English Version
This Site Is Available In English

وادی هشتم؛ آغاز یک حرکت

وادی هشتم؛ آغاز یک حرکت

جلسه نهم از دوره نود و سوم  سری کارگاه‌های آموزشی خصوصی کنگره ۶۰ ویژه مسافران نمایندگی شادآباد با استادی مسافر رضا، نگهبانی مسافر داوود و دبیری مسافر مجتبی با دستور جلسه «وادی هشتم و تاثیر آن روی من» روز دوشنبه  13 مهرماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۷ آغاز به کار نمود.
خلاصه سخنان استاد


سلام دوستان، رضا هستم، مسافر.
در ابتدا خداوند را شکر می‌کنم که امروز این فرصت را نصیب من کرد که بتوانم در این جایگاه قرار بگیرم، آموزش بگیرم و خدمت کنم. واقعاً قرار نبود من امروز در این جایگاه باشم و استاد راهنمای عزیزم به یکباره من را سورپرایز کردند. خودم هم مانده بودم که این جایگاه را قبول کنم یا نه، ولی با خودم گفتم شاید این هم همان دوراهی باشد که در وادی هشتم به آن اشاره شده است؛ دوراهی‌ای که یک طرف آن می‌تواند به سمت تاریکی و فسق و فجور باشد و طرف دیگر به سمت نور و ارزش‌های الهی.
در نهایت تصمیم گرفتم فرمان را اجرا کنم و امیدوارم بتوانم مطلب را به خوبی بیان کنم و قبل از همه، خودم از این جایگاه آموزش بگیرم و بعد بتوانم از صحبت‌های شما دوستان هم آموزش بگیرم.
موضوع صحبت من «وادی هشتم و تأثیر آن بر من» است.
مدتی است به این موضوع فکر می‌کنم که وادی‌های کنگره چگونه به یکدیگر ارتباط دارند. ما از وادی اول شروع می‌کنیم؛ جایی که می‌گوید: «با تفکر، ساختارها آغاز می‌گردد.» بعد قدم‌به‌قدم جلو می‌آییم تا به وادی هشتم می‌رسیم که می‌گوید: «با حرکت، راه نمایان می‌شود.»
به نظر من، این وادی‌ها جدا از یکدیگر نیستند. استاد بزرگمان، آقای مهندس، این وادی‌ها را به گونه‌ای طراحی کرده‌اند که هر وادی مقدمه‌ای برای وادی بعدی باشد.
منِ رضا، زمانی می‌توانم به وادی هشتم برسم که وادی‌های قبل را در زندگی خودم اجرا کرده باشم. اگر نتوانم درست تفکر کنم، قطعاً نمی‌توانم درست حرکت کنم و اگر حرکت درستی نداشته باشم، راه برای من نمایان نمی‌شود.
من مدتی در قسمت OT خدمت می‌کردم. گاهی بعضی از بچه‌ها را می‌دیدم که دوباره برای سفر مراجعه می‌کردند، چون سفر قبلی‌شان را خراب کرده بودند. این موضوع واقعاً روی من تأثیر می‌گذاشت. با خودم فکر می‌کردم چرا یک نفر دوباره به همان نقطه برگشته است؟
بعد متوجه شدم که اگر تفکر انسان تغییر نکند و آموزش‌ها را در زندگی اجرا نکند، صرفاً حضور در کنگره کافی نیست. انسان باید آموزش بگیرد و آن آموزش را به حرکت تبدیل کند. وقتی تفکر درست شکل گرفت، حرکت هم باید درست باشد. در غیر این صورت، انسان ممکن است حرکت کند، اما حرکتش او را به مقصد نرساند.
به نظر من، وادی هشتم برای انسانی است که وادی‌های قبل را فقط نخوانده، بلکه آنها را در زندگی خودش اجرایی کرده است. بعد از آن، حرکت می‌کند و در مسیر حرکت، راه برایش نمایان می‌شود. برای منِ مسافر، مقصد مشخص است؛ رهایی. اما برای رسیدن به این مقصد، باید در مسیر قرار بگیرم و آموزش‌های راهنما را اجرا کنم.
من باید یاد بگیرم که تسلیم باشم؛ نه تسلیم مواد مخدر و نه تسلیم مشکلات، بلکه تسلیم آموزش و مسیر درمان باشم. زمانی که دستم را در دست راهنمایم می‌گذارم و به راهنمایی‌های او عمل می‌کنم، دیگر لازم نیست همه مسیر را خودم به تنهایی پیدا کنم. راهنما کمک می‌کند در مسیر حرکت کنم و وارد بیراهه نشوم.
این موضوع فقط مربوط به اعتیاد نیست. آموزش‌های کنگره می‌تواند در تمام مسائل زندگی ما کاربرد داشته باشد؛ در مسائل خانوادگی، اقتصادی، اضافه‌وزن و مشکلات مختلفی که هر کدام از ما ممکن است با آنها روبه‌رو باشیم. اگر انسان بتواند تفکر کند، تصمیم درست بگیرد و بعد حرکت کند، به مرور راه برایش نمایان خواهد شد.
موضوع دیگری که برای من جالب است، حضور عزیزان در لژیون سردار است. با توجه به شرایط اقتصادی امروز، وقتی می‌بینم این تعداد از دوستان در لژیون سردار حضور دارند، واقعاً لذت می‌برم.
خیلی از افراد ممکن است اگر در جای دیگری از آنها دعوت شود، حضور پیدا نکنند، اما در کنگره می‌بینیم که افراد با میل و علاقه خودشان می‌آیند، عضو لژیون سردار می‌شوند و در این مسیر خدمت می‌کنند.
به نظر من، این هم یک نوع حرکت است؛ حرکتی در جهت بخشش، محبت و خدمت. انسان وقتی حرکت می‌کند، فقط برای خودش حرکت نمی‌کند. می‌تواند در مسیر خودش دست دیگران را هم بگیرد و به آنها کمک کند. من به دوستانی که در لژیون سردار خدمت می‌کنند افتخار می‌کنم، چون یکی از آموزش‌های مهم این مسیر، یاد گرفتن بخشش و مهربانی است. در پایان از راهنمای عزیزم تشکر می‌کنم که به من اجازه دادند در این جایگاه قرار بگیرم، خدمت کنم و آموزش بگیرم.
از همه شما دوستان عزیز هم تشکر می‌کنم که به صحبت‌های من گوش دادید سپاسگزارم.

تایپ و ارسال: خدمتگزاران سایت شادآباد

ویژه ها

دیدگاه شما





۰ دیدگاه

در حال بارگذاری دیدگاه‌ها...