جلسه دهم از دوره چهاردهم سری کارگاههای آموزشی عمومی کنگره ۶۰، ویژه مسافران و همسفران نمایندگی یوسف، با استادی راهنمای محترم مسافر حامد، نگهبانی مسافر علیرضا و دبیری مسافر احسان، با دستور جلسه "وادی هشتم و تاثیر آن روی من" روز شنبه 11 مهرماه ۱۴۰۵، ساعت ۱۷:۰۰ آغاز به کار کرد.
خلاصه سخنان استاد:
خداوند را سپاسگزارم که توفیق حاصل شد تا در خدمت شما عزیزان باشم. بابت باران پاییزی هم شاکر خداوند هستم، به قول آقای مهندس در سی دی توازن که آررزوی سال پر باران در سال ۱۴۰۵ بودند تا رودخانهها پر از آب و خروشان شوند امیدوارم این باران آغاز این آرزوی ایشان باشد.
این دستور جلسه یکی از مهمترین وادیهای ما میباشد سیدیهای اخیر جناب مهندس را ابتدا تصور میکردم که مثلث باشد ولی در نهایت دیدیم که مربع شد که عبارتند از گردباد عظیم، ملک لا مکان، توازن و عالم غیب که در آنها صحبت از حرکت عظیم و آغاز حرکت میشود.
امروز شاهد هستیم که بسیاری از گرهها و بحرانهای لاینحل زندگی ما باز شده و حال خوشی داریم، اگر آن رخوت و سستیهای گذشته دیگر در زندگی ما جریان ندارد، همه مرهون حرکتی است که آقای مهندس در سال ۱۳۷۵ آغاز فرمودند. نکته تاملبرانگیز آن نیز این است که با در کتاب «عبور از منطقه ۶۰ درجه زیر صفر»، حتی تا بخشهای میانی کتاب مشاهده میشود که ایشان قطعیت صددرصدی این روششان در درمان اعتیاد را ادعا نمیکردند و همواره از اگر سخن میگویند، این امر نمایانگر انطباق کامل عمل ایشان با «وادی هشتم» (با حرکت راه نمایان میشود) است.
مصداق بارز این تفکر در ابتدای کتاب 60 درجه در بخش بر پیشانی دفتر نمایان است که به قلم استاد امین ثبت شده است. ایشان نقل میکنند هنگامی که مطلع شدند پدر قصد دارند کتاب را با هویت و نام حقیقی خود به چاپ برسانند در آن سالها که شرایط اجتماعی و نوع نگرش به اعتیاد بسیار متفاوت و سخت بود با نگرانی نزد مادر رفتند و موضوع را بازگو کردند؛ مادر در پاسخ فرمودند: «پدرت بر این باور است که اگر این مسیر درست باشد و به نتیجه برسد (این نشانگر این است که در اینجا هنوز دقیقا مشخص نیست که این مسیر به نتیجه خواهد رسید یا خیر)، نجات جان انسانها بسیار ارزشمندتر و والاتر از حفظ آبروی خانوادگی ماست.» اگر این جهانبینی والا، این خانواده فداکار، وجود جناب مهندس و نقطه تفکر وادی هشتم در بطن تفکر ایشان جریان نداشت و حرکت آغاز نمیشد، امروزه سرنوشت من چه بود؟
خیلی اوقات معضل اصلی اغلب انسانها این است که پیش از آغاز حرکت، در ساختار ذهنی خود تسلیم شکست میشوند و هرگز تفکر خود را به وادی اجرا و عمل نمیرسانند.
در سیدی «روح 405»، استاد مطرح میفرمایند که انسانها در مسیر تکامل، راه بسیار دشواری پیش رو دارند؛ چرا که نیروهای بازدارنده همواره در امور جاری آنها مداخله میکنند و از هر ابزاری نظیر طمع، حسادت، کینه، قضاوت و القائات منفی بهره میگیرند تا مانع از انجام وظیفه و کار انسان شوند و اجازه ندهند فرد به سرمنزل مقصود رهنمون شود.
همچنین در سیدی «بدن» استاد تأکید میکند که انسان راه بسیار سختی دارد تا بر سر دوراهیها راه صحیح را انتخاب نماید چون انسانها دوست دارند از اشربه و البسه بهترین را داشته باشند و برای بدست آوردن آن حاظرند دست به هر کاری دست بزنند حتی با شیطان هم همکاری نمایند تا دنیا را آنطور که میخواهند در اختیار داشته باشند، در سی دی گردباد عظیم میگوید کسانی که برای رسیدن به خواستههای خودشان حاظرند بر روی پدر مادر خودشان و حتی بر روی خداوند خود نیز شمشیر بکشند.
