English Version
This Site Is Available In English

نخست باید «مبدأ» را که همان بازیِ زندگی است بشناسیم تا بتوانیم مسیر و هدف را مشخص کنیم.

نخست باید «مبدأ» را که همان بازیِ زندگی است بشناسیم تا بتوانیم مسیر و هدف را مشخص کنیم.

به نام قدرت مطلق الله

زندگی: پازلی از تقدیر و اختیار
زندگی یا بازیِ تقدیر، پازلی است که قطعات متعددی دارد و وظیفه‌ی ما یافتن و کنار هم قرار دادن این قطعات است. اگرچه تا پیش از تکمیلِ نهاییِ پازل نمی‌دانیم شکلِ نهایی آن چه خواهد بود، اما در بازی زندگی نیز نمی‌دانیم قطعاتی که با تلاشِ ما کنار هم قرار گرفته‌اند، در نهایت چه تصویری را می‌سازند؛ چرا که این بخش، در حیطه‌ی «فرمان الهی» است. خداوند است که از طرحِ کلیِ این پازل آگاه است و تکمیل آن و یافتنِ قطعات، منوط به فرمان اوست؛ وظیفه‌ی من، صرفاً تلاش برای یافتن است.
در این میان، تلاش برای جمع‌آوریِ قطعاتِ پازل، نشان‌دهنده‌ی «اختیار» ماست؛ قطعاتی که پیش‌تر بر اثرِ تلاش در پازلِ زندگی جای گرفته‌اند، نمادِ «تقدیر» هستند و طرحِ کلیِ پازل نیز تحتِ فرمان الهی قرار دارد.
پازلِ زندگی، در ظاهر یک بازی است، اما در حقیقت، نوشتنِ صفحاتِ کتابی است که همان «تقدیر» است. این صفحات با دست و توانِ عقلیِ ما نوشته می‌شوند و نویسنده، گرداننده و قهرمانِ نقشِ اولِ آن، خودِ انسان است.


مسئله‌ی دیگر، موضوع «تکرار» و ارزشِ آن است. ارزشِ تکرار، درست مانند اثرِ زمان بر قالی است. نکته‌ی قابل‌توجه اینجاست که قالی اگر در انبار بماند و از آن استفاده نشود، می‌پوسد و ارزشی به آن اضافه نمی‌شود؛ اما اگر در خانه باشد، حتی اگر به ظاهر بلااستفاده بماند، ارزشمندتر می‌شود؛ حال آنکه اگر مورد استفاده‌ی روزانه قرار بگیرد، ارزش آن دوچندان خواهد شد. اثرِ تکرار در افکار و اعمال نیز، دقیقاً مانند اثر پا‌خوردنِ قالی است.
نکته‌ی دیگر این است که بسیاری از امور در مراحلِ نخست، به اجبار انجام می‌شوند، اما به‌مرور موجبِ خوشحالی و خشنودی می‌گردند؛ این، همان اثرِ تکرار و افزایشِ ارزشِ قالی است. در مثالی دیگر، این مسئله به‌صورت «دوایر» و حرکتِ اولیه، مانندِ نیروگاه و نیرو مطرح شده است. ارتباطِ دوایرِ زندگی با بازی پازل در این است که دوایرِ زندگی، همان قطعاتِ پازل هستند که کلِ سیستم را می‌سازند.
حال اگر بازیِ حیات را در نظر بگیریم و بخواهیم در آن برنده شویم، چه باید بکنیم؟ نخست باید «مبدأ» را که همان بازیِ زندگی است بشناسیم تا بتوانیم مسیر و هدف را مشخص کنیم. مبدأِ بازیِ زندگی، دریایی متلاطم است و من با دانشی اندک از شنا، قصدِ پیمودنِ این اقیانوس را دارم.
نقطه‌ی شروع، خلقِ انسان، اندام، بقا و حیاتِ اوست؛ و نکته‌ی بسیار مهم اینجاست که هیچ‌چیز به اندازه‌ی خودِ انسان، برای او اهمیت ندارد. انسان در مبدأِ حرکت باید ارزشِ وجودیِ خویش را بداند؛ نتیجه‌ی این شناخت و خودارزشی، ایمانی است که مانندِ امواج در اعضایِ جسم و روحِ فرد جاری می‌شود. فراموش نکنیم که ریشه‌یابیِ مسائل، همیشه به حلِ آن‌ها کمک نمی‌کند.

 

نویسنده:  همسفر محمدرضا لژیون دوم

بارگذاری: خدمت‌گزاران سایت همسفران آقا، شعبه پرستار

ویژه ها

دیدگاه شما





۰ دیدگاه

در حال بارگذاری دیدگاه‌ها...