دومین جلسه از دوره ی اول سری کارگاههای آموزشی خصوصی روز های دوشنبه مسافران کنگره۶۰ پارک بهار مشهد با استادی دستیار محترم دیدهبان، مسافر محمود، نگهبانی مسافر عباس و دبیری مسافر حسن با دستور جلسه: (( وادی هشتم و تاثیر آن روی من )) روز دوشنبه 13 مهر ماه ۱۴۰۵ راس ساعت ۶ صبح آغاز بهکار کرد.
.jpg)
سخنان استاد:
کنگره60 پلیست که میان دوزخ و فردوس کشیده شده است؛ با چهارده ستون از قوانین جاری در هستی که برای بنا شدنش رنجهای سهمگینی کشیده شده است؛ تلاشی هزاران ساله میان حلقههای آفرینش.
سلام دوستان محمود هستم یک مسافر.
خداوند را شاکرم که توفیق حضور در جمع شما هستم و شروع و تأسیس کارگاههای نمایندگی پارک بهار را دارم میبینم.
پیش از هر صحبتی، گریزی بزنم به اواسط وادی؛ فکر میکنم همین وادی است که میگوید خداوند به انسان گفت: «پس من شما را میبخشم، اما بروید به زمین و از صفر شروع کنید و دوباره برگردید.» این برای من یک تداعیکننده بود.
در صحبتهای استاد هفته قبل هم که گوش کردم، اشاره شد که یک روزی نمایندگیهای مشهد و خراسان در پارک کوهسنگی با تعداد پنج، شش یا هفت نفر شروع شد. بعد این گردش و چرخش ادامه پیدا کرد و امروز به حدود بیستویک نمایندگی در استان رسیدهایم و دوباره برگشتهایم به پارک. اما چه پارکی؟
آن پنج، شش نفر، بدون هیچ چشماندازی، شروع کردند. حداقل در استان چنین نمونهای نداشتیم؛ البته نمونه را در تهران داشتیم. اما امروز، الحمدلله، کار به بهترین سطح رسیده است. اینکه میبینیم یک کارگاه با بهترین کیفیت و با حضور قابل توجه عزیزان راه افتاده، واقعاً حال آدم را خوب میکند. انشاءالله که این کار تداوم داشته باشد و با کمک همه بتوانیم این پیام و این نوید را به جاهایی برسانیم که هنوز این پیام به آنها نرسیده است؛ جاهایی که هنوز هیچ اطلاعی ندارن و متأسفانه اتفاقهایی در آنها میافتد که در شأن جایگاه انسانها نیست.
تشکری هم داشته باشم از عباس آقا، حسن آقا و همه عزیزانی که از بنده برای استادی دعوت کردند و همچنین همه عزیزانی که تلاش کردند تا این اتفاق رقم بخورد. این، از آن اتفاقاتی است که سازه است که صدای آن و اتفاقهایی که در جهت بهبود حال انسانها رقم میزند، بعدها نمایان خواهد شد. انشاءالله خداوند پاداش این کار را به همه عزیزان عطا کند.
اما برگردم به دستور جلسه؛ وادی هشتم از حرکت صحبت میکند. اصلاً در سکون، زایشی وجود ندارد. در سکون و نشستن، هیچ اتفاقی نمیافتد. اگر انسان میخواهد به هر هدف و هر برنامهای برسد، لازمهاش حرکت است.
اما یک نکته را باید توجه کنیم و آن این است که خودِ این حرکت، سمتوسو و محورش کجاست؟ یعنی به چه سمتی داریم حرکت میکنیم؟
ما اینجا در وادی هشتم هستیم؛ یعنی از وادی اول، خط فکری و خط راه ما مشخص شده و وادی پنجم، مسیر حرکت را تا حدودی برای ما مشخص کرده است. بنابراین اینکه حرکت شروع میشود، برای هر ساختنی و برای هر رسیدنی باید حرکت کرد؛ اما اینکه این حرکت در چه سمتوسویی باشد، بسیار مهم است.
اکثر ما در سفر اول، سختیها و مشکلات زیادی را تجربه میکنیم و میآییم و به جایی به نام کنگره ۶۰ میرسیم. در کنگره ۶۰، بعد از مدتی میبینیم یکی با مصرف تزریقی، کراک و هروئین میآید و بعد از ده یا دوازده ماه رها میشود؛ یکی با مصرف تریاک میآید و فرد دیگری با مصرف هروئین، ممکن است بعد از چهار ماه از شعبه برود.
ببینید، پس خیلی مهم است که صرفاً حرکت کردن و آمدن به کنگره، دلیلی برای رهایی و تضمینی برای رها شدن نیست. اینکه تو در کنگره چه مسیری را طی میکنی، در چه خطی حرکت میکنی و پیرو چه اصولی هستی، اهمیت بسیار زیادی دارد.
