به نام خدا
دومین جلسه از دور پنجاهم کارگاههای آموزشی کنگره۶۰، نمایندگی عمانسامانی (شهرکرد)، به استادی مسافر حمید، نگهبانی مسافر مرتضی و دبیری مسافر کاظم، با دستور جلسه «صورت مسئله اعتیاد » روز پنجشنبه ۹ مهر ماه ۱۴۰۵ برگزار شد.
خلاصه صحبت های استاد؛
سلام دوستان، حمید هستم، یک مسافر.

در ابتدا از ایجنت، گروه مرزبانی و راهنمای محترم، آقا سجاد، تشکر میکنم که فرصت خدمت کردن را به من دادند.
دستور جلسه این هفته «صورت مسئله اعتیاد» است. صورت مسئله اعتیاد از چند سؤال بدون جواب شروع میشود. اگر به این سؤالها پاسخ درست داده شود، صورت مسئله قابل حل خواهد بود؛ اما اگر پاسخ درستی برای آنها پیدا نشود، نمیتوان به راهحل مناسبی رسید.
در کنگره ۶۰، آقای مهندس سؤالهایی را که درباره اعتیاد وجود داشت، یکییکی بررسی و برای آنها راهحل پیدا کردند و مسیری را به ما نشان دادند که با انجام آن میتوان به درمان رسید. در روشهای دیگر، صورت مسئله اعتیاد به این شکل حل نشده یا در مواردی به شکل دیگری با آن برخورد شده است.
اگر کسی مفهوم سؤالی را که از او پرسیده میشود بهدرستی درک نکند، نمیتواند پاسخ مناسبی برای آن پیدا کند؛ چون هنوز صورت مسئله را بهدرستی نشناخته است.
در اینجا گفته میشود وقتی مواد مخدر بیرونی جایگزین مواد شبهافیونی طبیعی بدن میشوند، سیستم ایکس دچار اختلال میشود. با اختلال در این سیستم، جسم، روان و جهانبینی انسان نیز تحت تأثیر قرار میگیرند.
وقتی جسم دچار مشکل میشود، روان هم بهتدریج از تعادل خارج میشود. سپس جهانبینی فرد نسبت به خودش، اطرافیان و زندگی تغییر میکند. در این شرایط ممکن است خواستههای نامعقولی پیدا کند؛ برای مثال، دائماً از دیگران انتقاد کند یا از اطرافیان انتظارهای بیجا داشته باشد. بخشی از این مسائل به این دلیل است که سیستم ایکس بهدرستی کار نمیکند.
در این مسیر، همانطور که آقای مهندس فرمودند، نمیتوان جسم را با سرعت زیاد به تعادل رساند. درمان باید بهصورت تدریجی و پلکانی انجام شود. جسم بهآرامی بازسازی میشود و روان نیز با آن ارتباط دارد. در مورد جهانبینی هم در کارگاههای آموزشی، بهتدریج آموزش میگیریم و تلاش میکنیم این سه ضلع را همزمان با هم ارتقا دهیم تا به درمان مطلوب برسیم.
در روشهای دیگر ممکن است بر قطع مصرف بهصورت یکباره تأکید شود، اما بدن انسان به مواد وابستگی پیدا کرده است و نمیتوان نیازهای آن را نادیده گرفت. برای درک این موضوع میتوان فرد گرسنهای را مثال زد که چند روز غذا نخورده است. در نهایت گرسنگی بر او غلبه میکند و تلاش میکند نیاز خود را برطرف کند.
جهانبینی هم موضوعی نیست که بتوان گفت زمانی به پایان میرسد. هرچه انسان در این مسیر بیشتر پیش برود، کلیدهای بیشتری به دست میآورد که میتوانند قفلهای زندگی او را باز کنند. با باز شدن این قفلها، زندگی فرد قدمبهقدم به سمت بهبودی پیش میرود.
خود من بهگونهای بودم که اگر کوچکترین مسئلهای در زندگیام پیش میآمد، بههم میریختم و میخواستم هرچه سریعتر آن صورت مسئله را از بین ببرم. اما بهتدریج متوجه شدم که برای حل مسائل زندگی، باید آنها را درست بشناسم و با آموزش و حرکت، راهحل مناسب را پیدا کنم.
ممنونم که به صحبتهای من گوش کردید.

عکس: مسافر رحیم لژیون دوازدهم
نگارش: مسافر محسن لژیون دوم
ویرایش: مسافر حامد لژیون بیستویکم
ارسال: مسافر حمید لژیون نوزدهم
(4)(2)(18)(10).gif)
با احترام گروه سایت و مرزبان خبری نمایندگی عمان سامانی مسافر حسین
- تعداد بازدید از این مطلب :
37