برداشتی از سیدی «من»
از صحبتهای دکتر امین دژاکام، چیزی که برای من پررنگ بود این است که هر توانایی که به انسان داده میشود، همراه خودش یک مسئولیت هم دارد. وقتی انسان از یک رنج و تاریکی بیرون میآید و توانایی و حال خوبی پیدا میکند، میتواند فقط به فکر خودش و زندگی خودش باشد، اما یک مسیر دیگر هم وجود دارد و آن این است که چیزی را که به دست آورده، در اختیار دیگران قرار دهد. به نظرم این همان جایی است که زندگی انسان میتواند رونق و برکت بیشتری پیدا کند.
انسان وقتی در تاریکی و رنج قرار دارد، از خداوند میخواهد که راه نجاتی برایش باز شود. اما وقتی از آن تاریکی خارج میشود، انتخابهای مختلفی پیش روی او قرار میگیرد. میتواند زندگی سالمی داشته باشد، به خودش و دیگران آسیب نزند و از داشتههایش استفاده کند؛ میتواند دوباره به سمت تاریکی برگردد؛ یا اینکه آن چیزی را که به دست آورده، به دیگران منتقل کند و باعث شود افراد دیگری هم راه خروج از تاریکی را پیدا کنند.
من در صحبتهای ایشان این موضوع را خیلی واقعی دیدم، چون خودم هم در زندگی بارها تجربه کردهام که خارج شدن از تاریکی به تنهایی کافی نیست. ممکن است انسان مدتی حال خوبی پیدا کند و تواناییهایی به دست بیاورد، اما اگر مراقب خودش نباشد، دوباره به همان نقطه برگردد. چیزی که از تجربه سالهای گذشته خودم متوجه شدم این است که یکی از مهمترین عواملی که میتواند انسان را دوباره به تاریکی برگرداند، منیت و غرور است.
به نظرم منیت فقط این نیست که انسان در ظاهر خودش را بالاتر از دیگران بداند. نشانههای آن را میشود در رفتارهای روزمره هم پیدا کرد؛ جایی که برخلاف میل ما اتفاقی میافتد و سریع عصبانی میشویم، جایی که نمیتوانیم صبر کنیم، از زحمت کشیدن ناراحت میشویم یا وقتی مسئولیتی به ما داده میشود، آن را با سختگیری و فشار زیادی انجام میدهیم. حتی گاهی سادگیهای زندگی را آنقدر پیچیده میکنیم که خودمان و اطرافیانمان را خسته میکنیم.
یک نکته دیگر برای من این بود که منیت فقط یک صفت اخلاقی نیست، بلکه میتواند انسان را از جایگاه واقعی خودش خارج کند. همانطور که وقتی یک مفصل از جای خودش خارج میشود، انسان دیگر نمیتواند به راحتی از بدنش استفاده کند، در صور پنهان هم وقتی انسان از جایگاه خودش خارج میشود، دچار مشکلاتی مثل ترس، منیت، تکبر و ناتوانی میشود. در این حالت انسان حتی تحمل خودش را هم ندارد و مدام در رنج و فشار است.
اگر انسان جایگاه خودش را پیدا کند، خیلی از مسائل برایش سادهتر میشود. برای من جالب بود که دکتر امین این موضوع را با مثال مفصل بدن توضیح دادند؛ مفصلی که سر جای خودش است میتواند وزن زیادی را تحمل کند، اما اگر از جای خودش خارج شود، حتی تحمل وزن خود بدن هم برایش سخت میشود. انسان هم همینطور است؛ وقتی از جایگاه واقعی خودش خارج میشود، برای تحمل زندگی به دیگران وابسته میشود.
در این شرایط، انسان به تأیید دیگران نیاز پیدا میکند. دوست دارد اطرافش کسانی باشند که دائماً او را تأیید کنند، بگویند چقدر خوب است، چقدر مهم است و هر چیزی که میگوید درست است. من این موضوع را در بعضی رفتارهای خودم هم قابل بررسی میدانم. اینکه چرا گاهی انسان به جای اینکه روی پای خودش بایستد، به تأیید دیگران تکیه میکند. در حالی که وقتی انسان به جایگاه خودش برگردد، دیگر احتیاجی ندارد برای احساس ارزشمندی، آدمهای زیادی را دور خودش جمع کند.
البته این به معنی بینیازی انسان از دیگران نیست. ما در زندگی و در کنگره به یکدیگر نیاز داریم و هر کدام میتوانیم بخشی از کار را به عهده بگیریم. اما تفاوت بزرگی وجود دارد بین اینکه انسان برای انجام کارها از دیگران کمک بگیرد و اینکه برای تأیید خودش به دیگران وابسته باشد. به نظرم این تفاوت خیلی مهم است؛ چون در حالت اول یک تیم شکل میگیرد و در حالت دوم، انسان برای حفظ منیت خودش به دیگران احتیاج پیدا میکند.
