"به نام خدا"
دومین جلسه از دور چهلو پنجم کارگاههای آموزشی کنگره ۶۰، نمایندگی عمان سامانی (شهرکرد)، به استادی راهنمای محترم مسافر تیمور، نگهبانی مسافر فریدون و دبیری مسافر حامد ، با دستور جلسه «صورت مسئله اعتیاد» روز سهشنبه ۷ مهرماه ۱۴۰۵ برگزار شد.
خلاصه صحبتهای استاد:
سلام دوستان، تیمور هستم، یک مسافر.

دستور جلسه هفته جاری کنگره ۶۰، «صورت مسئله اعتیاد» است. دستور جلسهای که با شروع سال تحصیلی، در کنگره به آن پرداخته میشود، این مبحث، موضوع بسیار مهمی است و شاید بتوان گفت یکی از مهمترین دستور جلسات کنگره ۶۰ است؛ چراکه صورت مسئله، در واقع فنداسیون، زیربنا و سنگبنای درمان اعتیاد است.
وقتی برای ما روشن شود اعتیاد چیست، به چه دلیل به وجود میآید و فردی که درگیر مصرف مواد مخدر میشود، در چه بخشهایی از وجودش آسیب میبیند، آنوقت راه درمان نیز مشخص خواهد شد. اگر میبینیم در حوزه درمان اعتیاد، خارج از کنگره ۶۰، دانشگاهها، مراکز علمی، کلینیکها و مراکز مختلف نتوانستهاند به نتیجه مطلوبی برسند، یکی از دلایل آن این است که صورت مسئله اعتیاد بهدرستی روشن نشده است.
در کنگره ۶۰ نکتهای داریم که میگوید برای انجام هر کاری باید سه مؤلفه را در نظر بگیریم: «مبدأ، مقصد و هدف». مبدأ یعنی بدانیم از کجا حرکت را آغاز میکنیم؛ هدف، نقطهای است که میخواهیم به آن برسیم و مقصد، همان مسیر و راهی است که برای رسیدن از مبدأ به هدف طی میکنیم.
در درمان اعتیاد، مبدأ یعنی بدانیم در کدام قسمتهای جسم، روان و افکار فرد آسیب ایجاد شده است. وقتی مبدأ را بشناسیم، میتوانیم هدف و همچنین مناسب رسیدن به آن را مشخص کنیم.
آیا برای رسیدن به هدف میتوان از هر وسیله و هر مسیری استفاده کرد؟ قطعاً اینطور نیست. برای رسیدن به یک هدف، باید راه درست را پیدا کرد و از همان مسیر حرکت کرد.
در خارج از کنگره ۶۰، مبدأ را اینگونه تعریف میکنند که در خون فرد مصرفکننده مقداری مورفین، الکل، نیکوتین و یا مواد دیگری وجود دارد. سپس هدف را این قرار میدهند که این مواد را از بدن خارج کنند. وقتی مبدأ و هدف به این شکل تعریف شوند، طبیعی است که مسیر انتخابشده نیز، مسیر درستی برای درمان نخواهد بود.
در این شرایط، بحث سمزدایی و روشهای مختلف پاکسازی مطرح میشود؛ اما در کنگره ۶۰ موضوع بسیار فراتر از این مسائل است.
ما معتقدیم اگر فردی برای حداقل ۲۵۰ مرتبه پیاپی مواد مخدر مصرف کند، بهتدریج درگیر وابستگی میشود و این وابستگی در بخشهای مختلف وجود او آسیب ایجاد میکند. این آسیبها را میتوان در سه بخش اصلی بررسی کرد: جسم، روان و جهانبینی.
در بخش جسم، ابتدا فیزیولوژی و عملکرد بدن دچار اختلال میشود. فیزیولوژی مربوط به نحوه عملکرد دستگاهها و اندامهای بدن است.
در بدن ما سیستمهای شیمیایی بسیار پیچیدهای وجود دارد و یکی از موضوعات مهم در درمان اعتیاد، شناخت مواد شیمیایی و انتقالدهندههای عصبی است. انتقال پیام بین سلولهای عصبی از طریق سیناپس انجام میشود. انتهای آکسون یک نورون و دنتریت نورون بعدی یا رشتههای ماهیچهای، مستقیماً به یکدیگر متصل نیستند و میان آنها فضای خالی وجود دارد که به آن فضای بین سیناپسی میگویند. در این فضا مواد شیمیایی خاصی آزاد میشود تا پیام عصبی را منتقل کند که به آنها واسطههای شیمایی میگویند؛ مانند: اپینفرین، نور اپینفرین، استیلکولین و ...
مواد مخدر بر این سیستم اثر میگذارد. بعضی مواد، نقش مهارکننده دارند و بعضی دیگر محرک هستند. برای مثال، برخی مواد با اثرگذاری بر گیرندهها باعث کاهش در شدت انتقال پیامهای عصبی میشوند و برخی مواد محرک نیز میتوانند فعالیت سیستم عصبی و میزان تمرکز و هوشیاری را افزایش دهند.
آقای مهندس دژاکام با تحقیقات علمی گستردهای که انجام دادهاند، مشخص کردهاند که در اثر مصرف مواد مخدر، در چه بخشهایی از فیزیولوژی جسم، آسیب ایجاد میشود و چگونه این سیستم باید به حالت طبیعی بازگردد.
اما موضوع فقط جسم نیست. بخش دوم، جهانبینی است. جهانبینی یعنی نگاه و برداشت ما نسبت به خودمان، دیگران و جهان پیرامونمان؛ یعنی افکار، نگرشها و باورهایی که در طول زمان در ما شکل میگیرند.
