English Version
This Site Is Available In English

با حرکت، راه نمایان می‌شود؛ از لژیون مالی تا لژیون سردار

با حرکت، راه نمایان می‌شود؛ از لژیون مالی تا لژیون سردار

جلسه یازدهم از دوره اول لژیون سردار همسفران آقا نمایندگی خواجو، با استادی دیده‌بان مسافر مهدی صدیقی، نگهبانی پهلوان همسفر کوروش و دبیری همسفر‌ امین با دستور جلسه: "وادی هشتم و تاثیر آن روی من" روز شنبه ۱۱ مهرماه ۱۴۰۵ رأس ساعت ۱۵:۴۵ آغاز به‌کار نمود.

خلاصه سخنان استاد:

خداوند را شکر می‌کنم که امروز این فرصت فراهم شد تا در شعبه همسفران آقا خواجو در خدمت شما عزیزان باشم. البته امروز برای نخستین بار است که به‌عنوان عضو لژیون سردار در جمع شما حضور پیدا می‌کنم.

در مورد لژیون سردار و همچنین دستور جلسه «وادی هشتم؛ با حرکت راه نمایان می‌شود» می‌خواهم صحبت کنم. این دستور جلسه مرا به سال‌های ۱۳۹۰ یا ۱۳۹۱ می‌برد؛ زمانی که نخستین لژیون مالی در کنگره ۶۰ شکل گرفت.

آن زمان در اصفهان تنها یک شعبه داشتیم؛ شعبه‌ای که امروز شعبه خانم‌های مسافر است و در آن زمان با نام‌های دیگری فعالیت می‌کرد. تقریباً تمام اعضای کنگره در اصفهان از همان شعبه آموزش می‌گرفتند.

یک روز آقای حکیمی در جلسه‌ای اعلام کردند که آقای مهندس پیشنهاد داده‌اند لژیونی مالی تشکیل شود تا افرادی که توانایی کمک مالی به کنگره را دارند، بتوانند در این مسیر مشارکت کنند. مبلغ ورود به این لژیون در آن زمان پنج میلیون تومان بود. شاید امروز پنج میلیون تومان مبلغ چندان بزرگی به نظر نرسد، اما در سال‌های ۱۳۹۰ و ۱۳۹۱ مبلغ قابل توجهی بود.

من به همراه چند نفر دیگر اعلام آمادگی کردیم. تا جایی که به خاطر دارم، آقای امیرحسین متهملیان، خانم مهین و چند نفر دیگر نیز در این حرکت مشارکت کردند. در جلسه عمومی نیز موضوع مطرح شد و قرار شد هفته بعد مبالغ را پرداخت کنیم که این کار انجام شد.

حدود بیست روز تا یک ماه بعد، جلسه‌ای در تهران برای اعضای لژیون مالی برگزار شد. آقای مهندس از چند نفر از اعضا دعوت کرده بودند تا در جلسه‌ای حضور پیدا کنیم و درباره ساختار و نحوه فعالیت لژیون مالی برنامه‌ریزی کنیم.

ما به تهران رفتیم و در جلسه‌ای که آقای مهندس، آقای سلامی، چند نفر از اعضای تهران و تعدادی از اعضای شهرستان‌ها حضور داشتند، دور یک میز نشستیم و درباره این موضوع صحبت کردیم. آقای مهندس از ما خواستند نظر بدهیم که برای ادامه این حرکت چه کاری باید انجام شود و چگونه می‌توانیم این مسیر را بهتر ادامه دهیم.

نظرات مطرح شد، دفتری تهیه شد، اسامی اعضا در آن نوشته شد و همه آن را امضا کردیم. فکر می‌کنم آن دفتر همچنان به‌عنوان یادگاری از آغاز این حرکت وجود داشته باشد.

امروز که به دستور جلسه «با حرکت راه نمایان می‌شود» نگاه می‌کنم، می‌بینم که مصداق بسیار زیبایی برای آن است. حرکتی که آن روز با تشکیل لژیون مالی آغاز شد، چون در مسیر درست قرار داشت، به مرور گسترش پیدا کرد و امروز به لژیون‌های سردار در سراسر کشور تبدیل شده است.

امروز در شعب مختلف کنگره ۶۰، لژیون‌های سردار فعالیت می‌کنند و اعضای آن‌ها در مسیر کمک به زیرساخت‌های کنگره ۶۰ مشارکت دارند. این دقیقاً مصداق وادی هشتم است؛ حرکتی که از یک نقطه آغاز شد و به‌تدریج مسیر خود را پیدا کرد و گسترش یافت.

