جلسه اول از دوره چهل و پنجم کارگاههای آموزشی خصوصی همسفران کنگره۶۰ نمایندگی ابوریحان به استادی همسفر گلاره، نگهبانی همسفر فرزانه و دبیری همسفر حدیث با دستور جلسه «وادی هشتم (با حرکت راه نمایان میشود.) و تأثیر آن روی من» روز سهشنبه ۱۴ مهر ماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۶:۰۰ آغاز به کار کرد.
.jpg)
خلاصه سخنان استاد:
خدا را شکر میکنم که در این جایگاه قرار گرفتم. از راهنمایم همسفر رویا، تشکر میکنم که این فرصت را در اختیار من قرار دادند تا در کنار شما دوستان خوبم، تجربه کسب کنم. دستور جلسه این هفته وادی هشتم است: «با حرکت، راه نمایان میشود.» این یک قانون است. تا وقتی که سکون باشد، زایش و تولیدی وجود ندارد و هیچ تغییری اتفاق نمیافتد. در حرکت است که همهچیز شکل میگیرد و بهوجود میآید.
برای اینکه این حرکت شروع شود، یک سری اطلاعات و یک سری پیشزمینههایی لازم است و آقای مهندس آنها را در هفت وادی قبل بهطور کامل توضیح دادند؛ مثلاً اینکه تفکر داشته باشیم و بدانیم که بیهوده و بیعلت خلق نشدهایم و تنها کسی که میتواند به ما کمک کند، خودمان هستیم و مسئولیتپذیر باشیم؛ مسئولیت کارهایی را که انجام دادهایم را به عهده بگیریم، در کارهایمان از فرمان عقلمان استفاده کنیم و همیشه به دنبال تحقیق و بررسی اطلاعاتی که برای رسیدن به هدفمان نیاز داریم، باشیم.
طبق این هفت وادی، وقتی ما میخواهیم کاری را شروع کنیم، در ابتدا تفکر کنیم، ببینیم چه چیز را میخواهیم، چقدر در خواستهمان مصمم هستیم و چه اطلاعاتی را لازم داریم که جمعآوری کنیم. حالا آن هدفمان میتواند مسافرت به یک شهر باشد. باید مسیرمان را بررسی کنیم، باید بدانیم که برای مثال میخواهیم در جاده برویم، بدانیم که آبوهوا چگونه است، ماشینمان در چه حالتی است، میتوانیم با این ماشین آن مسافت را طی کنیم یا خیر.
مسائل زندگیمان هم به همین گونه است. اول باید یک سری اطلاعات را داشته باشیم و آنها را بررسی کنیم؛ اما نه به شکلی که وسواس به خرج دهیم و موشکافانه جلو رویم؛ چون یک سری از اتفاقات هستند که غیرقابل پیشبینی هستند و ما نمیتوانیم برای همه آنها برنامهریزی داشته باشیم. آقای مهندس در لایو خودشان هم گفتند که نباید احساساتی عمل کنیم؛ چون یک سری عواقب به دنبال خودش دارد. البته وقتی به همین صورت پیش رویم، برای ما به یک تجربه تبدیل میشود؛ اما در کل باید برای آن هدفی که داریم اقدام کنیم و در حرکتمان نباید ناامید شویم. بالاخره هر هدف و هر کاری که میخواهیم انجام دهیم، سختیها و مشکلات خودش را به دنبال دارد. در این راه باید از افرادی که دانا هستند، مشورت بگیریم و از صحبتهای آنها استفاده کنیم.
کاهش وزن را مثال میزنم. روشهای گوناگونی وجود دارد که جدیدا آمدهاند یا از قبل وجود داشتهاند؛ مثل عملهای جراحی، آمپولهایی که خیلی پیشنهاد میشود و تبلیغاتش بسیار زیاد است. اما آیا اینها نتیجه خوبی دارد یا به ثمر میرسد؟ به جسممان آسیب میزند یا خیر؟ باید در مورد همه این موارد خوب فکر کنیم. یا وقتی ما مسیری را میرویم، ممکن است مسیرهای فرعی هم داشته باشد. اگر ما وارد مسیرهای فرعی شویم، چه اتفاقی میافتد؟ چقدر ما از آن هدفمان دور میشویم؟ آیا اصلاً از این کار نتیجه میگیریم؟
گاهی اوقات برای اینکه به هدفمان برسیم، باید صبر و تحمل داشته باشیم؛ چون یک سری از کارها و یک سری از هدفها زمان میبرد. مثلاً یک درختی را میکاریم؛ برای اینکه به بار برسد و میوه دهد، یک زمان طولانی باید صرف شود و به این صورت نیست که امسال ما این بذر یا این درخت را بکاریم و سال دیگر درختمان چند تا میوه به ما دهد؛ چون آن درخت مراقبت میخواهد، آبیاری، کود و نور مناسب میخواهد تا به نتیجه برسد.
