English Version
This Site Is Available In English

برای رسیدن به مقصد باید حرکت کنم

برای رسیدن به مقصد باید حرکت کنم

همسفر نازنین:
وادی هشتم و تاثیر آن بر روی من
(با حرکت راه نمایان می‌شود)
انسان موجودی است که با اختیار کامل خلق شده؛ یعنی حق انتخاب یا گزینش راه خود را دارد که می‌توانیم مسیر ارزش‌ها تقوا، عشق، محبت، بخشش، دوستی و صداقت را انتخاب کرده و طی نماییم یا اینکه می‌توانیم مسیر دروغ، کینه، نفرت انتقام، دشمنی، قتل، جنایت، خیانت، خونریزی و فساد را انتخاب کرده و طی نماییم که هر کدام مقصد متفاوتی دارد اگر انتخابمان دقیق و درست باشد به جایگاه و مکانی می‌رسیم که از همان‌ جا انشعاب یافته‌ایم و به نزد پروردگار با سربلندی، شادی، پیروزی و روسفید هستیم؛ ولی اگر انتخاب راهمان غلط باشد از همان اول راه که حرکت می‌کنیم با مشکلات متعددی روبرو می‌شویم و در نزد پروردگار روسیاه و خجل زده هستیم امروز که به لطف خدای مهربان مسیر کنگره‌۶۰ برایمان نمایان شده و ما می‌توانیم با نوشتن سی‌دی‌ها و آموزش‌های راهنما در لژیون به آگاهی برسیم و با عمل سالم و معرفت مسیر درست را پیدا کنیم به لطف پروردگار ما در این وادی که هستیم، هفت وادی قبل را پشت سر گذاشتیم؛ مانند با تفکر ساختارها آغاز می‌شود، در مسائل حیاتی مسئولیت دادن به خداوند؛ یعنی سلب مسئولیت از خویش، فرمان عقل و یا رمز و راز کشف حقیقت آن چیزی که من از این وادی آموختم این بود که وادی با پیمان شروع می‌شود و با پیمان به پایان می‌رسد مانند دانش‌آموزی که مدرسه می‌رود آن پیمانی که بین خود، مدرسه و معلم خود می‌بندد؛ پس ما در این وادی با تفکر و بدون ترس و با آگاهی از مسیر و انتخاب صحیح می‌توانیم با عمل سالم به مقصدمان که نزد پروردگار است سربلند برسیم.

همسفر حدیثه:
وادی هشتم درواقع به من همسفر می‌گوید برای رسیدن به مقصد؛ باید حرکت کنم و راه را پیدا کنم تنها دانستن و فکر کردن کافی نیست.
به نظر من حرکت واقعی زمانی اتفاق می‌افتد که انسان مسئولیت زندگی خودش را بپذیرد وقتی مسئولیت انتخاب‌ها و رفتارهای خودمان را قبول کنیم مسیر تغییر برایمان روشن‌تر می‌شود.
وادی هشتم به ما یاد می‌دهد که مسیر زندگی بدون مشکل نیست ممکن است در طول مسیر سختی و ناامیدی باشد و برای درمان و ساختن یک زندگی بهتر باید صبور و پیوسته حرکت کنیم.
من پیش از آشنایی با این وادی بارها تصمیم به تغییر می‌گرفتم؛ اما بیشتر در حد فکر و حرف باقی می‌ماندم هربار که با مشکلی روبه‌رو می‌شدم منتظر بودم شرایط خودبه‌خود بهتر شود در حالی که هیچ تغییری بدون حرکت من اتفاق نمی‌افتد؛ پس این وادی به ما می‌آموزد که شروع کردن، ادامه دادن و مسئولیت پذیر بودن سه اصل مهم برای رسیدن به هدف است. بنابراین باید آموزش بگیرم تفکر کنم و سپس آموخته‌هایم را به اجرا بگذارم.

همسفر کبری:
حس می‌کردم خدا تمام درهای رحمتش را به رویم بسته دائم شکوه و شکایت می‌کردم این‌که تا چه حد قرار است آزمایشات زندگی را تجربه کنم در اوج ناامیدی بودم  تمام تلاش‌ها دویدن‌ها اشک‌ها و دعاهایم را بی‌ثمر می‌دیدم ناگهان در کمال ناباوری روزنه‌ای از نور رحمت الهی به زندگی‌ام تابید و راه نمایان شد بالاخره خدا صدایم را پاسخ داد و مسیر کنگره‌۶۰ را برایم نمایان کرد خسته و بی‌رمق بودم؛ اما ندایی از درون فریاد می‌زد که ارزش جنگیدن دارد تو آدم جازدن نیستی به‌خاطر دخترم عزمم را جزم کردم و قوی‌تر از قبل ادامه دادم تا زندگی را از حالت رکود و سکون به جریان بیندازم و مثل گذشته لبخند بزنم و شاد باشم. گمان نمی‌کردم روزی آرامشم خلاصه شود در کنگره۶۰ در طی مسیر دریافتم که نیاز به تغییرات اساسی دارم تا تخریب‌های وارد شده به روح و جسمم را التیام بخشم. آموزش و آگاهی مرا از خوابی عمیق بیدار کرده است اکنون اتفاقات اطراف را درک می‌کنم و مسیر صراط مستقیم را به درستی طی می‌کنم در این میان بهای زیادی پرداخت کرده‌ام تا از عمق تاریکی به نور و روشنایی برسم چه زیباست مسیری که ابتدا و انتهایش خلاصه می‌شود در قدرت مطلق الله راهی سراسر‌ از آرامش...

رابط خبری: همسفر کبری رهجوی راهنما همسفر امینه (لژیون هشتم)
عکاس: همسفر ریحانه رهجوی راهنما همسفر فاطمه (لژیون سوم)
ویرایش و ارسال: همسفر زهرا رهجوی راهنما همسفر مریم (لژیون دوم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی قائم‌شهر


 

ویژه ها

دیدگاه شما





۰ دیدگاه

در حال بارگذاری دیدگاه‌ها...