرصهای مختلف چربیسوز و تزریق آمپولهای متعدد برای کاهش وزن را تجربه نکرده بودم.
اما در کنگره ۶۰، به برکت آموزشهای آقای مهندس و دستاوردهای کنگره، تا امروز شانزده کیلو وزن کم کردهام و فرهنگ تغذیه سالم را یاد گرفتهام. یاد گرفتم که چگونه و به چه شکل غذا بخورم.

یکی دیگر از دستاوردهای کنگره، بهصورت کلی، شناخت خودم و شناخت انسان است. البته وقتی میگویم شناخت عمیق، منظورم بهصورت نسبی است. من به شناختی نسبی از خودم رسیدم و با «صور آشکار» و «صور پنهان» آشنا شدم.
قبلاً فکر میکردم فقط همین چیزی هستم که دیده میشود؛ اما در کنگره فهمیدم که صور پنهانی هم وجود دارد و یک «من» دیگر در وجود من هست. فهمیدن و شناختن آن و اینکه چگونه از صور پنهان استفاده کنم و آنها را اصلاح کنم، چقدر میتواند به من در بالانس بودن، نرمال بودن و متعادل بودن کمک کند.
دستاورد دیگری که برای من بسیار مهم بوده، آوردن آرامش به زندگیام است. با وجود تمام مشکلات زندگی، امروز آرام زندگی میکنم و این شاید یکی از بزرگترین دستاوردهایی باشد که کنگره برای من داشته است.
از اینجا به بعد را باید تیتروار بگویم، چون وقت کم است. یکی از چیزهایی که همسو با آرامش یا آمیخته با آرامش به زندگی من آمده، «عاشق بودن» است.
کنگره ۶۰ عشق را برای من به ارمغان آورد. شاید خودم نفهمیدم چه زمانی این اتفاق افتاد، اما امروز که به خودم نگاه میکنم، میبینم بعد از گذشت ده یا یازده سال، چقدر با مردم ارتباط خوبی دارم، چقدر مردم را دوست دارم، چقدر هستی را دوست دارم، چقدر دیگران را دوست دارم و چقدر بودن را دوست دارم.
مواجهه با مرگ آقای مهندس نیز به من آموزش داد. قبلاً واقعاً از مرگ وحشت داشتم، اما امروز میبینم که رفتنی در کار نیست؛ بلکه یک مرحله گذار است. البته همه این موارد برای من نسبی است و به همان نسبتی که آموزش گرفتهام، توانستهام با این مقوله نیز کنار بیایم.
ورزش هم یکی دیگر از دستاوردهای کنگره برای من است. من با ورزش بیگانه بودم، اما امروز به برکت آموزشها و دستاوردهای کنگره، ورزش میکنم.
یکی دیگر از دستاوردهای مهم برای من، هماهنگ شدن با صبح و آغاز روز است. من اصلاً همسو با هستی نبودم و بیدار شدن در صبح برایم یکی از معضلات بود. همیشه آرزو داشتم بتوانم بهموقع بخوابم و بهموقع بیدار شوم.
امروز یکی دیگر از دستاوردهای کنگره برای من این است که صبح اول وقت، قبراق و سرحال در خدمت شما دوستان هستم. از اینکه به صحبتهای من گوش کردید، ممنون و متشکرم.
جلسه با دعای کنگره به پایان رسید
.jpg)
در انتها از دوستان حاضر با چای و صبحانه پذیرایی گردید.
مرزبان خبری: مسافر صادق
صوت: مسافر محمدجواد ل۲۰ شفا
تنظیم و ارسال: مسافر احمد
- تعداد بازدید از این مطلب :
247