دومین جلسه از دوره اول سری کارگاههای آموزشی خصوصی مسافران کنگره ۶۰ پارک بهار مشهد، شنبه ۱۱ مهرماه ۱۴۰۵، با استادی راهنمای محترم، مسافر رحمان، نگهبانی مسافر احمد و دبیری مسافر مجید با دستور جلسه "وادی هشتم و تاثیر آن روی من" راس ساعت ۶صبح برگزار شد.

سخنان استاد: سلام دوستان رحمان هستم مسافر.
خیلی خوشحالم که امروز در خدمت شما هستم. از روزی که نگهبان جلسه آقا احمد لطف کردند و فرمودند قرار است در خدمت شما باشم، همش در فکر این بودم که این کار را تا به حال انجام ندادهایم. این اولین تجربه برای من و شاید برای خیلی از دوستان دیگر است که در این ساعت صبح، در چنین مکانی دور هم جمع شویم و راجع به یکی از موضوعات مجموعه دستور جلسات کنگره صحبت کنیم.
من هم آغاز سال تحصیلی و ماه مهر را در مجموعه آموزشی کشور، بهخصوص در سیستم آموزشی کنگره ۶۰، تبریک میگویم.
هفتهای که گذشت، دستور جلسه «صورت مسئله اعتیاد» بود که طبق روال هر سال، با این موضوع سال تحصیلی خودمان را در کنگره آغاز میکنیم. این اتفاق را به همهمان تبریک میگویم.
این پارکی که قرار است تحت عنوان یک شعبه جدید فعالیت خودش را آغاز کند، به نظر من در مجموعه استان خراسان، ادامه حرکتی است که حدود شانزده سال پیش آغاز شده و ما به لطف خدا توانستهایم آن را بهخوبی ادامه بدهیم. نشاندهنده این موضوع، توسعه شعب کنگره ۶۰ در سطح استان است که به لطف خدا، حمایتهای دیدهبانان محترم و همت خدمتگزاران اتفاق افتاده است.
این هم از آن مواردی است که حداقل من جای دیگری سراغ ندارم. به نظرم تهران اولین استارت این موضوع را در سالهای دور زد و تا جایی که من میدانم، این دومین اتفاق است که بسیار مبارک و ارزشمند است و میتواند در تکمیل پازل درمان مؤثر باشد.
قبل از شروع جلسه با آقای فرهاد صحبت میکردم. ما معمولاً به بچهها و رهجوها توصیه میکنیم که ارتباط خودشان را با کنگره قطع نکنند، ولی از طرفی، به هر حال زندگی و روالی که ما در پیش داریم و شرایطی که برای تأمین معاش خودمان داریم، این امکان را فراهم نمیکند که کار و کسبمان را تعطیل کنیم.
اما وجود چنین فضا و مکانی در چنین ساعتی از روز، این شرایط را خیلی خوب فراهم میکند که بچهها بتوانند ارتباط خودشان را با مجموعههای آموزشی کنگره حفظ کنند.
اما دستور جلسهای که این هفته آغاز آن را داریم، «وادی هشتم؛ با حرکت، راه نمایان میشود» است.
به نظرم وادیها را به دو قسمت خیلی کلی میتوانیم تقسیم کنیم. یک بخش از وادیها مربوط به تفکر است و هنوز حرکتی در آن اتفاق نمیافتد؛ یعنی قرار است مقدمات حرکت، آن هم با تفکر، فراهم شود. بخش دوم، جایی است که فرد دیگر آماده حرکت شده است و وادی هشتم، وادیای است که قرار است حرکت در آن اتفاق بیفتد.
البته این حرکت اتفاق نمیافتد، مگر با همان مقدمهای که راجع به آن صحبت کردیم؛ یعنی تفکر.
در دین اسلام هم خیلی روی تفکر تأکید شده است. شاید در هیچ دین و آیین و مذهبی به اندازه دین اسلام بر تفکر کردن تأکید نشده باشد. تا جایی که میگویند یک ساعت تفکر، برتر از هفتاد سال عبادت است و این نشاندهنده اهمیت تفکر است.
ما در وادی اول مفصل راجع به تفکر صحبت میکنیم؛ اینکه به چه چیزی فکر کنیم، به چه چیزی فکر نکنیم و چگونه فکر کنیم.
آن چیزی که در تفکر اتفاق میافتد، من در کنگره با آن آشنا شدم و برایم خیلی جذاب و جالب بود؛ اینکه «با تفکر، ساختارها آغاز میگردد.»
به محض اینکه من راجع به یک موضوع شروع به تفکر میکنم، همزمان با تفکر کردن، ساختارهای لازم برای تحقق آن موضوع شکل میگیرند.
یادم میآید یک زمانی با اعضای خانواده و دوستان برای تفریح، در ایام ابتدای زندگی، به طرقبه رفته بودیم. فضای بهاری خیلی خوبی بود و چهار، پنج تا جوان دور هم جمع شده بودیم.
همه با هم گفتیم: «الان چی میچسبه؟» همه متفقالقول بودند که الان فلان چیز خیلی میچسبد، ولی حیف که اسبابش نیست.
در کمتر از سه، چهار دقیقه، همه چیز فراهم شد. یکی گفت این سیخش، یکی گفت این سنجاقش، سرش تریاک چسبیده، زغالش هم هست و واقعاً در کمتر از چند دقیقه همه چیز فراهم شد.
این مصداق همان وادی اول است که به محض اینکه شما تفکر میکنید، ساختار آن به وجود میآید؛ چه در زمینه مثبت و چه در زمینه منفی.
اما این ساختار قرار است به عمل برسد. ساختار زمانی نتیجهبخش است که به عمل برسد و آن عمل قرار است در وادی هشتم مورد بحث قرار بگیرد؛ یعنی زمانی نتیجهبخش خواهد بود که حرکت اتفاق بیفتد، چون «در سکون، زایشی نیست.»
این حرکت در دوره مصرف، خیلی برای ما مسئله داشت. پای بساط، همیشه رفقا میخریدند، میفروختند، میساختند و دوباره از سر نو شروع میکردند؛ ولی وقتی بلند میشدند، هیچ اتفاقی نیفتاده بود، چون همهاش تفکر بود و حرکتی در پی آن وجود نداشت.
چیزی که در کنگره به ما کمک میکند به رهایی، درمان و حال خوش برسیم، تفکری است که حرکت آن را کامل میکند.
در یک حرکت، نگرانی وجود دارد. ما اغلب چون نمیبینیم قدم بعدی چگونه است و نمیدانیم در ادامه چه اتفاقی خواهد افتاد، برای حرکت کردن نگرانیهایی داریم.
باز یادم میآید خاطرهای دارم که به نظرم خیلی میتواند به درک بهتر این دستور جلسه کمک کند.