موضوع دیگری که از صحبتهای دکتر امین برای من بسیار قابل توجه بود، اهمیت «حس» است. اگر بخواهم یک نکته را از تمام این صحبتها برای خودم پررنگ کنم، این است که باید از حس خودم مراقبت کنم. ممکن است انسان سالها برای رسیدن به جایگاهی تلاش کند، آموزش ببیند، تجربه کسب کند و قدمبهقدم جلو برود، اما خراب شدن حس میتواند در یک لحظه او را از مسیر خارج کند.
من این موضوع را شبیه یک ورزشکار میبینم که سالها تمرین کرده و برای رسیدن به یک مسابقه مهم آماده شده است. قدرت و تکنیک دارد، اما اگر درست در لحظهای که باید عملکرد خوبی داشته باشد، حسش به هم بریزد، ممکن است تمام تواناییهایش را نتواند به کار بگیرد. در زندگی هم همین اتفاق میتواند بیفتد. ممکن است سالها در مسیر درستی حرکت کرده باشیم، اما یک اتفاق، یک حرف، یک قضاوت یا یک القای منفی باعث شود نگاه ما تغییر کند و آرامآرام از مسیر فاصله بگیریم.
به نظرم یکی از کارهای نیروهای منفی همین است که حس انسان را خراب کنند. لازم نیست همیشه اتفاق بزرگی رخ بدهد؛ گاهی فقط کافی است یک فکر یا یک برداشت اشتباه وارد ذهن انسان شود و باورش را نسبت به چیزی که تا امروز به آن ایمان داشته، ضعیف کند. وقتی حس خراب شد، انرژی کم میشود، انگیزه پایین میآید و انسان کمکم از جمع و مسیر خودش فاصله میگیرد.
برای من این قسمت با کنگره ۶۰ ارتباط زیادی داشت. ما در کنگره چیزهای زیادی را یاد میگیریم و ممکن است سالها آموزش ببینیم و در مسیر درمان و خدمت جلو برویم، اما اگر نتوانیم از حس خودمان مراقبت کنیم، دانستن به تنهایی کافی نیست. ممکن است انسان به جای دیدن نتیجه و برکت بزرگی که در حال اتفاق افتادن است، فقط روی یک نقطه منفی تمرکز کند و همان باعث شود تمام نگاهش تغییر کند.
من فکر میکنم یکی از راههای محافظت از حس این است که همیشه تصویر بزرگتر را ببینیم. اگر در کنگره انسانهایی هستند که از اعتیاد، سیگار، بیماریها و مشکلات مختلف عبور کردهاند و دوباره به زندگی برگشتهاند، نباید اجازه بدهیم یک اتفاق یا یک رفتار، ما را از دیدن این حقیقت بزرگ دور کند. ممکن است در هر مجموعهای نقصهایی وجود داشته باشد، اما مهم این است که ما ببینیم در مجموع چه اتفاقی در حال رخ دادن است و چه انسانهایی دارند به زندگی برمیگردند.
در نهایت، چیزی که من از این صحبتها برای خودم برداشت کردم این است که انسان باید مرتب خودش را بررسی کند؛ ببیند آیا هنوز در جایگاه خودش قرار دارد یا نه، آیا منیت و غرور وارد زندگیاش شده یا نه و مهمتر از همه، آیا حسش را حفظ کرده است یا نه. اگر جایی درون ما دچار آسیب شد، نباید آن را رها کنیم تا بزرگتر شود. همانطور که یک شکاف کوچک در دیوار اگر به موقع ترمیم شود، مشکل بزرگی ایجاد نمیکند، درون انسان هم اگر به موقع متوجه یک آسیب بشود و برای اصلاح آن حرکت کند، میتواند دوباره تعادل خودش را پیدا کند.
نتیجهگیری: مسیر روشنایی فقط با بیرون آمدن از تاریکی شروع نمیشود؛ حفظ کردن خودمان در این مسیر هم اهمیت دارد. توانایی، جایگاه، آموزش و حتی خدمت، اگر همراه با مراقبت از حس و دوری از منیت نباشد، ممکن است انسان را دوباره از مسیر خارج کند. برای من، پیام اصلی این صحبتها این بود که باید روی پای خودم بایستم، جایگاه واقعی خودم را بشناسم، از حس خودم مراقبت کنم و اگر چیزی را به دست آوردم، آن را فقط برای خودم نخواهم؛ بلکه بتوانم آن را به دیگران هم منتقل کنم. به نظرم این همان حرکتی است که میتواند انسان را از تاریکی دور و به سمت روشنایی هدایت کند.
مسافر امیر _ لژیون هشتم _ نمایندگی ایمان
تنظیم و ارسال: مسافر امیر
گروه خبری سایت نمایندگی ایمان
برای مطالعه برداشتی از سیدی «عالم غیب» کلیک کنید.
- تعداد بازدید از این مطلب :
393