به نام قدرت مطلق الله
لطفاً به رسم کنگره خودتان را معرفی کنید.
سلام دوستان، مهدی هستم، مسافر. آخرین آنتی ایکس من متادون، تریاک و شیشه بود. روش درمانم DST و داروی درمانیOT. راهنمای بزرگوارم آقای محمدرضا محمدی هستند. در کنگره در رشته ورزشی طنابکشی و پینگ پونگ فعالیت دارم و به دستور جناب آقای مهندس، دو سال و شش ماه است که رهایی دارم.

چرا شناخت صورت مسئله اعتیاد، پیشنیاز درمان واقعی است؟
در وهله اول، شناخت اعتیاد خودش یک رشته تخصصی است؛ یعنی باید اعتیاد را بهدرستی بشناسیم. با تدابیری که جناب آقای مهندس و دانشگاه علوم خوارزمی در زمینه اعتیاد و شاخههای مختلف آن در پیش گرفتهاند، این موضوع بهصورت تخصصی در حال بررسی و آموزش است. به نظر من، شناخت اعتیاد موضوع بسیار مهمی است؛ باید بدانم اعتیاد چیست، چگونه به وجود آمده و چرا باید آن را کنار بگذارم. اصل موضوع در صورت مسئله اعتیاد، جایگزینی مواد بیرونی با مواد درونی انسان است. این مسئله باعث میشود مصرف تفننی آغاز ماجرا باشد و در ادامه، فرد وارد تاریکیهای اعتیاد شود. در کنگره ۶۰ نیز درمان اعتیاد یک فرآیند ده تا یازدهماهه است و مثلث درمان زمانی کامل میشود که جسم و روان در کنار هم مورد توجه قرار بگیرند. جسم با دارو، نوشتن سیدیها و انجام آموزشهایی که راهنما از رهجو میخواهد، بهتدریج بازسازی میشود و از طرف دیگر، روان و جهانبینی نیز با حضور مستمر در جلسات و دریافت آموزشها شکل میگیرد.
کنگره ۶۰ چه تفاوتی در نگاه به ماهیت اعتیاد ایجاد کرد؟
ماهیت اعتیاد این است که هیچکس یکشبه مصرفکننده نشده است و کسی با یک یا دو بار مصرف نمیتواند بگوید که مصرفکننده شده است. حداقل باید مدتزمانی طولانی، حدود یک سال، یک ماده مخدر یا محرک را بهصورت مستمر مصرف کند تا اعتیاد شکل بگیرد. همانطور که برای مصرفکننده شدن زمان لازم است، برای درمان نیز زمان لازم است. در کنگره ۶۰ این نگاه وجود دارد که درمان باید در یک فرآیند مشخص و تدریجی انجام شود و فرد بتواند حدود ده ماه حضور مستمر در جلسات داشته باشد و در کنار داروی درمانی، آموزشها و سایر اصول درمان را نیز دنبال کند. به نظر من، همین نگاه باعث میشود درمان از یک قطع مصرف ساده فراتر برود و به بازسازی جسم و روان برسد.
شناخت تخریبهای ناشی از مصرف چگونه مسیر درمان را مشخص میکند؟
ما با دو نوع ماده روبهرو هستیم؛ یک سری مواد افیونی هستند و یک سری مواد محرک. در هر دو صورت تخریب به وجود میآید، اما نوع و شدت این تخریبها با توجه به ماده مصرفی و نحوه مصرف متفاوت است و در بعضی از مواد محرک، تخریبها بیشتر خودشان را نشان میدهند. مواد محرک به دلیل ساختار شیمیایی خود میتوانند تخریبهای خاصی ایجاد کنند و مواد افیونی نیز با توجه به نوع ماده، مدتزمان مصرف و شرایط فرد، تخریبهایی را در سیستمهای مختلف بدن به وجود میآورند. بنابراین شناخت تخریبهای ناشی از مصرف اهمیت زیادی دارد، چون به من کمک میکند بفهمم چه اتفاقی در جسم و روانم افتاده و چرا برای بازسازی این ساختارها باید یک مسیر مشخص و تدریجی را طی کنم.
چرا در درمان اعتیاد، زمان و تدریج اهمیت دارد؟
اگر بخواهید یک ساختمان را بسازید، باید از فونداسیون شروع کنید و بدون فونداسیون و زیرسازی مناسب، نمیتوان یک ساختمان چندطبقه و مستحکم بنا کرد. ساختمان جسم انسان نیز به همین شکل است و وقتی در اثر مصرف مواد تخریب شده، نیاز به زمان و بازسازی دارد. همانطور که یک ساختمان برای ساخته شدن به زمان و مراحل مشخص نیاز دارد، جسم انسان نیز نمیتواند در مدت کوتاهی به حالت طبیعی برگردد. در کنگره ۶۰ با استفاده از شربت اوپیوم و با یک برنامه تدریجی، ساختارهای تخریبشده سیستم بدن بهآرامی بازسازی میشوند. بنابراین زمان و تدریج در درمان اهمیت زیادی دارد، چون قرار نیست فقط مصرف مواد قطع شود؛ بلکه هدف این است که جسم فرصت پیدا کند ساختارهای تخریبشده خود را دوباره بازسازی کند.
