English Version
This Site Is Available In English

لازمه حرکت فرمان‌پذیری است

لازمه حرکت فرمان‌پذیری است

اولین جلسه از دوره ششم کارگاه‌های آموزشی عمومی کنگره 60، نمایندگی امیرکبیر با استادی راهنمای تازه واردین مسافر میثم، نگهبانی مسافر وحید و دبیری مسافر اسماعیل  در تاریخ 13 مهر 1405 با دستور جلسه «وادی هشتم و تأثیر آن روی من» ساعت 17:00 آغاز به کار کرد.

سلام دوستان میثم هستم مسافر

از راهنمای عزیزم آقا حامد شمس سپاسگزارم که تا این مرحله به من کمک کرده‌اند تا بتوانم سفر خود را طی کنم. از دبیر جلسه تشکر می‌کنم که به من اجازه خدمت کردن دادند و از همه عزیزان سپاسگزارم که بستر خوبی را فراهم کردند تا بتوانم آموزش بگیرم.

در رابطه با دستور جلسه باید بگویم که گویا به من رهجو مسافر بودن را یادآوری می‌کند و اما اولین چیزی که به من در کنگره 60 داده شد، صفت مسافر بود؛ چراکه صفت معتاد را از من گرفت و از آن لحظه خود را مسافر معرفی کردم؛ که یعنی حرکت آغاز شد.
اما لازمه حرکت کردن خیلی موارد می‌تواند باشد، یک مورد آن امیدواری است که من در دنیای اعتیاد و تاریکی‌ها بوده‌ام و اصلاً امیدی به چیزی نداشتم و فکر می‌کردم اعتیاد درمانی ندارد و فقط باید ترک کنم و یا مدتی کنترل‌شده مصرف کنم و یا به اصطلاح مواد کمتری مصرف ‌کنم، چون قبل از ورود به کنگره 60 به‌شخصه درمانی را نمی‌شناختم و این لطف خدا بود که پیام کنگره 60 به من داده شد.

من در ناامیدی بودم که کنگره 60 را پیدا کردم؛ و بعدحرکت کردم. حرکت کردن نیاز به امید و انرژی دارد که فقط با گوش به فرمان راهنما بودن این حرکت را آغاز می‌شود. من انتهای مسیر را نمی‌دانستم به کجا می‌رسد و هر آنچه که راهنما فرمان می‌داد، در رابطه با اینکه سر ساعت بیدار شوم، دارو را سر ساعت مصرف کنم و نظم داشته باشم، من هم انجام دادم؛ ولی نمی‌دانستم برای چه انجام می‌دهم. هر فرمانی که راهنما به من می‌داد من انجام می‌دادم؛ مثل: رفتن به استخر و یا پارک لاله و یا به موقع دارو مصرف کردن. همه این موارد را انجام طبق فرمان راهنما انجام دادم.

به نظرم، من زمانی در سفر اول موفق می‌شوم که فرمان راهنما را در رابطه با سفر اجرا کنم، زیرا اگر فرمان‌ها را انجام بدهم، به من مسافر اعتماد به نفسی داده می‌شود که در طی سفر دوم مثلاً اگر بخواهم کسب و کاری را شروع کنم، با انرژی بیشتری آن کار را انجام دهم. نکته دیگری که در سفر اول تجربه کردم حضور در جلسات هفتگی مسافران بود که بتوانم از طریق آن جلسه‌ها با راهنمای خود ارتباط برقرار کنم؛ رابطه خوب با راهنما باعث موفقیت بیشتر من می‌شود. راهنما الگوی من است و هر مشکلی که داشته باشم می‌توانم با ایشان درمیان بگذارم و اینگونه است که حرکت آغاز می‌گردد و حس های من باز می‌شود و دریافت بیشتری نسبت به موضوعات پیدا می‌کنم. زیرا در حرکت دریافت‌های انسان تغییر می‌کنند. همه چیز در حال تغییر است و من در حال پردازش، تصمیم گیری و آن‌ها خواهم بود.

من هر چه گوش به فرمان‌تر باشم حرکت بهتری می‌توانم انجام بدهم و بایستی گفت راه، راهی است که جلودار واقعی آن قدرت مطلق می‌باشد و راهنما آن راه را به من مسافر نشان می‌دهد و من باید در این مسیر به درستی حرکت کنم.
ممنون که به صحبت های من گوش کردید.

ویژه ها

دیدگاه شما





۰ دیدگاه

در حال بارگذاری دیدگاه‌ها...