جلسه پنجم از دوره دهم سری کارگاه های آموزشی خصوصی کنگره ۶۰ نمایندگی ماهشهر به استادی مسافر احمد ،نگهبانی مسافر عارف و دبیری مسافر رحمان با دستور جلسه 《وادی هشتم و تاثیر ان روی من 》در روز یکشنبه ۱۲ مهرماه ۱۴۰۵ راس ساعت ۱۷ اغاز به کار نمود.

سخنان استاد:
سلام دوستان، من احمد هستم، یک مسافر
دستور جلسه وادی هشتم است، با این عنوان «با حرکت راه نمایان میشود». این وادی یکی از قشنگترین وادیهاست و بر من خیلی تأثیرگذار بود. همیشه فکر میکردم اگر جایی بنشینم و دعا کنم، همهچیز خودبهخود درست میشود؛ زندگی درست میشود، اعتیادم درمان میشود و وضع مالیام درست میشود؛ اما وقتی وارد کنگره شدم، فهمیدم که در سکون هیچ زایشی ایجاد نمیشود؛ یعنی اگر زمانی بنشینم و هیچ حرکتی انجام ندهم، هیچچیز حاصل نمیشود و هیچچیز عاید من نمیشود؛ چه در درمانم، چه در زندگیام، چه در کارم و چه در جامعه.
وادی هشتم میگوید: «با حرکت راه نمایان میشود». اما چگونه این راه نمایان میشود؟ برای منِ مصرفکننده که با کولهباری از تخریب وارد کنگره شدهام، سه مطلل باید مشخص شود: مبدأ، مقصد و هدف. مبدأ مشخص شد: درمان؛ من به کنگره برای درمان آمدم. مقصد چیست؟ رسیدن به رهایی. هدفم از رسیدن به رهایی چیست؟ خیلیها به کنگره میآیند؛ مبدأ را پیدا کردهاند، مقصد را هم میدانند و میدانند رهایی چیست؛ اما هیچ هدفی ندارند؛ یعنی فقط همینطور میآیند و وقتشان را هدر میدهند و هیچچیز عایدشان نمیشود؛ یعنی هیچ حرکتی انجام نمیدهند.
من باید حرکتی انجام بدهم. حتی یک سنگ را هم که میبینید، مولکولها و اتمهایش در حال حرکت هستند؛ یعنی هیچچیز ساکن نیست؛ چه در هستی، چه در زندگی و چه در درمان اعتیاد. من باید تلاش کنم، باید حرکت کنم. باید از مبدأ شروع کنم؛ مبدأ درمان اعتیاد است. این درمان اعتیاد چطور حاصل میشود تا به مقصد رهایی برسم؟ هدفم چیست؟ میخواهم در زندگیام آرامش و آسایش بیاید. این آسایش چگونه میآید؟ همانطور که میدانید، وادی قبلی، وادی هفتم بود: «رمز و راز کشف حقیقت در دو چیز است: یکی یافتن راه و دوم آنچه برداشت مینمایم». راه را یافتم، برداشت هم کردم؛ اما آیا نباید حرکت کنم؟
از وادی اول با تفکر شروع کردهایم و تا وادی هشتم، اگر از ابتدا کولهپشتی خود را پر نکرده باشم، در مسیر زندگی و یا در مسیر درمان اعتیاد که پیش میآییم، در تکتک این وادیها یک کلید به ما میدهند. اگر وادی هفتم را درست برداشت کرده باشم، وادی هشتم را بهراحتی میتوانیم درک کنم. زمانی که من از وادیهای اول، دوم، سوم و چهارم هیچ برداشت و شناختی نداشته باشم، نمیتوانم وادی پنجم را درک کنم؛ زمانی که وادی پنجم را خوب درک نکردهام، نمیتوانم وادی ششم را بفهمم. پس این وادیها همه با هم بهصورت زنجیروار به هم وصل هستند. من تخریب داشتم؛ تاریکیهایی که در درون آنها بودهام. حالا راه نمایان شده است و وقت حرکت است. این وادی فقط برای خواندن و نوشتن نیست؛ بلکه باید این وادی را بهخوبی درک کنم. و حرکت کردن بدون هیچ هدف مشخص، من را به نتیجه مطلوب نمیرساند. در این وادی میآموزیم که انسانها سر دوراهی قرار میگیرند: یکی ارزشها و دیگری ضد ارزشها؛ و در انتخاب این دو راه، مختار هستند. اگر ارزشها را انتخاب کنم، به آسایش و آرامش میرسم و اگر ضد ارزشها را انتخاب کنم به بدبختی و تاریکی میرسم. کنگره ۶۰ به انسانهای مصرفکننده اختیار داده است. میتوانیم در کنگره به بهترین شکل آموزش بگیریم و میتوانیم آموزش نگیریم. درِ کنگره به روی همه باز است؛ یعنی شخصی که وارد کنگره میشود، به زور و اجبار وارد نشده است؛ و اگر شخصی بخواهد خارج شود، کسی جلوی آن شخص را نمیگیرد؛ چون انسان دارای اختیار است و این اختیار را خداوند به انسان داده است تا بتوانیم بهدرستی از آن استفاده کنیم. و این استفاده باید در کجا و چگونه باشد؟ در اینجا راهنما راه را به ما نشان میدهد؛ این راه ما را به بهشت میرساند و آن راه ما را به مسلخ میرساند. و باید منِ مصرفکننده اختیار و انتخاب خوبی داشته باشد تا بتوانم خود را از تاریکی به روشنایی برسانم. ممنون که صحبت من را گوش دادید.
گروه سایت نمایندگی ماهشهر
تایپ: مسافر رحمان و مسافر عماد
ویرایش و ارسال مطلب: مسافر فضیل
- تعداد بازدید از این مطلب :
17