ابتدا خدای خود را شاکر و سپاسگزارم که با این مکان مقدس که پر از نور و روشنایی است آشنا شدم. کسانی که چون نور تابان هستند و روشنایی و گرمای آنها بینهایت و ابدی است. شما گرمابخش وجود من هستید و نور امید را به من بخشیدید.
زمانی که از همه دنیا دلسرد و ناامید شده بودم، این شما بودید که به من امید، نور، عشق و زندگی دادید. کنگره همچون خورشیدی است که هر چقدر بر من بتابد من از وجود آن سیر نخواهم شد و امید روزهای سخت من و همچون بارانی که بر کویر تشنه من بارید و من را سیراب کرد.
خدا میداند که من با تمام وجود این سخنان را برای شما مینویسم که معلم روزهای سخت و پر از اضطراب من بودید. فقط میدانم اگر امروز من همسفر با امید بیشتری قدم برمیدارم، اگر یاد گرفتهام که صبر کنم، ببینم، بفهمم و کنار مسافرم درست حرکت کنم، بخش بزرگی از این آرامش را مدیون راهی هستم که شما برای ماندن آن زحمت کشیدید.
امیدوارم قدر لحظههای با شما بودن را بدانم و بتوانم مثل شما، خدمتگزاری لایق باشم، تا شاید گوشهای از جبران زحمات شما باشد. و همیشه دعاگوی شما هستم و آرزوی سلامتی و موفقیت در تمامی مراحل زندگی را از خداوند منان برای شما خواستارم.
نویسنده: همسفر فرشته رهجوی راهنما همسفر لیلا(لژیون اول)
رابط خبری: همسفر سهیلا رهجوی راهنما همسفر لیلا(لژیون اول)
ویرایش و ارسال: همسفر مونا رهجوی راهنما همسفر فاطمه(لژیون چهارم)- نگهبان سایت
منبع: نمایندگی دماوند - همسفران
چهارشنبه ۸ مهر ۱۴۰۵
- تعداد بازدید از این مطلب :
83