آقای مهندس گفتند که برای بعضی از هدفها، مثل صلح و آرامش، باید در ابتدا جبران خسارت کنیم و مهمترین آن این است که اول از خودمان جبران خسارت کنیم؛ یعنی خودمان را ببخشیم، خودمان را دوست داشته باشیم و قبول کنیم که ما یک اشتباهی را کردهایم. مثال اضافهوزن را میزنم. باید قبول کنم که تغذیه من اشتباه بوده است، راه و روش من اشتباه بوده است و آن اضافهوزن من خودبهخود به وجود نیامده است؛ یک راه اشتباهی را رفتهام که نتیجهاش اضافهوزن زیاد شده است و نمیتوانم کارهای خودم را بهراحتی انجام دهم.
میتوانم با افرادی که دانایی خوبی دارند، صحبت کنم و برای ما که به کنگره آمدهایم، راهنماهای بسیار خوبی داریم که میتوانند کمکمان کنند و راهحلهای مناسبی دهند که ما بتوانیم وزنمان را در یک مدت مناسبی کاهش دهیم.
و دوم، جبران خسارت از خانوادهمان است. هر کدام از ما یک وظیفه و نقشی داخل خانه داریم. ممکن است با اشتباهی که کردهایم، نتوانیم رفتار خوبی با خانواده داشته باشیم. پس باید از اعضای خانواده هم جبران خسارت کنیم و اشتباهاتمان را جبران کنیم.
و در آخر هم جامعه است که به خاطر اشتباهاتی که ما انجام میدهیم صدماتی به جامعه وارد میشود و باید جبران کنیم. مثلاً وقتی که ما به داخل طبیعت میرویم، وقتی که در آن جا مواد غذایی استفاده میکنیم، خودم قبلاً میگفتم مواد پلاستیکی نمیریزم و اگر این پوست هندوانه در کنار این درخت باشد، هیچ مشکلی پیش نمیآید و دو روز دیگر هم تجزیه میشود؛ اما وقتی که وارد کنگره شدم و صحبتها را گوش کردم، متوجه شدم که آن هم به نحوی مشکل ایجاد میکند؛ چون نفر بعدی که میخواهد در آن مکان بنشیند، چهره بسیار زشتی دارد و شخص و خانواده بعدی نمیتواند از آنجا استفاده کند؛ چون آنقدر چهره آنجا زننده است که مجبور است جای دیگری را برای نشستن انتخاب کند. خب این میشود جبران خسارات که همان طور که آنجا را تحویل گرفتیم، همان طور هم به آدمهای بعد از خودمان تحویل دهیم.
در آخر وادی، آقای مهندس در ارتباط با پیمان صحبت کردند و به نظر من وقتی آقای مهندس میگویند خود خودمان باشیم، یک جور برای ما احترام میآورد که هیچکس از اشتباهات ما خبردار نمیشود و به ما فرصت این را میدهد که دوباره بتوانیم کارهایمان را جبران کنیم، بدون اینکه شرمندگی وجود داشته باشد و بدون اینکه حتی حرفی از اطرافیانمان بشنویم. حالا چه موقعی که سیاهه اعمالمان را مینویسیم و چه موقعی که خواستههایمان را مینویسیم. به نظرم این از زیباترین بخشهایی بود که من از این وادی خواندم و لذت بردم.
اهدا حکم قهرمانی در رشتههای دارت (مقام سوم)، آمادگی جسمانی(مقاله دوم) و ایروبیک (مقاوم اول و دوم)

اتمام دوره خدمتی ورزشبانی دارت همسفر راحله و شروع دوره خدمتی همسفر فاطمه
(1).jpg)

مرزبانان کشیک: همسفر سعیده و مسافر حسین
تایپیست: همسفر حدیث رهجوی راهنما همسفر رویا (لژیون اول)
عکاس: همسفر زهره رهجوی راهنما همسفر زینب (لژیون دوم)
ویرایش: همسفر هستی رهجوی راهنما همسفر رؤیا (لژیون اول) نگهبان سایت
ارسال: مرزبان خبری همسفر سعیده
همسفران نمایندگی ابوریحان تهران
- تعداد بازدید از این مطلب :
96