English Version
This Site Is Available In English

بتکده؛ شعری از خانم بابایی

بتکده؛ شعری از خانم بابایی

بتکده

یــارب ایـن بـتـکـده آخــر زچــه آراسـتـه ای   ما تو بشکسته بت آورده همین خواسته ای
او که آمـد هـمـه بـت خـانـه ز بتـهاش زدود   ما ز نو ساختـه ایـزد بـه تـو داریـم چـه سـود
مـا رهـا کـرده تـو را چنـگ به دنـیا زده ایـم   عـبـد  صـالح  نبـده ، بـنـدهء  ایـن  بتکده ایم
مـا اسـیـر هـــوس و وسوسه شـیـطـانـیـم   منـزل  تـوسـت  دریـغـا که چه بد مـهمـانـیـم
باز ایـن دست تو بر زلـف پریشانی ماست   تـا کنـی هـر خـم آن را بـه عـنایـاتـت راسـت
شرم ما بهـر فریب است و تو صبرت عظما   مـهـر مـا از تـو بـعـیـد است وتـو مهـرت بـر ما

 

شاعر :مریم بابایی

 

 

 

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .