English Version
This Site Is Available In English

برای شروع حرکت تفکر به تنهایی کارساز نیست

برای شروع حرکت تفکر به تنهایی کارساز نیست

جلسه هشتم دوره سی‌ وچهارم کارگاه‌های آموزشی، خصوصی مسافران کنگره ۶۰ نمایندگی سهروردی اصفهان به استادی راهنما مسافر احمد، نگهبانی مسافر اصغر و دبیری مسافر احمد با دستور جلسه «وادی هشتم و تاثیر آن روی من» سه‌شنبه14 مهرماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۷ آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:

از نگهبان و دبیر محترم تشکر می‌کنم که اجازه خدمت به من دادند. سلام دوستان احمد هستم یک مسافر. امیدوارم جلسه‌ای پرانرژی داشته باشیم. درست است که امروز واقعاً بی‌انرژی هستم، اما ان‌شاءالله انرژی مثبتی از شما دریافت کنم. وقتی شب‌های دربه‌دری خودم را به یاد می‌آورم، به یاد خداوند می‌افتم.
واقعاً هیچ داروخانه، روان‌پزشک، پزشک یا بیمارستانی نمی‌توانست مرا درمان کند. هیچ بانک مرکزی، هیچ کشوری و هیچ جای دیگری نمی‌توانست مشکلات مرا حل کند. آن زمان که در سرداب نمور و تنگ اعتیاد دست‌وپنجه نرم می‌کردم، واقعاً حضور خداوند را در زندگی خودم احساس کردم.
خیلی مواقع فکر می‌کنیم خداوند موجودی است که با ما صحبت می‌کند؛ اما خداوند از طریق نشان دادن راه درست و قرار دادن افرادی در مسیر درست زندگی، وجود و حیات خود را در زندگی من نمایان کرد. کاری نداریم که چه اتفاقی افتاد که من به اینجا آمدم. من کاری به شخص ندارم و فقط بحث جایگاه را مطرح می‌کنم.
وقتی به اینجا آمدم، نیروهای الهی خداوند را دیدم  و وارد شدم. به من خوش‌آمد گفتند و با لبخند از من استقبال کردند. من در اینجا هیچ بدخلقی و چهره عبوسی ندیدم و همه را پرانرژی دیدم. یکی از نیروهای خداوند، مرزبانان با شال‌های سبز بودند که مسیر درست را برای من ترسیم کردند و گفتند: «این مسیر را با بسم‌الله و یا علی آغاز کن.» ما نیز حرکت را آغاز و به امید خدا ادامه دادیم.
در ابتدا به من گفتند «تفکر». در وادی پنجم گفته شد که دیگر تفکر کافی نیست و باید مرد عمل بود. وادی هشتم نیز می‌گوید: «با حرکت، راه نمایان می‌شود.» با حرکت است که مسیر برای من مشخص می‌شود. منظور از حرکت این نیست که ساعت دوازده بلند شوی، یکی از این پیمان‌ها را بگیری و بگویی: «من به خدا وصل شدم، دیگر پاک شدم و فرشته روی زمین شدم.» چنین چیزی وجود ندارد. کار بسیار زیادی باید انجام شود.
من خودم نتوانستم یکی دو مورد را به‌راحتی و به‌درستی انجام دهم و می‌دانم که کار سختی است. اگر کسی بگوید که این مسیر به‌سادگی طی می‌شود، من قبول نمی‌کنم. فقط می‌توانم این موضوع را از آقای مهندس و تعدادی از اساتید بپذیرم.نمی‌توانم بپذیرم که کسی رأس ساعت دوازده بنویسد: «این کار را کردم، آن کار را کردم، فلان جنایت را انجام دادم»
و بعد با انجام یک کار نمادین تصور کند که همه‌چیز تمام شده است. پس جبران خسارت‌هایی که ما انجام داده‌ایم چگونه است؟ آیا فقط کافی است خودمان را ببخشیم و بگوییم تمام شد؟ اینکه بگویم فلان روز فلان کار را کردم، مواد مصرف کردم، به خانواده، جامعه و خودم آسیب زدم، آیا با گفتن این جملات همه‌چیز حل می‌شود؟ خیر. مسیر بسیار سختی است تا این مسائل جبران و اصلاح شود.
اگر حتی یکی از این موارد را حل کنیم، می‌توانیم بگوییم که یک قدم برداشته‌ایم. در کنار آن باید وجود خداوند را جایگزین کنیم. وقتی مواد از زندگی ما کنار می‌رود، کمبودهایی در وجود ما باقی می‌ماند و باید ببینیم چرا در ابتدا به سمت مواد رفتیم. ما بدون دلیل به سراغ مواد نرفتیم. همه ما می‌دانیم که مسئله‌ای وجود داشته است؛ ممکن است برای یکی کمبود محبت بوده باشد، برای دیگری نبودن مسیر خداوند در زندگی و برای دیگری مسائل و مشکلات دیگر.
