سومین جلسه از دوره بیستم سری کارگاه های آموزشی خصوصی مسافران کنگره ۶۰ نمایندگی هاتف با نگهبانی مسافر سینا و استادی مسافر فرج الله و دبیری مسافر مجید با دستور جلسه "وادی هشتم و تاثیر آن روی من" روز سه شنبه 14 مهر ماه 1405 راس ساعت 17:00 آغاز به کار نمود.
خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان فرج الله هستم یک مسافر با تشکر از خداوند که مسیر کنگره را به من نشان داد تشکر از جناب مهندس و خانواده محترمشان و همچنین از ایجنت و مرزبانان گذشته ایجنت و مرزبانان شعبه هاتف تشکر و قدردانی میکنم و عزیزانی که خدمت میکنند وادی هشتم با حرکت راهنمایان میشود من چند سالی بود میشنیدم که جایی وجود دارد به نام کنگره که درمان آن با داروی اوتی است یکی اعضای دانش آموزان خودم رسید به من و گفت آقا فرج الله منو نشناختی گفت من فلانیم تو فلان مدرسه که منو کتک زدی گفتم منو ببخش در ادامه صحبتش گفت با اجازه من باید زود برم گفتم کجا گفت باید برم کنگره پرسیدم کنگره چه جور جایی است؟ بعد منو راهنمایی کرد و گفت نجف آباد هم داره و اذن ورود من به کنگره صادر شد موقعی که حرکت کردم برای سفر کردن در کنگره من بعد از کارگاه آموزشی میرفتم راهنمایم به سختی با من برخورد کرد بعد شروع کردم تا آخر جلسه بشینم و حرف و گوش بدم بعد چند دفعه رفتن مرزبانی، دوباره به مسیر برگشتم یعنی حرکتم را شروع چون حرکت کردن بدون عمل هیچ فایدهای ندارد جناب مهندس میفرمودند حرکت بدون تفکر و اندیشه هیچگونه فایدهای ندارد، اول باید تفکر و اندیشه باشد بعد حرکت بکنیم و آن را به مرحله اجرا بگذاریم، در این مسیری که پا میگذاریم ر اههای فرعی زیاد است من خودم دو ماه راه فرعی را انتخاب کرده بودم بعد متوجه شدم خواسته من چیز دیگری است را راه فرعی را انتخاب میکنم با راهنمای آقا محمدرضا دوباره به مسیر برگشتم و خدا را شکر میکنم جناب مهندس میفرمودند دو مسیر اصلی وجود دارد یکی خیر و یکی شر تصمیم با خودت است و اینکه میتوانی از کسانی که در این مسیر بودند راهنمایی بگیری و من راهنمایی گرفتم و به مسیر برگشتم در پایان این را بگویم که من فرج الله در چه جهنمی حضور داشتم و به زندگی برگشتم و فقط من یک مواد را کنار نگذاشتم، من از باتلاقی نجات یافتم که هزاران نفر در آن غرق شدهاند، اما من توانستم از این باتلاق سالم بیرون آیم من زمانهای زیادی را جنگیدم حس گناه شرمندگی در برابر خانواده را کشیدم این کلمه معتاد بر دوش خود کشیدم چون ثابت شده سختترین نیرویی که انسان با آن میجنگد اعتیاد است انشالله که خداوند به من توفیق دهد بتوانم جبران خسارت بکنم از خودم خانوادهام و جامعه و شما دوستان عزیز و جناب مهندس تشکر از اینکه به صحبتهایم گوش دادید.

تایپ:مسافر سعید
ویرایش:مسافر علی رضا
عکاس:مسافر جواد
ارسال:مرزبان خبری
- تعداد بازدید از این مطلب :
78