سلام دوستان، مهدی هستم، یک مسافر.
در همان روزها و ماههای ابتدایی، متوجه وخامت اوضاع شدم. متوجه شدم که در بند تاریک و سیاهچال اعتیاد گرفتار شدهام. به هر طریقی که میتوانستم، برای رهایی تلاش میکردم. بهصورت خودمعرف به کمپ ترک اعتیاد رفتم. در آنجا به من گفتند: «تو مثل یک خیار، تبدیل به خیارشور شدهای و دیگر به شرایط قبل برنمیگردی.»
سالها با درد و رنج فراوان زندگی کردم. بعد از سالها عذاب، درد و رنج، درهای رحمت الهی به رویم باز شد و من وارد کنگره ۶۰ شدم.
در کنگره ۶۰ چیزهای جدیدی به من گفته شد. به من گفتند که درمان خواهم شد. با خودم فکر میکردم: «درمان، بعد از سالها؟ مگر ممکن است؟» چرا کنگره ۶۰ به من میگفت درمان میشوم؟ چگونه ممکن بود خیاری که تبدیل به خیارشور شده بود، دوباره به حالت اولیه خود بازگردد؟
در کنگره ۶۰ واژهها متفاوت هستند. یکی از این مفاهیم، «صورت مسئله اعتیاد» است که باعث اتفاقی بسیار مهم در جهان تاریک یک فرد مصرفکننده میشود.
«صورت» به معنای سیما، شکل و پیکر است و «اعتیاد» به معنای وابستگی شدید جسمی و روانی به مواد مخدر، الکل یا حتی برخی رفتارهای خاص است.
با توجه به این تعاریف و کنار هم قرار گرفتن مفهوم «صورت مسئله اعتیاد» توسط آقای مهندس دژاکام، کاشف متد DST، انقلابی در دل تاریکیها اتفاق افتاد.
صورت مسئله اعتیاد، پرده از مجهولات اعتیاد برداشت و وضعیت فرد مصرفکننده مواد مخدر و الکل را به شکلی متفاوت مورد بررسی قرار داد. جسم فرد مصرفکننده، از تعادل طبیعی خارج شده است و آسیبهای ناشی از مصرف مواد مخدر، این تعادل را بر هم زدهاند. به دلیل عدم تعادل جسم و روان، خلقوخو و رفتار فرد نیز بهشدت دچار تغییر میشود و رفتارهای تند و نامتعادل از خود نشان میدهد.
جهانبینی، یعنی نگرش و تفکرات فرد مصرفکننده نیز، تحت تأثیر افرادی که با آنها در ارتباط بوده و آموزشهای نادرست، بهشدت منفی و از تعادل خارج شده است.
در کنگره ۶۰، جسم، روان و جهانبینی، بخشهایی هستند که بازسازی و ترمیم میشوند.
اما در خارج از کنگره، گاهی با روشهای نادرست و بعضاً بسیار خطرناک، تنها برای مدتی مصرف مواد قطع میشود و سپس با روشهایی مانند کمپدرمانی، شلاقدرمانی، سقوط آزاد یا روشهای دیگر، بعد از چند روز عدم مصرف مواد و منفی شدن تست، به فرد گفته میشود که دیگر پاک شدهای و از این به بعد، همهچیز به خودت بستگی دارد که مصرف کنی یا نکنی.
در این روشها، به روان و جهانبینی فرد توجهی نمیشود. حتی جسم نیز به تعادل نرسیده است و تنها مصرف مواد فرد بهصورت ناگهانی قطع میشود.
سیستم عصبی فرد که بخشی از جسم اوست، به دلیل مصرف مواد مخدر دچار آسیب و اختلال شده و قادر به فعالیت صحیح نیست. این وضعیت را میتوان به کارخانهای تشبیه کرد که روزی هم مواد اولیه مناسب داشته و هم تولیدی عالی، اما به دلیل مدیریت ضعیف، دیگر از مواد اولیه خبری نیست و در نتیجه، تولیدی هم در کار نخواهد بود.
در چنین شرایطی، فرد مصرفکننده نه رفتار مناسبی دارد و نه انگیزه و امیدی به زندگی برایش باقی میماند.
من شخصاً هر بار که در کمپ یا در خانه اقدام به ترک میکردم، دائماً فکر خودکشی به سرم میآمد. این مسئله نیز در کنگره ۶۰ با عنوان «جهانبینی افیونی» مطرح میشود.
کنگره ۶۰ با استفاده از مادهای به نام شربت تریاک یا OT، جسم من را در حدود ۱۰ ماه به تعادل طبیعی رساند. در نتیجه آن، و همچنین با آموزشهای جهانبینی، روان من نیز به شکل شگفتانگیزی بهبود پیدا کرد.
به شکلی که اطرافیان من در همین مدت کوتاه، متوجه تغییرات محسوس در رفتارم شدهاند. قبلاً رفتارم بهشدت تند و پرخاشگرانه بود، اما اکنون دیگر به دنبال حاشیه نمیگردم و حالم بهشدت تغییر کرده است.
میتوانم بگویم از دل همان خیارشور، به شکلی معجزهآسا یک خیار متولد شده و در حال شکستن دیوارهای آن جسم قدیمی است تا دوباره متولد شود.
همه اینها بهواسطه روش ابداعی دانشمندی ارزشمند، آقای مهندس دژاکام، به وقوع پیوسته است.
همچنین تشکر میکنم از راهنمای محترم، آقای محمدامین حملهداری، از لژیون هشتم شعبه شادآباد.
با احترام
مسافر مهدی
لژیون هشتم، شعبه شادآباد
تایپ و ارسال: خدمتگزاران سایت شادآباد
- تعداد بازدید از این مطلب :
268