در نسل ما، خود من اطلاعات چندانی نداشتم. پدرم کشاورز بود و ما به صحرا می‌رفتیم. یک اتاق کوچک داشتیم و در آنجا آتش روشن می‌کردیم و از همان دوران دبیرستان این کار را انجام می‌دادیم. اما خسارت‌هایی که به همسر، خانواده، فرزند، همسایه و حتی کسبه محل وارد کرده‌ایم، باید مورد توجه قرار بگیرد و جبران شود.
گاهی فرد می‌گوید: «من که دزدی نکردم؛ فقط یک‌بار به فلان مکان رفتم و چیزی را امتحان کردم.» اما موضوع فقط همین نیست. همان رفتاری که در خانه انجام داده‌ایم، همان ته‌سیگاری که روی زمین انداخته‌ایم و بسیاری از رفتارهای به ظاهر کوچک نیز بخشی از خسارت‌هایی است که باید به آن توجه کنیم.
بحث جامعه نیز اهمیت زیادی دارد. بسیاری از ما همه مسائل را به دو موضوع مرتبط می‌کنیم؛ یکی سیاست و دیگری خدا و دین. هر اتفاقی که می‌افتد، از مسائل خانوادگی گرفته تا مسائل عرفانی، در نهایت به یکی از این دو موضوع ارتباط داده می‌شود. ممکن است فردی به طبیعت برود، به انجام دعا و مراقبه بپردازد و در نهایت همه مسائل را به سیاست مرتبط کند.
این موضوعات ممکن است از دید افراد مختلف درست باشد، اما من که در جامعه برای تحصیل من هزینه شده و درس خوانده‌ام، معتقدم این یک قانون عمومی است و فقط مربوط به یک جامعه خاص نیست. اگر فردی به مدت مشخصی تحصیل کرده باشد، باید به همان نسبت نیز برای مردم و جامعه خود خدمت کند. آیا خدمت کردن به همنوع خود واقعاً کار دشواری است؟
موضوع دیگری که می‌خواهم مطرح کنم، بحث جایگاه استاد و گرفتن پیراهن است. همان‌طور که گفتم، من استاد نیستم؛ من یک همدرد هستم. من هم مانند شما یک بیمار بوده‌ام که بخشی از بیماری من، یعنی مصرف مواد، به واسطه انتخاب درستی که خداوند در مسیر زندگی‌ام قرار داد، درمان شده است.
من به یاد نمی‌آورم زمانی که با مشکلات فراوان، بدهکاری و مصرف مواد درگیر بودم، چه کسی دست مرا گرفت و به اینجا آورد. اگر روزی مسیر درست را گم کردم و فراموش کردم که همدرد شما هستم، از شما می‌خواهم که حتماً این موضوع را به من یادآوری کنید.
من همیشه به خودم یادآوری می‌کنم که اگر ناامید هستم، اگر می‌ترسم یا اگر مشکلی دارم، هر صبح بگویم: «خدایا شکرت که پدر، مادر، همسر و فرزند دارم.» باید شکرگزار داشته‌های خود باشیم و بگوییم: «خدایا شکرت که این نعمت‌ها را دارم.»
امروز ما در مسیر بسیار سختی قرار داریم. مشکلات اقتصادی، مشکلات ارتباطی با نسل قبل از خودمان و تغییرات سریع علم و اقتصاد، شرایط زندگی را دشوارتر کرده است. سرعت رشد همه‌چیز افزایش یافته و ما باید خودمان را با این شرایط هماهنگ کنیم. در کنگره ۶۰ بستر درمان و آموزش فراهم است؛ اما باید کمی منطقی‌تر به این موضوع نگاه کنیم.
من خودم تلاش می‌کنم منطقی به مسائل نگاه کنم و آموزش‌هایی را که در اینجا ارائه می‌شود، با جان و دل دریافت کنم. همچنین تلاش می‌کنم اگر راهنمای من امروز در کنارم نیست، از راهنمای خودم سبقت نگیرم. تقریباً هفته‌ای سه یا چهار بار با راهنمای خودم تماس می‌گیرم و اگر تماس نگیرم، برایش پیام تشکر و قدردانی می‌فرستم؛ زیرا می‌دانم چه اتفاقی برای من افتاده و چه زحماتی برای من کشیده شده است.
متأسفانه در بعضی مواقع افرادی هستند که توجه کافی به این مسائل ندارند. این‌طور نیست که راهنما مسیر خودش را برود و من نیز بعد از مدتی مسیر خودم را ادامه بدهم. همان‌طور که ما باید به یک جایگاه و یک منبع وصل باشیم، در این مسیر مشکلاتی برای ما پیش می‌آید که همیشه به‌راحتی قابل حل نیستند. گاهی یک تذکر، یک برخورد جدی یا حتی یک تذکر قاطع از طرف راهنما می‌تواند مشکل ما را حل کند.
از اینکه به صحبت‌های من گوش دادید، سپاسگزارم.

مراسم تودیع و معارفعه راهنمایان جدید:

دیتاشو: مسافر مهدی ل1
ضبط صدا: مسافر فرزاد ل2
تایپ: مسافر وحید ل۱۵، مسافر سعید ل۹، مسافر داوود ل11
ویرایش: مسافر منصور ل4
تنظیم و ارسال: علی ل3

ویژه ها

دیدگاه شما





۰ دیدگاه

در حال بارگذاری دیدگاه‌ها...