"با حرکت راه نمایان میشود." برای حل مسائل، جدا از فکر کردن، باید حرکت نیز کنیم. برای حرکت باید خواسته و هدف ما مشخص باشد و برای رسیدن به خواسته، زمان لازم است. قبل از ورود به کنگره، مسافرم بارها برای ترک مواد اقدام کرده بود ولی همیشه به در بسته میخورد؛ حتی بعد از پنج سال پاکی از طریق انجیو NA باز هم به سوی مواد کشیده شد.
من و مسافرم همیشه دنبال رهایی از دام اعتياد بودیم، چون در ناآگاهی و تاریکی بودم همیشه میگفتم که مسافرم بی اراده است و یا خانواده را دوست ندارد که از این کار دست برنمیدارد؛ غافل از اینکه خیلی هم خانواده دوست و با اراده بوده است ولی این مواد بود که اجازه نمیداد به فکر خانواده و زندگی باشد. بیستوهفت سال دنبال ره حل این مشکل بودیم ولی به نتیجه نرسیدیم؛ حتی تصمیم به جدایی نیز گرفتم ولی باز نمیدانم چه شد؛
تا اینکه خودم پذیرفتم در این زندگی مسئول هستم و باید در کنار مسافرم زندگی را ادامه بدهم و فرزندانم را به خوبی به سر و سامان برسانم. زمانیکه پذیرفتم و مسافرم را رها کردم، به اذن خداوند راه کنگره۶۰ با راهنمایی یکی از اقوام برای ما باز شد. وقتی با عروس خاله مسافرم صحبت کردم، گفت که کنگره مصرفکننده مواد را درمان میکند نه اینکه ترک دهد. من به دنبال راه چارهای برای برادر مسافرم بودم ولی خداوند راه را برای خودم نمایان کرد.
زمانیکه وارد کنگره شدم همه چیز برایم گنگ و نامعلوم بود؛ وقتی به مسافرم گفتم که چنین جایی هست که درمان میشوی مرا مسخره کرد و گفت که خودم بهتر از او میتوانم خودم را درمان کنم و آنجا نیز مثل NA است؛ خلاصه من خودم تا یک ماه با مهربانی و دعوا آمدم؛ یک روز که تولد بود مسافرم آمد و آن تلنگر یا اذن ورود داده شد و اینگونه مسافرم سفر کرد؛ الحق نیز سفر خوبی انجام داد و به درمان و رهایی رسید؛
اینگونه بود که وقتی مسافرم را رها کرده و پذیرفتم که بیمار است، راه برایمان نمایان شد و توانستیم به رهایی و حال خوش برسیم. من قبل از کنگره نسبت به مصرفکنندهها گارد عجیبی داشتم و همیشه نفرت داشتم؛ ولی خدا را شکر که با آموزشهای کنگره، دیدگاهم نسبت به مصرفکننده عوض شد و الان هر مصرفکنندهای را که میبینم برایشان دعا میکنم که خداوند اجازه ورود به کنگره را به آنها بدهد و راه را برایشان نمایان کند.
من و فرزندانم نیز مانند خیلی از خانوادههای دیگر سختی و رنجهای بسیار زیادی کشیدیم، ولی خدا را شکر، شکر، شکر که راه را پیدا کردیم. از خداوند متعال، آقای مهندس و خانواده محترمشان ممنون و سپاسگزارم که این بستر را برای ما فراهم کردند که بتوانیم به آگاهی و دانایی برسیم و خدمت کنیم. خداوند را شاکر و سپاسگزارم که راه درمان را پیدا کرده و مسافرم به درمان رسید و از این خوشحالم که مسافرم درمان شده و به بعد دیگر سفر کرد.
شکر شکر شکر.
نویسنده: راهنمای تازهواردین همسفر فاطمه
رابط خبری: راهنمای تازهواردین همسفر بیتا
عکاس: همسفر سمیرا رهجوی راهنما همسفر لیلا (لژیون نوزدهم)
ویرایش و ارسال: همسفر سمانه رهجوی راهنما همسفر الهام نگهبان سایت
همسفران نمایندگی شادآباد
- تعداد بازدید از این مطلب :
194