هر کدام از ما در مسیر حیات و زندگی خود خواسته‌هایی داریم. اگر خواسته ما در صراط مستقیم باشد، می‌توانیم به آن دست پیدا کنیم؛ اما تنها با نشستن و فکر کردن، به نتیجه مطلوب نمی‌رسیم. باید تفکر کنیم، بهترین راه را پیدا کنیم و سپس در جهت خواسته خود حرکت کنیم.

هدف از تشکیل لژیون مالی و بعدها لژیون سردار چه بود؟ هدف، جذب کمک‌های مالی اعضا برای توسعه و ایجاد زیرساخت‌های کنگره ۶۰ بود.

امروز وقتی به شعب مختلف نگاه می‌کنیم، نتیجه این حرکت را به‌وضوح می‌بینیم. در شعبه خواجو، زمینی تهیه شده است که حاصل مشارکت و تلاش اعضای لژیون سردار بوده است. در نجف‌آباد نیز ساختمانی ساخته شده و این مسیر در شعب مختلف کشور ادامه دارد.

اگر کمی فراتر نگاه کنیم، دانشگاه کنگره ۶۰ را می‌بینیم. چند روز پیش در بندرعباس و قشم بودم و از نزدیک روند ساخت دانشگاه را دیدم. ساختمان تقریباً به مراحل پایانی رسیده است. وقتی به این مجموعه نگاه می‌کنم، احساس می‌کنم به‌عنوان عضوی کوچک از کنگره ۶۰ و لژیون سردار، در این حرکت بزرگ سهیم هستم.

این ساختمان با بودجه دولتی یا توسط یک فرد خاص ساخته نشده است؛ بلکه حاصل مشارکت هزاران نفر از اعضای کنگره است. هر کس به اندازه توان خود، از مبالغ کوچک گرفته تا مبالغ بسیار بزرگ، در این حرکت سهیم شده است. نتیجه این مشارکت‌ها امروز به مجموعه‌ای بزرگ و مجهز تبدیل شده است.

این همان «وادی هشتم» است؛ «با حرکت راه نمایان می‌شود.»

امروز بسیاری از اعضای لژیون‌های سردار در شعب مختلف تلاش می‌کنند تا با جمع‌آوری کمک‌ها، شرایطی فراهم شود که برای شهر و منطقه خود زمین تهیه کنند و ساختمانی برای کنگره بسازند. این حرکت ادامه خواهد داشت، زیرا انسان تا زمانی که حیات دارد، به آموزش و مسیر درست نیازمند است.

وادی هشتم در ابعاد کوچک‌تر زندگی نیز به ما آموزش می‌دهد. من وقتی وارد کنگره شدم، بسیاری از این آموزش‌ها را نمی‌دانستم. ممکن بود در زندگی مسیرهای اشتباهی را طی کرده باشم، اما با ورود به کنگره و آشنایی با آموزش‌های جهان‌بینی، به‌تدریج علم زندگی کردن را آموختم.

آموزش‌های کنگره به من می‌گوید اگر خواسته‌ای معقول داری، باید برای رسیدن به آن حرکت کنی. با حرکت، راه برایت نمایان می‌شود.

امروز به‌عنوان عضو لژیون سردار می‌بینم که ممکن است برخی افراد در ابتدا توان پرداخت مبلغ ورودی را نداشته باشند، اما اگر نیت و خواسته آن‌ها این باشد که در این مسیر قرار بگیرند و بتوانند مشارکت بیشتری داشته باشند، با حرکت کردن، راه آن نیز برایشان نمایان خواهد شد.

اگر امروز هدف من این باشد که مبلغ مشخصی در لژیون سردار مشارکت کنم، باید حرکت کنم و برای رسیدن به آن تلاش کنم. اگر هدفم این باشد که در آینده به جایگاه‌های بالاتر خدمت و مشارکت برسم، باز هم باید قدم‌به‌قدم حرکت کنم.

این موضوع فقط مربوط به لژیون سردار نیست؛ بلکه برای تمام زندگی ماست.

آقای مهندس بارها در سخنان خود اشاره کرده‌اند که بسیاری از این آموزش‌ها برگرفته از کلام‌الله است. هیچ‌کدام از این آموزش‌ها جدا از کلام خداوند نیست. خداوند راه را به انسان نشان می‌دهد، اما انسان باید حرکت کند.

وقتی حرکت می‌کنیم، مسیر به‌تدریج برایمان نمایان می‌شود. گاهی به شکل یک الهام، یک آشنایی، یک پیشنهاد یا پیدا شدن یک فرصت، راهی پیش روی ما قرار می‌گیرد و متوجه می‌شویم که باید چه کاری انجام دهیم و به کدام سمت حرکت کنیم.

