جلسه اول از دوره سی وپنجم کارگاههای آموزشی خصوصی همسفران کنگره۶۰ نمایندگی لویی پاستور استادی دستیار اسیسانت راهنما همسفر نرگس، نگهبانی همسفر رها و دبیری همسفر مریم با دستور جلسه «وادی هشتم (با حرکت، راه نمایان میشود.) و تاثیر آن روی من » روز سهشنبه ۱۴ مهرماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۶:۰۰ آغاز بهکار کرد.

خلاصه سخنان استاد
وادی هشتم در جهانبینی یکی از نکات بسیار مهم آموزشی است که میگوید با حرکت راه نمایان میشود.در کتاب ۶۰درجه در قانون سوم گفته میشود «رکود بر هیچ موجودی جایز نیست»؛ یعنی هیچ موجودی در کل هستی ساکن نیست، همه هستی در حال حرکت است و انسان هم به عنوان جزئی از هستی در حرکت است. هستی طبق یک قاعده و قانون بسیار دقیق و منظم حرکتش را انجام میدهد و همه موجودات آگاهانه یا ناآگاهانه در مسیر این قانون حرکت میکنند؛ اما انسان بهخاطر قدرت اختیار و حق انتخاب، در هر نقطه از هستی سر دو راهی انتخاب قرار میگیرد؛ دو مشاور دارد که یک مشاور او را به سمت خیر و مشاور دیگر به سمت راه تاریکی هدایت میکند.
وادی هشتم میگوید با حرکت راه نمایان میشود؛ وقتی که من راه و مسیرم را مشخص کردم و پیدا کردم نیاز نیست جزئیات مسیر را بلد باشم و چموخم آن را بهصورت کامل بدانم تا بعد حرکت خود را شروع کنم؛ بلکه خیلی چیزها وقتی من در مسیر هستم و حرکت میکنم در اثر تجربه و حسی که از پیمودن مسیر طی میکنم به دست میآید. وقتی من در وادی هشتم هستم یعنی از وادی اول شروع کردم قالب تفکر را شکل دادم تفکر درست را انجام دادم، در وادی پنجم پلهها را طی کردم توانستم ندای عقل را گوش بدهم، فرمانش را اجرا کنم، راه و مسیر درست را پیدا کردهام و الآن در وادی هشتم فرمان حرکت داده شده دیگر باید حرکت کنم.چرا؟ چون تا زمانی که حرکت نکنم، همه این چیزها بالقوه است، اتفاق نمیافتد، زمانی اینها به تحقق میرسد که من وارد وادی حرکت بشوم.
در وادی هشتم وقتی صحبت از حرکت میشود، یک سری نکات و قوانين حرکت را بازگو میکند، اینکه وقتی من میخواهم حرکت کنم چه چیزهایی را حتما باید مد نظر داشته باشم؟ وقتی میخواهم حرکت کنم برای رسیدن به یک خواسته باید بدانم و واقف باشم که اولاً خواسته من چیست و بعد روی خواستهام متمرکز باشم. در مسیری که دارم طی میکنم قطعاً دو راهیهای بسیاری سر راه من قرار میگیرد؛ اینکه من بتوانم در مسیر درست حرکت کنم و به حاشیه نروم در رسیدن من به مقصد خیلی تعیین کننده است.
در ادامه وادی هشتم صحبت از جبران خسارت میشود؛ اینکه اگر میخواهم به حال خوش برسم فقط یک کلید دارد و آن این است که جبران خسارت کنم. باید حسابم را تسویه و صفر کنم؛ این کلید به نظر من کلید باارزشی است که در اختیار من گذاشته شده است. آقای مهندس میفرمایند همه انسانها هر کاری که انجام میدهند فقط برای این است که حالشان خوب شود. هر کاری که دارم انجام میدهم به خاطر این است که حالم خوب شود؛ حتی افرادی که در مسیر تاریکی حرکت میکنند، آنها هم دنبال حال خوش هستند، هیچ فرقی نمیکند؛ منتهی نکته این است که حال خوش فقط و فقط زمانی برای من محقق میشود که در مسیر قوانین و ارزشها حرکت بکنم، در مسیری که بتوانم تزکیه و پالایش کنم و حسابم را به صفر نزدیک کنم.
