وقتی به وادی هشتم فکر میکنم، میبینم خیلی وقتها منتظر بودم ابتدا همهچیز درست شود و بعد من حرکت کنم اما این وادی به من یاد داد که بایستی اول خود حرکت کنم تا خیلی چیزها سر جای خودشان قرار بگیرند. من این حرکت را در مسیر خود و مسافر خود بیشتر حس کردهام؛ روزهایی فقط دوست داشتم شرایط عوض شود و همهچیز زودتر درست شود اما کمکم فهمیدم من فقط مسئول حرکت خود هستم و نمیتوانم جای مسافر خود قدم بردارم اما میتوانم آموزش بگیرم، صبر کنم، روی خود کار کنم و اجازه بدهم او هم مسیر خود را طی کند. برای مثال وقتی یک نفر میخواهد از یک جاده طولانی رد شود نفر کناری نمیتواند به جای او قدم بردارد فقط میتواند همراهش باشد و راه را به او نشان بدهد، من فکر میکنم همسفر بودن هم یک جورایی به همین شکل است. من باید راه خود را درست بروم و با رفتار خود همراه خوبی برای مسافر خود باشم. وادی هشتم برای من یعنی حرکت، حتی وقتی هنوز تمام جوابها را ندارم؛ یعنی به جای اینکه مدام منتظر تغییر مسافر خود باشم از خود شروع کنم و شاید بزرگترین درسی که از این وادی گرفتهام این است که وقتی خود حرکت میکنم فقط مسیر من عوض نمیشود بلکه نگاه من به مسافر و زندگیمان هم عوض میشود.
نویسنده: همسفر سمانه رهجوی راهنما همسفر زینب (لژیون چهارم)
رابط خبری: همسفر سمانه رهجوی راهنما همسفر زینب (لژیون چهارم)
ویرایش و ارسال: همسفر رها رهجوی راهنما همسفر زهرا (لژیون چهاردهم) (نگهبان سایت)
همسفران نمایندگی دکتر مسعود
- تعداد بازدید از این مطلب :
124