برای اولین بار که خودم راننده بودم، قرار بود از مسیر شمال به تهران بروم. روز عید بود و در ایام عید، مسیر خیلی شلوغ بود.
یک مسافر را در مسیر سوار کردیم؛ از سمت مشهد تا آمل. وقتی به آمل رسیدیم، ایشان پیاده شد. به او گفتم: «من این مسیر هراز را تا حالا نرفتهام، چه کار کنم؟»
زمانی که پایش را از ماشین بیرون گذاشت و در را میبست، فقط یک کلمه گفت: «با تابلو حرکت کن.»
به نظرم هیچ کمکی بهتر از این وجود نداشت.
مسیر علامتگذاری شده بود و در تمام مسیر، علائمی وجود داشت که به ما کمک میکرد. این همان چیزی است که وادی میگوید: «با حرکت، راه نمایان میشود.»
فقط لازم است ما به تابلوهایی که در این مسیر وجود دارند، دقت کنیم.
وادیها و تصاویر کتاب، همان علامتهایی هستند که در این مسیر به ما کمک میکنند.
وقتی رسیدم، این چراغ برایم خیلی جالب بود. روشن کردن چراغ در فضای باز، کار سختی است و قطعاً ممکن است دچار اشکال شویم؛ ولی با حرکت، راه برای ما نمایان میشود و این، به نظرم بهترین کمک برای ماست که نگران آینده نباشیم.
کارمان را شروع کنیم. قطعاً با هر قدمی که جلو برویم، راههای بیشتری به روی ما باز خواهد شد.
در وادی هشتم یک مطلب دیگر هم هست که خیلی سریع میخواهم بگویم و از آن بگذرم و آن، بحث «پیمان» در وادی هشتم است.
میبینیم گاهی دوستان برای پیمان کمی تعلل دارند، چون نگرانیهایی دارند؛ ولی باز هم وادی عنوان میکند که با حرکت، راه نمایان خواهد شد.
نمیدانم بگویم توصیه یا اصلاً از این عنوان استفاده نکنم؛ ولی اگر بخواهم تجربه خودم را بگویم، در کنگره اتفاقات خیلی مهم و بزرگی برای من افتاد؛ یکی با قطع مواد، یکی با قطع سیگار و شاید مهمترین آنها، پیمان وادی هشتم بود.
در مورد پیمان وادی هشتم شاید بتوانم اینگونه مثال بزنم: شنیدهایم عدهای که به حج میروند، وقتی برمیگردند میگویند زندگیمان متحول شد.
به نظرم اجرای پیمان وادی هشتم باعث یک تحول بنیادین در زندگی ما میشود؛ تحولی که کمک میکند بتوانیم جبران خسارت کنیم؛ از خودمان، از خانوادهمان و از تمام هستی، و بتوانیم حرکت تازهای را شروع کنیم.
ممنونم که به عرایض من گوش دادید.
در انتها جلسه با دعای کنگره به پایان

پس از برگزاری کارگاه آموزشی از دوستان با چای و صبحانه پذیرایی گردید.


با تشکر از کلیه خدمتگزاران و دوستانی که تا آخر ما در برگزاری هر چه بهتر این کارگاه آموزشی یاری رساندند.

مرزبان خبری: مسافر صادق
عکس و تنظیم و ارسال: مسافر احمد
- تعداد بازدید از این مطلب :
20