همین وادی هشتم از پیمان صحبت میکند که بیشتر برای سفر دومیهاست؛ ولی لایه زیرین آن برای منِ تازهوارد هم هست. زمانی که دستم را میآورم و میگویم: «سلام مسافر»، یعنی من میخواهم از مصرفکنندگی حرکت کنم و به درمان اعتیاد برسم. این خودش یک پیمان است.
برای همین میخواهم بگویم مطلبی که از این وادی برای خود من تجربه شده و تأثیرش را دیدهام، این است که دقت کنیم حرکتی که میکنیم، صرفاً آمدوشد نباشد؛ صرفاً رفتوآمد نباشد. صرفاً اینکه به کلاسها و دوستان و لژیونها عادت کردهایم، نباشد.
اگر طالب فیضی، اگر دنبال رهایی هستی، اگر دنبال ارتقا هستی و اگر برای رسیدن به یک حال خوب میآیی، باید به این موضوع توجه کنیم و دقت داشته باشیم؛ مخصوصاً در سفر اول.
ما با اهداف و خواستههای زیادی قدم در این راهها میگذاریم، اما ممکن است یک جایی کم بیاوریم، یک جاهایی فریب بخوریم و یا مسیرمان ناخواسته تغییر کند. یعنی ممکن است از سمت درست آمده باشیم و در جای درست هم باشیم، اما خیلی ریز و آرام، تغییر مسیر شکل بگیرد و بعد ببینیم چقدر از آن هدف و خواستهای که داشتیم فاصله گرفتهایم.
همیشه بهترین نسخه برای دستورجلسات و وادیها این است که حداقل دو، سه مرتبه از روی کتاب خوانده شود و بعد فایل صوتی خود آقای مهندس را گوش کنیم. در این هفته حتماً این کار را انجام دهید، چون هیچکس واقعاً نمیتواند بهتر از آقای مهندس این وادیها را توضیح بدهند.
.jpg)
من فقط در حد اقتضای زمان و چیزی که فعلاً در ذهنم بود، خدمت شما عرض کردم.
دوباره برگردم به بحث حرکت؛ مخصوصاً بچههای سفر اول. اگر این وادی را بخوانیم، در اواخر وادی که مراسم پیمان را توضیح میدهد، یک نکته بسیار مهم دارد. میگوید: ای انسان، حالا اگر به جایی رسیدهای که میبینی مصرف مواد دیگر فایدهای ندارد و از آن وضعیت راضی نیستی و میخواهی شروع کنی، یک نکته مهم قبل از پیمان وجود دارد و آن این است که انسان باید بتواند خودش را ببخشد.
هرچه که بودی، هر کاری که کردی، هر اتفاقی که افتاد و هر چیزی که از دست دادی، یک نکته مهم برای تعیین این مسیر این است که انسان بتواند خودش را ببخشد و بتواند به خودش کمک کند.
در قسمت پیمان و وادی هشتم، یک سری مراسم وجود دارد که یکی از قسمتهای اول آن این است که انسان بتواند خودش را ببخشد. برای اینکه تبدیل بشود به یک انسان خوب، یک انسان خدمتگزار و مفید برای هستی، پیشنیازش این است که ابتدا برای خودش خوب باشد.
اول باید بتوانی خودت را ببخشی، خودت را خوب کنی؛ یعنی درمان بشوی و رها بشوی و بعد به رهایی انسانهای دیگر کمک کنی.
منِ که خودم دربند هستم، نمیتوانم کمک کنم. منِ مصرفکننده نمیتوانم راهنمای درمان اعتیاد باشم. منِ سفر دومی که هنوز درگیر یکسری بندهای نامرئی، شاید پیشپاافتاده، مثل حسادت، نفرت، کینه و خیلی چیزهای دیگر هستم، نمیتوانم با یک حس خوب و با یک کلام خوب، راه را به یک سفر دومی دیگر نشان بدهم.
پس این نکته هم بد نیست برای ما سفر دومیها که حداقل توجه کنیم اگر میخواهیم کاری انجام بدهیم، اول باید بتوانیم آن کار را در مورد خودمان اجرا کنیم؛ چراکه میگویند: «کار نیکو کردن از پر کردن است.»
اول خودمان باید از این فعل و از این حس پر باشیم و بعد بتوانیم آن را به دیگران انتقال بدهیم.
امیدوارم در این هفته پیش رو که هفته وادی هشتم است، بتوانیم هرکدام قسمتی از این وادی را کاربردی کنیم و تلاش کنیم تا سال آینده، حداقل بدانیم که از این مرحله عبور کردهایم و به مرحله بعدی رسیدهایم.
هوا سرد است و زیاد وقت دوستان را نمیگیرم.
از اینکه سکوت کردید و به صحبتها توجه کردید، از تکتک شما سپاسگزارم.
جلسه با دعای کنگره به پایان رسید
.jpg)
پس از پایان جلسه با چای و صبحانه از دوستان پذیرایی گردید.


مرزبان خبری: مسافر صادق
عکاس: مسافر محمدجواد لژیون 20 شفا
تنظیم و ارسال: مسافر احمد
- تعداد بازدید از این مطلب :
147