اینگونه صفات متعلق به حیوانهایی انساننما است که دو پا دارند و گاهی چهار پا دارند و گاهی در مراتب غیر مادی اصلا پایی ندارند که نشان دهنده این مطلب است که در حیات مادی و حتی پس از انتقال از این جهان، بر همان مدار باطل پا فشاری میکنند. از این رو، اصل حرکت بسیار مهم است، اما تعیین جهت و ماهیت حرکت اهمیت بسیار بنیادینتری دارد.
حرکت آقای مهندس امروز بعد از گذشت دو دهه ما را از اعتیاد نجات داد و امروز زیر این سقف گرد هم گرد آورده است، رهایی از تاریکی اعتیاد، درمان اختلالات خواب، کاهش وزن و تغذیه سالم، قطع مصرف سیگار و درمان بیماریهای صعبالعلاج از ثمرات این حرکت بزرگ است.
البته نوعی از حرکت نیز وجود دارد که فرد صرفاً برای خود و خانوادهاش تلاش میکند. در سیدی «ساکاروج»، استاد خطاب به جناب مهندس بیان میدارند که در گام اول باید دگرگونی و تزکیه را از خود و خانواده آغاز کنید، در مرحله دوم همچون چراغی باشید که محیط پیرامون را روشن سازید، و در مرتبه بعد مانند خورشید کوچکی باشید که به کل عالم پرتو بیفکنید. جناب مهندس طبق وادی هشتم دقیقاً مانند خورشید به عالم تابیدند.
تلاش برای منافع خانواده اگرچه امری فطری و ارزشمند است، اما حتی در حیوانات نیز برای حفظ تامین غذا و بقای فرزندان به چشم میخورد. اما آنگاه که انسان از منافع فردی فراتر میرود و در جهت رفع نیازها و دردهای سایر انسانها گام برمیدارد، نام آن «محبت راستین» و «عشق بلاعوض» میگردد. در تمثیل سی دی گردباد عظیم، ملک لامکان، توازن و عالم غیب در مورد این مطالب صحبت میشود که چگونه این نقطه در درون بچههای کنگره بیدار میشود و از نقطه آغاز میکنند، تبدیل به خط، سپس رود، رودخانه خروشان و در نهایت اقیانوس میگردند و رشته پیوند محبت که از درون بیدار میگردد آنها جذب میکند و آن حرکتی که انسان برای خواست دیگران بر میدارد عشق نام دارد.
امید است با ادراک حقیقی وادی هشتم، ابتدا نسبت به اصلاح خود و خانوادهام بکوشیم و در ادامه به مسیر خود ادامه دهم، گاهی من در سفر دوم گذشته خود را فراموش میکنم و در تعارض میان خدمت در کنگره و انتخاب شغل دچار شک و شبهه میشوم. با اینکه آقای مهندس با لطف خود همواره بر اولویتبندی معیشت و زندگی سالم تأکید دارند، اما من که از بند تاریکی رهاشدهام باید تفکر نمایم که اگر کنگره و آقای مهندس مرا به رهایی نرسانده بود کسی به من شغلی میداد؟آیا کسی به فرد مصرف کننده شغل میدهد؟ آیا به فرد هروئینی یا قرصی شغل یا زن میدهد؟ که حال بخواهم در انتخاب دو راهی خدمت در کنگره و شغل مردد باشم، درینجا صورت مسئله غلط است چون باید نوع حرکت و خواسته من تغییر کند و اگر این اتفاق رخ دهد من میتوانم در کنگره حضور داشته باشم و از آموزشها استفاده نمایم و کلید آن خدمت کردن است.
که طبق سیدی «باتلاق، گردبادعظیم، ملکلامکان و باتلاق»، نیروهای بازدارنده به این دلیل میتوانند من را شکست دهند که بر قوانین هستی و زوایای نفس انسان اشراف کامل دارند. آنها نقاط حساس، ضعفها و بخشهای ناپخته درونی ما نظیر غرور، کبر یا ترس از دست دادن آبرو را بهخوبی شناسایی میکنند و با ایجاد وسوسه و قضاوت، قصد متوقف کردن حرکت ما را دارند؛ به عنوان نمونه، با کوچکترین تلنگر یا تذکر از سوی راهنما، انسان را تحریک میکنند تا زحمات گذشته راهنما و خروج از منجلاب اعتیاد را از یاد ببرد.
.jpg)
ضبط صدا و عکس: مسافر حمید، لژیون ۹
تایپ: مسافر داوود لژیون 5
ویرایش و ارسال: مسافر محمد نگهبان سایت
- تعداد بازدید از این مطلب :
296