اول از همه خداوند را بسیار شاکرم که این فرصت را به من داد تا عضوی هر چند کوچک از کنگره باشم. از خداوند سپاسگزارم که جناب مهندس دژاکام را مأمور اجرای این امر بزرگ کرد و ایشان به بهترین شکل، صورتمسئله درمان اعتیاد را حل کردند و کلید درمان را پیدا کردند. گاهی با خودم فکر میکنم؛ قبل از کنگره چطور زندگی میکردم؟ بیشتر تفکراتم اشتباه بود منیت و غرور زیادی داشتم و همین باعث شده بود نتوانم آنطور که باید به اطرافیانم محبت کنم. درونم خشم زیادی وجود داشت و تصور میکردم هر چیزی که من فکر میکنم، حتماً درست است حتی به نصیحتهای پدرم هم گوش نمیدادم در حالی که امروز تازه به خیلی از حرفهایش پی بردهام بعد از فوت پدرم با کنگره آشنا شدم خداوند خواست که یک مصرفکننده در مسیر زندگی من قرار گیرد تا خودم هم آموزش بگیرم و بتوانم از جهل و نادانی بیرون بیایم هر چند هنوز نتوانستهام بهطور کامل بر منیت خود غلبه کنم؛ اما تازه متوجه شدهام.
گره کار من محبت کردن به دیگران است نه اینکه با نیش زبان یا با زور بخواهم چیزی را از کسی طلب کنم در کنگره معجزه محبت را دیدم و سعی میکنم با عزیزانم با لحن بهتری صحبت کنم میدانم تغییر کردن سخت است؛ اما در کنگره یاد گرفتهام که تغییر امکانپذیر است بعد از سه سال مسافرم بالاخره با تغییراتی که در من بهوجود آمد به کنگره آمد و سفرش را آغاز کرد از آن لحظه تا به امروز میخواسته به من بگوید که با زور نمیشود تمام امید و دلخوشی زندگی من بودن در مسیر کنگره است متأسفانه اعتیاد جان برادرم را گرفت و تنها با بودن در کنگره میتوانم با این غم کنار بیایم؛ چون او خواسته درمان داشت ایمان دارم که به گفته جناب مهندس، در بُعد بعدی نیز سفرش را در کنگره ادامه خواهد داد و به رهایی خواهد رسید مطمئن میباشم مسافرم نیز به درمان قطعی و رهایی خواهد رسید و از خداوند میخواهم به من کمک کند تا من هم بتوانم به حال خوش برسم با پیدا کردن کلید قفلهایی که درونم وجود دارد.
نویسنده: همسفر آمنه رهجوی راهنما همسفر محدثه (لژیون نهم)
ویرایش و ارسال: همسفر مریم رهجوی راهنما همسفر فاطمه ( لژیون هفتم) دبیر اول سایت
همسفران نمایندگی اسلامشهر
- تعداد بازدید از این مطلب :
52