البته رسیدن به هر هدفی زمان خاص خود را دارد. هیچ خواسته‌ای یک‌شبه محقق نمی‌شود. اگر امروز هدف من این است که در لژیون سردار مشارکت کنم، باید صبر و تلاش داشته باشم. اگر هدفم رسیدن به جایگاه‌های بالاتر و دریافت نشان‌های خدمت باشد، باز هم باید مرحله‌به‌مرحله حرکت کنم.

من از روزی که وارد کنگره شدم تا امروز، هر خواسته‌ای که داشتم، به سمت آن حرکت کردم. ممکن است زمان برده باشد، ممکن است در مسیر با سختی‌هایی روبه‌رو شده باشم، اما متوقف نشدم. تلاش کردم و در نهایت به بسیاری از خواسته‌هایم رسیدم.

در این سیستم هیچ چیز مفت و مجانی به انسان داده نمی‌شود. برای رسیدن به خواسته‌ها باید تلاش کرد و زحمت کشید. ما در کنگره تلاش می‌کنیم که هم دنیای خودمان را بسازیم و هم آخرت خود را.

کنگره ۶۰ به ما آموزش می‌دهد چگونه زندگی کنیم، چگونه مسئولیت‌پذیر باشیم، چگونه محبت کنیم، چگونه ببخشیم و چگونه از خود بگذریم.

اگر به مراحل لژیون سردار نگاه کنیم، می‌بینیم که افراد به‌تدریج مسیر را طی می‌کنند؛ از مراحل ابتدایی شروع می‌کنند و آرام‌آرام به جایگاه‌های بالاتر می‌رسند. بسیاری از افرادی که امروز به‌عنوان پهلوان، دنور یا دریافت‌کننده نشان‌های خدمت شناخته می‌شوند، این مسیر را قدم‌به‌قدم طی کرده‌اند.

در نهایت به مرحله‌ای می‌رسیم که شاید از آن با عنوان «نشان بی‌نشان‌ها» یاد شود؛ جایگاهی که ممکن است در ظاهر نشان و عنوانی برای فرد به همراه نداشته باشد، اما در حقیقت ارزش بسیار بزرگی دارد.

مولانا می‌گوید:

«تو هیچ چیزی وقتی که نخوای، همه چیز را داری.»

گاهی بزرگ‌ترین دستاوردها همان چیزهایی هستند که در ظاهر دیده نمی‌شوند. ممکن است نشان و عنوانی وجود نداشته باشد، اما انسان به جایگاهی از بخشش، محبت و خدمت رسیده باشد که ارزش آن بسیار فراتر از هر نشان ظاهری است.

ان‌شاءالله خداوند کمک کند همه ما بتوانیم به این نقطه برسیم.

رسیدن به این مرحله آسان نیست و سختی‌های خودش را دارد، اما آموزش‌های کنگره به ما یاد می‌دهد که از خود بگذریم، محبت کنیم، ببخشیم و برای نجات خود و دیگران تلاش کنیم.

تمام این آموزش‌ها برای نجات تک‌تک ماست. عمر انسان مانند برق و باد می‌گذرد. ناگهان نگاه می‌کنیم و می‌بینیم به پایان مسیر رسیده‌ایم. مهم این است که در پایان مسیر، وقتی به کوله‌بار خود نگاه می‌کنیم، چیزی برای عرضه داشته باشیم.

کنگره ۶۰ به ما کمک می‌کند تا این کوله‌بار را با آموزش، خدمت، محبت، بخشش و حرکت در مسیر درست پر کنیم.

به اعتقاد من، کمتر جایی را می‌توان پیدا کرد که آموزش‌های زندگی را با این سادگی، روانی و کاربردی به انسان ارائه دهد و به او کمک کند تا قدم‌به‌قدم به اهداف خود نزدیک شود.

پس نیت کنیم، از خداوند کمک بخواهیم و برای رسیدن به خواسته‌های خود حرکت کنیم. اگر حرکت درست باشد، راه نیز نمایان خواهد شد.

در پایان از خداوند می‌خواهم که کمک کند همه ما بتوانیم در مسیر خدمت و آموزش، مرحله‌به‌مرحله پیش برویم و به جایگاه‌های موردنظر خود برسیم.

همیشه دعا می‌کنم و از شما نیز می‌خواهم دعا کنید که کنگره ۶۰ از هیچ‌کدام از ما گرفته نشود؛ زیرا کنگره ۶۰ برای ما مانند کشتی نجاتی است که در آن قرار گرفته‌ایم و در طوفان‌های امروز جامعه، کشور و جهان، می‌توانیم با کمک این کشتی مسیر خود را با آرامش بیشتری ادامه دهیم.

عکاس: همسفر مهدی لژیون سوم 

تایپ و ارسال: همسفر امین لژیون اول 

گروه سایت همسفران آقا نمایندگی خواجو

 

ویژه ها

دیدگاه شما





۰ دیدگاه

در حال بارگذاری دیدگاه‌ها...