استاد میپرسد: مبحث چه بود؟ شاگرد میگوید: یکی هماهنگی جسم و روح و واکنش بیرونی آن، یکی کابوس در خواب.
جسم و روح از یک واحد هستند. طبق برداشت من از سیدی ساکاروچ، افراد چهار دسته هستند: یا درون خوب و بیرون بد دارند؛ یعنی نمیتوانند محبت خود را ابراز کنند. یا بیرون خوب و درون بد دارند؛ یعنی تظاهر میکنند. یا درون و بیرون بد دارند؛ یعنی بداخلاق و بدسرشت هستند و یا درون و بیرون مثبت دارند که اینان رستگار هستند؛ مثل خدمتگزاران کنگره. روح و جسم آنها هماهنگ است؛ یعنی تزکیه و پالایش انجام دادهاند.
در مورد خواب که شاگرد بسیار کابوس میدیدند. دیدن کابوس (بختک) چهار مرحله دارد: یکی اینکه از ترس، چشمهای انسان بسته است. ۲- کمی پالایش شده، چشمهایش باز؛ ولی مشاهدهگر است. ۳- درگیری بین انسان و بختک ایجاد شده و انسان کتک میخورد. ۴- انسان برای رفع کابوس راهحل پیدا کرده است که در این مرحله در خواب با موجودی روبهرو شده بود که اسم او ساکاروچ بود؛ دست و پایش سُم داشته، موهایش مثل جوالدوز بوده و قیافه ترسناک داشته است. وقتی با او صحبت کرده است، ساکاروچ گفت: قصد خروج از تاریکی مطلق را دارد.
در اینجا مهندس میفرمایند هر کس کمک میخواهد، حتی اگر برخورد بد دارد، در برخورد اول با او مهربان باشیم. اگر چند بار محبت و کمک کردیم و قصد اصلاح نداشت، بعد او را رها کنیم. مثل افراد تازهوارد در کنگره که ما با آنها برخورد خوب داریم.
نویسنده: همسفر اعظم رهجوی راهنما همسفر زینب (لژیون دوم)
رابط خبری: همسفر نادیا رهجوی راهنما همسفر زینب (لژیون دوم)
ویرایش و ارسال: همسفر هستی رهجوی راهنما همسفر رویا (لژیون اول) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی ابوریحان تهران
- تعداد بازدید از این مطلب :
64