برای مثال، وقتی از فردی که سالها سیگار مصرف کرده است میپرسیم چرا برای درمان اقدام نمیکنی، ممکن است پاسخهایی بدهد که نشاندهنده جهانبینی نادرست او باشد؛ مثلاً بگوید: این ریه که قرار است زیر خاک بپوسد، بگذار خودم آن را نابود کنم!!! بله، چون قافیه تنگ آید، شاعر به جفنگ آید.
با آموزش صحیح جهانبینی میتوان این نگرش و افکار افیونی را تغییر داد و اصلاح نمود.
در وادی دوم میآموزیم که انسان بیهوده آفریده نشده است و جایگاه ارزشمندی دارد. بنابراین حتی اگر یک روز از عمر انسان باقی مانده باشد، باید همان یک روز را نیز سالم و درست زندگی کند. این نگاه، بخشی از اصلاح جهانبینی است.
پس در درمان، باید جسم و روان و جهانبینی را در کنار یکدیگر در نظر بگیریم. در کنگره ۶۰، مثلث درمان بر پایه سه ضلع جسم، روان و جهانبینی شکل میگیرد و هر سه ضلع باید به تعادل برسند.
در بخش جسم درمان طبق مثلث D.O.D، در مسیر درمان حرکت میکند؛ استفاده از داروی مناسب با دوز مناسب، در زمان مناسب و در روش DST. دارو طبق برنامه و دستور راهنما مصرف میشود و بهتدریج سیستم تولید و تنظیم مواد شیمیایی بدن فرصت پیدا میکند که به حالت طبیعی بازگردد.
برای مثال، اگر فردی در کنار درمان اعتیاد، مصرف سیگار خود را درمان نکند، بخشی از توان و انرژی داروی او همچنان درگیر مقابله با اثرات ناشی از مصرف سیگار خواهد بود. بنابراین درمان سیگار نیز اهمیت زیادی دارد و باید همزمان با درمان اعتیاد مورد توجه قرار گیرد، در غیر این صورت به درمان کامل نخواهد رسید و نیمی از درمان برای او محقق خواهد شد.
وقتی جسم و جهانبینی درمان شود، روان نیز شروع به بازسازی میکند. روان ما تحت تأثیر افکار و جسم ماست، ترشح مواد شبه افیونی بدن ما، وضعیت روانی ما را تعیین میکند، اگر موادی چون اندروفن، دینورفین، انکفالین، اکسیتوسین و ... درست و به جا در بدن ترشح شوند، آنگاه روان شما هم در وضعیت خوبی قرار خواهد گرفت.
در جلسه چهارشنبه گذشته نیز آقای مهندس به نکتهای اشاره کردند که برای من بسیار قابل توجه بود؛ اینکه ما حتی از تعریف اولیه اعتیاد عبور کردهایم. یعنی موضوع فقط این نیست که انتقالدهندههای عصبی و سیستمهای شیمیایی بدن دچار آسیب شدهاند، ما وارد مراحل عمیقتری از موضوع شدهایم. ما امروز در حال بررسی ژنوم و بیان ژنها هستیم.
سلولهای بدن ما دارای ۴۶ کروموزوم هستند؛ هر سلول سه بخش دارد؛ پوسته، سیتوپلاسم و هسته. هسته سلول حاوی اطلاعات ژنتیکی است. در هسته، کروموزومها قرار دارند و ژنها روی کروموزومها جای گرفتهاند. هسته سلول دارای ۲۳ جفت کروموزوم است که روی هرجفت کروموزوم، ۲۳هزار جفت ژن وجود دارد. ژنها اطلاعات مربوط به بسیاری از صفات و ویژگیهای بدن را در خود دارند. مثلا یک جفت ژن تعیین میکند که فلان هورمون در بدن چقدر ترشح شود.
وقتی فرد دچار اعتیاد میشود، عوامل مختلفی مانند مواد مخدر، استرس و سایر عوامل آسیبزا میتوانند بر عملکرد طبیعی بدن و حتی فرایندهای سلولی اثر بگذارند. در این شرایط ممکن است تغییراتی در عملکرد سلولها ایجاد شود و این تغییرات، در بخشهای مختلف بدن و روان خود را نشان دهند.
برای مثال، ممکن است در اثر این تغییرات، میزان یا عملکرد برخی مواد و هورمونهایی که در احساس عشق، محبت، آرامش و ارتباط میان انسانها نقش دارند، دچار اختلال شود. این موضوع میتواند در روابط فرد با همسر، خانواده و اطرافیان نیز تأثیر بگذارد.
در خارج از کنگره ۶۰، حتی در مراکز بزرگی مانند دانشگاه هاروارد تصور میکنند که وقتی در بیان ژنها و در ساختارهای سلول عصبی تغییر ایجاد شد، دیگر امکان اصلاح آن وجود ندارد؛ اما در کنگره ۶۰ ما بر این باوریم که با درمان درست، آموزش و در طول مدت زمان مناسب میتوان شرایط را به سمت تعادل و تنظیم مجدد پیش برد.
من در پایان از نگهبان، مرزبانان، راهنما و همه عزیزانی که برای برگزاری این جلسه تلاش میکنند تشکر میکنم. امیدوارم بتوانیم با شناخت صحیح صورت مسئله اعتیاد، مسیر درمان را بهتر بشناسیم و در زندگی خود نیز از این آموزشها استفاده کنیم.
از اینکه به صحبتهای من گوش کردید، سپاسگزارم.

عکس: مسافر رحیم لژیون دوازدهم
نگارش: مسافر حامد لژیون بیستویکم
ارسال: مسافر حمید لژیون نوزدهم
(11)(1)%20(1)(10)(1)(1).gif)
با احترام گروه سایت و مرزبان خبری نمایندگی عمان سامانی شهرکرد مسافر حسین
- تعداد بازدید از این مطلب :
171