من در کنگره۶۰ آموختم که هیچ راهی با نشستن و فکر کردن به آخر نمیرسد؛ بلکه باید حرکت کنم، گاهی در زندگی آنقدر درگیر ترس و دودلی میشوم که قدم اول را برنمیدارم؛ اما این وادی به من یاد داد که با حرکت، راه خودش را به من نشان میدهد، لازم نیست از همان ابتدا همه مسیر را بدانم، تنها باید قدم درست را بردارم. من همیشه منتظر بودم شرایط کامل و بینقص باشد تا شروع کنم، اما متوجه شدم که چنین روزی شاید هیچگاه نرسد.
حرکت کردن یعنی از جایی که هستم حتی با قدمهای کوچک به سمت بهتر شدن بروم. در این مسیر ممکن است زمین بخورم، اشتباه کنم یا خسته شوم؛ اما مهم این است که دوباره بلند شوم.
وادی هشتم به من یاد میدهد که تغییر واقعی با عمل کردن اتفاق میافتد، نه فقط با خواستن، اگر بخواهم آرامش بیشتری داشتهباشم؛ باید خود، برای ساختنش حرکت کنم یا برای داشتن حال بهتر، باید مسئولیت انتخابها و رفتارهای خودم را بپذیرم.
امروز متوجه میشوم که هر قدم کوچکی که درست بردارم، میتواند شروع یک تغییر بزرگ باشد. حرکت برای من یعنی خارج شدن از سکون و ترس و اعتماد کردن به مسیر، شاید همیشه جاده صاف و هموار نباشد؛ اما همین حرکت کردن باعث میشود تجربه و آموزش بهدست بیاورم.
من یاد گرفتهام که مقصد مهم است؛ اما چیزی که من را به مقصد میرساند، حرکت درست و مستمر است؛ امیدوارم همیشه در زندگی دل و جرأت حرکت را داشتهباشم و با توکل و عمل مسیر خودم را پیدا کنم؛ زیرا گاهی یک قدم کوچک از هزاران فکر و تصمیمی که تنها در ذهن میماند، ارزشمندتر است.
مسیر زندگی همیشه صاف و بدون مشکل نیست؛ اما هر سختی میتواند آموزشی برای من داشتهباشد.
نویسنده: همسفر الهام رهجوی راهنما همسفر فاطمه (لژیون هشتم)
رابط خبری: همسفر فاطمه رهجوی راهنما همسفر فاطمه (لژیون هشتم)
ارسال: همسفر فائزه رهجوی راهنما همسفر آذر (لژیون سوم) دبیر دوم سایت
همسفران نمایندگی دهخدا قزوین
- تعداد بازدید از این مطلب :
68