در کنگره خداوند این لطف را شامل حال ما کرده که توسط آموزشهایی آقای مهندس، کلید ارزشمند را در دست داشته باشیم. فردی هم که وارد وادی اعتیاد میشود روزهای اول دنبال حال خوش بوده؛ منتهی نتوانسته راه و مسیر درست را پیدا کند. چرا؟ به خاطر اینکه دانش و آگاهی وجود نداشته. فقط و فقط در کنگره۶۰ کلید بیماری اعتیاد به دستان آقای مهندس باز شد و ما میدانیم بیرون از کنگره تمام راههایی که اجرا میشود، به بیراهه ختم میشود و هیچ کدام به درمان قطعی نمیرسند. درمان قطعی در کنگره با شناخت صورت مسئله اعتیاد، مشخص شدن راه درمان، پیاده شدن متد DST و داروی OT اتفاق میافتد. چرا؟ چون انسان شناخته شده، انسان توسط آقای مهندس شناخته شده که دارای دو صور پنهان و آشکار است. سیستم ایکس انسان در کنگره۶۰ شناخته شده، سیستمی که به دو صورت کار میکند؛ با سیم وبیسیم.
در سیستم باسیم مصرف مواد مخدر، الکل، سیگار و یک سری از این موارد، سیستم ایکس را از تعادل خارج میکند؛ اما در سیستم بیسیم افکار و اندیشه است که سیستم ایکس را از تعادل خارج میکند. منِ همسفر با افکار و اندیشهام بدون اینکه بدانم این سیستم را از تعادل خارج کردهام و وادی هشتم به من میگوید باید جبران تخریب کنی و تنها در آن صورت؛ وقتی این سیستم به چرخه تعادل برگشت میتوانم از نعمت زندگی بهرهمند و برخوردار باشم. در قدم اول جبران خسارت باید از خودم باشد که در مسیر قوانین حرکت کنم، در کنگره حضور داشته و از راهنمایم فرمانبرداری کنم، سیدیها را گوش کنم، سعی کنم مطالب را آموزش گرفته و کاربردی کنم و وارد وادی خدمت شوم. دومین مرحله جبران خسارت از خانواده و سومین مرحله از جامعه است.
در سیدی عالم غیب، آقای مهندس یک نکته خیلی خیلی کلیدی را اشاره میکنند و آن نکته این است که، اگر میخواهم از نیروهای تخریبی و نیروهای منفی دور بشوم، باید شکرگزار باشم، باید قدردان باشم و من فکر میکنم منِ نرگس زمانی میتوانم وارد وادی جبران خسارت بشوم که داشتههایم را ببینم و تخریب را هم ببینم. چه چیزی به من کمک میکند که بتوانم ببینم؟ اینکه من حسهایم باز بشود. در دنیای تاریکی حسها بسته است؛ اما وقتی که در مسیر شروع به حرکت میکنم حسهایم به آرامی باز میشود. وقتی در مسیر آموزشها و قوانین حرکت میکنم؛ وقتی وارد وادی خدمت میشوم، ذرهذره حسهایم باز میشود. آن زمان است که میتوانم میزان تخریب در وجود خودم را ببینم و در مسیر جبران خسارت از خودم، خانواده و در ادامه از جامعه بربیایم.
تقدیر دبیر جدید همسفر مریم از دبیر دوره قبل همسفر ماندانا


مرزبانان کشیک: همسفر الهام و مسافر حسام
تایپ: همسفر آرزو رهجوی راهنما همسفر سعیده (لژیون هشتم) و همسفر پروانه رهجوی راهنما همسفر بهار (لژیون اول)
عکاس: همسفر رویا رهجوی راهنما همسفر سعیده (لژیون هشتم)
ارسال: همسفر مرجان، مرزبان خبری
همسفران نمایندگی لوییپاستور
- تعداد بازدید از این مطلب :
55