صبر و استقامت چگونه به بازسازی جسم و روان کمک میکند؟
به نقلقول از جناب آقای مهندس، با حرکت راه نمایان میشود. این مسیر ممکن است سخت و زمانبر باشد، اما اگر فرد در مسیر درست حرکت کند، سالم و کامیاب میشود و در طول زمان، انرژی و انگیزه لازم برای ادامه مسیر در او شکل میگیرد. حتی زمانی که من به رهایی میرسم، باز هم سؤال این است که چرا باید به کنگره بیایم؟ پاسخ من این است که برای حال خودم میآیم؛ چون هنوز به آموزش نیاز دارم و میخواهم از حضور در جمع و ارتباط با دیگران انرژی بگیرم و در مقابل، انرژی و خدمت خودم را به دیگران منتقل کنم. این تبادل انرژی و ادامه آموزش باعث میشود آرامش و حال خوش فقط مربوط به دوران درمان نباشد و فرد بتواند آن را در ادامه زندگی نیز حفظ کند.
اگر صورت مسئله اعتیاد درست فهم نشود، چه خطایی در درمان شکل میگیرد؟
اگر صورت مسئله اعتیاد بهدرستی توضیح داده و درک نشود، ممکن است فرد در ماههای ابتدایی درمان هنوز مواد بیرونی را مصرف کند و همزمان داروی درمانی کنگره را نیز دریافت کند و در نتیجه، مفهوم واقعی درمان برای او روشن نشده باشد. بخش زیادی از این مسئله به نظم، جهانبینی و میزان فهم خود فرد برمیگردد. ممکن است فردی در بدو ورود نتواند صورت مسئله اعتیاد را بهخوبی درک کند و این موضوع اشکالی ندارد؛ اما حضور مستمر او در جلسات، دریافت آموزش و حرکت در مسیر درمان باعث میشود که بهتدریج صورت مسئله اعتیاد برای او روشن شود. بنابراین حضور مداوم و نظم در کنار آموزش، نقش مهمی در درک صحیح صورت مسئله و ادامه مسیر درمان دارد.
چه زمانی میتوان گفت درمان از قطع مصرف به ترمیم و بازسازی رسیده است؟
بعد از گذشت حدود ده تا یازده ماه، بخش عمدهای از جسم بازسازی میشود؛ به شرط اینکه پازلهای کنگره ۶۰ را بهدرستی اجرا کنم. یکی از این پازلها حضور در پارک است، یکی نوشتن سیدیها و یکی دیگر نظم است؛ یعنی حضور بهموقع و مستمر در جلسات و انجام وظایفی که در مسیر درمان بر عهده من گذاشته شده است. وقتی این موارد در کنار هم قرار میگیرند، پازل درمان کامل میشود و فرد فقط به قطع مصرف نمیرسد، بلکه وارد مرحلهای میشود که جسم و روان او فرصت بازسازی پیدا میکنند و مسیر درمان برای او کاملتر میشود.
رابطه شناخت صورت مسئله، صبر و استقامت با رسیدن به آرامش چیست؟
من بهعنوان راهنمای تازهواردین، یک موضوع همیشه ملکه ذهنم است و آن را به تمام تازهواردین عزیز میگویم: نظم، نظم، نظم. اگر من نظم نداشته باشم، هرگز به درمان نخواهم رسید. شاید در بدو ورود این سؤال برای فرد مطرح شود که نظم چه ارتباطی با درمان اعتیاد من دارد، اما در ادامه مسیر این ارتباط برای او روشن میشود. وقتی فرد حضور منظم داشته باشد، آموزش بگیرد، در جلسات شرکت کند و بهتدریج وارد خدمت شود، هر روز بیشتر با مسیر درمان آشنا میشود و به حال خوش نزدیکتر میشود. به نظر من، صبر و استقامت نیز در همین مسیر معنا پیدا میکند؛ یعنی فرد باید بداند که درمان یک فرآیند زمانبر است و با ادامه دادن مسیر، رعایت نظم و دریافت آموزش، بهتدریج میتواند به آرامش برسد.
آیا میتوان بدون شناخت صورت مسئله اعتیاد به درمانی پایدار رسید؟ چرا؟
خیر. به نظر من بعضی از افراد در بدو ورود تصور میکنند تمام مشکلات ما فقط با دارو حل میشود، در صورتی که دارو تنها پنج درصد درمان را به دوش میگیرد و بخش عمده کار مربوط به حضور در جلسات، نظم، آموزش و خدمتگزار بودن فرد در این سیستم است. میزان حال خوش یک شخص را میتوان تا حد زیادی در نحوه حضور و خدمت کردن او مشاهده کرد. هرچه فرد در مسیر آموزش، نظم و خدمت بیشتر حرکت کند، تأثیر آن را در حال خودش نیز بیشتر احساس میکند. بنابراین اگر صورت مسئله اعتیاد را درست نشناسیم و فقط به دارو بهعنوان راهحل نگاه کنیم، بخش بزرگی از فرآیند درمان را نادیده گرفتهایم و نمیتوانیم به یک درمان پایدار برسیم.
کلام آخر
کلام آخر من خطاب به تمام خدمتگزاران کنگره ۶۰ است؛ در رأس، جناب آقای مهندس، دیدهبان بزرگوار و قدیمی خودمان، آقا کوروش بزرگوار که همیشه در قلبهای ما هستند، راهنمای بزرگوار خودم، آقا محمدرضا محمدی، و تمام خدمتگزاران کنگره ۶۰. همچنین از تمام عزیزان در شعبه و نمایندگی الوند سپاسگزار و قدردان تکتک این بزرگواران هستم. اگر امروز در این جایگاه قرار دارم و میتوانم درباره درمان و صورت مسئله اعتیاد صحبت کنم، بخشی از آن را مدیون آموزشها، راهنماییها و زحمات تمام عزیزانی میدانم که در این مسیر خدمت کردهاند. از همه این بزرگواران تشکر و قدردانی میکنم.
مصاحبه کننده: مسافر کاوش ل۳
عکاس: مسافر علی ل۱۱
بارگزاری: مسافر وحید مرزبان خبری
- تعداد بازدید از این مطلب :
182